بازگشت از ماه یا پایان مأموریت در هالیوود؟

 
 
اجازه دهید قدری زمان را به عقب برگردانیم، به هفتم مهر ماه ۵۳ سال پیش، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی، رقیب اصلی آمریکا در بازی کودکانه‌ای به نام جنگ سرد، برگ برنده‌ای را رو کرد. بیپ‌های منظم اسپوتنیک۱، اولین ماهواره دنیا، جهان را وارد عصر جدیدی نمود و خواب از چشمان ابرقدرت غربی ربود. آمریکایی‌ها اما هنوز چشم از ضربه نخست باز نکرده بودند که روس ها ضربات بعدی را محکمتر وارد کردند. اولین موجود زنده زمینی در فضا که سگی به نام لایکا بود، اولین کشف علمی در فضا، اولین سفر بین سیاره‌ای، اولین کاوشگر فضایی به مقصد ماه و مریخ و زهره، اولین تصویر از سمت به اصطلاح تاریک ماه و اولین و تنها تصویر ارسالی از سطح سیاره ناهید (زهره). هر قدر که لیست افتخارات رفقا در کاخ کرملین پر تعدادتر و با اهمیت‌تر می‌شد، فشارهای سیاسی و اجتماعی بر کابوهای کلبه عموسام فزونی می‌یافت. آمریکایی‌ها باید کاری می‌کردند تا این تحقیر روزافزون جایی متوقف می‌شد.
 
 
 
 
 
سخنرانی تاریخی جان اف کندی در کنگره آمریکا درباره اعلام سفر انسان به ماه
تا پایان دهه ۶۰ و قدم گذاشتن نخستین آمریکایی بر سطح این قمر
 
 
 
در روزهای پایانی سال ۱۳۳۹ شمسی مصادف با ۱۹۶۰ میلادی٬ جان اف کندی به عنوان سی و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در حالی قسم یاد کرد که مردم چشم انتظار تحقق شعارهای غرورانگیز انتخاباتی او درباره برتری موشکی و فضایی نسبت به روسهای بلشویک بودند. اما در این بین٬ کندی تنها چند ماه پس از تحویل گرفتن اتاق خود در کاخ سفید با خبر ویران کننده پرواز مداری یوری گاگارین، نخستین فضانورد دنیا از کشور شوروی سابق روبرو شد. او فوراً یادداشتی برای معاون خود لیندون جانسون نوشت و از وی خواست که وضعیت کشور را در زمینه تکنولوژی فضایی بررسی نماید و طرحی برای برتری آمریکا در این حوزه ارائه کند.
 
 
پاسخ این نامه، سرنوشت فعالیت‌های فضایی بشر را به شدت دگرگون کرد. در آن قید شده که پروژه سفر سرنشین‌دار به ماه آنقدر دست‌نیافتنی است که سالها آمریکا را کشور برتر صنعت فضایی دنیا خواهد نمود. کمی بعد جان اف کندی آغاز رسمی این پروژه را اعلام کرد و وعده داد که تا قبل از سال ۱۹۷۰ اولین آمریکایی بر سطح قمر زمین قدم خواهد گذاشت.
 
 
در آن زمان ناسا تنها توانسته بود آلن شپرد را از طریق پرواز زیر مداری به فضا بفرستد و فناوری فضایی آنها برای ارسال فضانوردی به مانند یوری گاگارین که سفر به فضا را از طریق پرواز مداری تجربه کرده بود بسیار عقب‌افتاده محسوب می‌شد. حتی مهندسان ناسا نیز به آرزوی بلندپروازانه کندی با دیده تردید می‌نگریستند. اما با تصویب بودجه ۲۵ میلیارد دلاری مورد تقاضای ناسا توسط کنگره آمریکا، طوفان ملی بزرگی به راه افتاد که همه دنیا را تحت تأثیر خود قرار داد. در اوج این پروژه بزرگ٬ حدود ۴۰۰ هزار نفر به طور مستقیم و غیر مستقیم در استخدام ناسا بودند و ۲۰ هزار شرکت، دانشگاه، مرکز تحقیقاتی و واحد صنعتی مختلف برای آن کار می‌کردند.
 
 
زمانی که به ادعای رسانه‌ها بالغ بر ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به طور مستقیم قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ را بر سطح ماه تماشا می‌کردند، عده ای نیز چشمهایشان را تنگ کرده و با بدبینی به آنچه پخش می‌شد به چشم یک نمایش تلویزیونی محصول هالیوود نگاه می‌کردند. آنها از خود می‌پرسیدند که چطور امکان دارد کشوری که تا همین هشت سال پیش به سختی می‌توانست یک شامپانزده به فضا بفرستد امروز دو مرد بالغ را با آنهمه تجهیزات در حالی بر سطح ماه فرود آورده که یک فضانورد دیگر در مدار این قمر انتظار آنها را می کشد؟ پرسش مهم دیگر در این باره این بود که چه کسی و چگونه می‌تواند انجام این سفر فضایی را تأیید نماید؟ اما شاید مهمترین سوال آنها این بود که همه آن ۲۵ میلیارد دلار بودجه پروژه آپولوها چگونه و برای چه چیزی خرج شده است؟
 
 
 
تصویر پانوراما از محل فرود ماه‌نشین عقاب در دریای آرامش. تصویر توسط نیل آرمسترانگ برداشته شده است.
 
 
 
 
بدبین‌ها اما تا دو سال پس از انجام آخرین مأموریت آپولو، تنها به غر زدن اکتفا کردند. شور و هیجان مردم آمریکا و شادی دانش‌دوستان سراسر جهان از آنچه انجام پیروزمندانه پروژه عظیم آپولو نامیده می‌شد، باعث شده بود تا آنهایی که شکی درباره این سفر فضایی داشتند کام در دهان فرو برند. اما در سال ۱۹۷۴ بیل کیسینگ کتابی با عنوان "ما هرگز به ماه نرفته‌ایم، خسارت ۳۰ میلیارد دلاری آمریکا" را منتشر نمود. او کارمند سابق بخش انتشارات شرکت راکت‌داین بود که موتورهای موشک فضایی ساترن-۵ یعنی همان موشکی که فضاپیماهای آپولو توسط آنها به فضا پرتاب شدند را می‌ساخت. او در این کتاب که با هزینه شخصی خود مجبور به چاپ و انتشار آن شده بود، پروژه آپولو را سرتاسر یک دروغ بزرگ خطاب کرده است. از نظر کیسینگ ایالات متحده با دروغ‌گویی درباره سفر به ماه تمام بودجه عظیم این پروژه را صرف نظامی‌سازی فضای ماوراء جو نموده است. او همچنین مدعی شده بود که افراد کلیدی و مطلع از این فریب بزرگ که دچار عذاب وجدان شده و قصد داشتند لب به اعتراض باز کنند نیز توسط ناسا در سانحه‌هایی تصادفی مشابه آتش‌سوزی آپولو-۱ روی سکو و انفجار چالنجر به قتل رسیده‌اند.
 
 
 
چهار سال بعد موج دوم تردیدها با نمایش فیلمی سینمایی از پیتر هایامس با عنوان "کاپریکورن-یک" به راه افتاد. در داستان این فیلم نشان داده می‌شود که چگونه سیاست‌مداران آمریکایی با استفاده از حقه‌های سینمایی ماجرای سفر نخستین فضانوردان به مریخ را شبیه سازی می‌کنند. شباهت غیر قابل انکار فضاپیمای کاپریکورن-یک به آپولوها و بدبینی مردم به سیاستمداران کاخ سفید در شرایط دشوار پس از جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت باعث شد که حرف و حدیث‌های جدیدی درباره پروژه فرود انسان بر سطح ماه بر سر زبانها بیافتد و ماجرای فریب فضایی بزرگ دوباره در بین مردم کوچه و خیابان جا باز کند. اما این تازه آغاز ماجرا بود و سخنگویان ناسا و کاخ سفید می‌بایستی خود را برای حمله بزرگتری که در راه بود آماده می‌کردند.
 
 
ماجرا در اوایل سال ۲۰۰۱ و با نمایش یک فیلم مستند تکان دهنده به نام " تئوری توطعه: آیا ما واقعا بر ماه فرود آمده‌ایم؟" توسط شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز وارد مرحله جدیدی شد. فیلم توسط جان مافت و عموما بر پایه نظریه‌های کیسینگ در کتاب " ما هرگز به ماه نرفته‌ایم، خسارت 30 میلیارد دلاری آمریکا" ساخته شده است. نمایش این فیلم مستند موج بزرگی از بدبینی‌ها را در جامعه آمریکا برانگیخت و دگر بار بحث تقلب در این مأموریت‌ها را بر سر زبانها انداخت. عمق نفوذ بسیار زیاد این شبکه پرطرفدار خبری در سراسر دنیا باعث شد تا موج بدبینی‌های سال ۲۰۰۱ در مقایسه با دیگر موارد غیر قابل مقایسه باشد. آمار نشان می‌دهد که جمعیت موافقان طرح توطئه در جامعه آمریکا از رقم ۶٪ در قبل از نمایش فیلم به رقم ۲۰٪ در پس از نمایش آن رشد پیدا کرده است.
 
 
از نظر تمام کسانی که ادعا دارند این پروژه فضایی فریبی بیش نبوده است، ساکنان کاخ سفید انگیزه کافی برای این کار را داشته‌اند. اول از همه احیای آبروی از دست رفته مربوط به عقب‌ماندگی غیر قابل انکار آمریکا از اتحاد جماهیر شوروی در دست‌یابی به فضا می‌توانسته سردمداران آمریکایی را وارد بازی خطرناکی جهت اجرای نمایش سفر به ماه نموده باشد. از سویی دیگر با توجه به وعده اطمینان بخش رئیس جمهور وقت ایالات متحده مبنی بر سفر انسان تا پایان دهه ۶۰ تمامی هم و غم دستگاه دیپلماسی این کشور تحقق بخشیدن به قول شخص اول مملکت بوده است تا اعتماد عمومی مردم به سیاستمداران جلب گردد. مدعیان همچنین معتقدند که سیاستمداران ینگه دنیا با سرگرم کردن مردم به نمایش زیبا و غرورآفرین سفر به ماه، می‌توانستند ۳۰ میلیارد دلار بودجه این طرح از نظر آنها خیالی را صرف تولید تجهیزات نظامی برای استفاده در فضا و یا به عبارتی نظامی کردن فضا نموده باشند.
 
 
موافقان طرح توطئه یا به عبارتی آنهایی که می گویند انسان هرگز به ماه سفر نکرده است چند پرسش چالش برانگیز را در مقابل مقامات ناسا قرار می دهند که در قسمت دوم این مقاله به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت اما از مهمترین‌هایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد.
 
 
آنها می پرسند چگونه کشوری که در سال ۱۳۴۰ شمسی حتی نمی توانست یک شامپانزه را به مدار کم ارتفاعی در اطراف زمین بفرستد، تنها در فاصله هشت سال توانایی لازم برای ارسال سه فضانورد به دور ماه و فرود آوردن دو نفر از آنها را پیدا کرده است؟ سوال دوم اینکه این سه فضانورد چگونه توانسته اند از محدوده پرخطر کمربند تشعشعی ون آلن بدون اینکه آسیبی ببینند گذر کنند؟ سوم اینکه طبق قوانین فیزیک و سرعت امواج در فضا باید بین مکالمات فضانوردان با مرکز کنترل زمینی حدود ۲ ثانیه تاخیر باشد، چرا این تاخیر شنیده نمی شود؟ آیا فضانوردان داشتند از اتاق بغلی با همکارانشان در واحد کارگردانی این نمایش بزرگ مکالمه بی‌سیمی انجام می‌دادند؟ اما پرسش چهارم مربوط است به پرچم کشور آمریکا که در تصاویر ویدئویی ارسال شده به زمین در حال اهتزاز و تکان خوردن دیده می‌شود در حالی که در سطح ماه٬ هوایی برای تکان دادن این پرچم وجود ندارد. بدتر از همه اینها صدها تصویری است که به نظر می‌رسد در آنها اشکالات متعدد از سایه‌های همگرا گرفته تا زباله‌های فراموش شده توسط عوامل احتمالی فیلم برداری! دیده می‌شود. اینها تازه گوشه‌ای از اشکالات گرفته شده توسط موافقان طرح توطئه است.
 
 
 
چرا پرچم آمریکا در ماه که هوایی نیست٬ پبچ و تاب می‌خورد؟ چرا در آسمان هیچ ستاره‌ای نیست؟
چرا جزئیات فضاپیمای ایگل در بخش سایه به خوبی دیده می‌شود؟ چرا این آقاهه برگشته داره ما را نگاه می‌کنه؟!!!
 
 
 
 
البته ناسا دلایل غیر قابل انکاری مبنی بر بودن در سطح ماه دارد. مثل سه عدد رفترورفلکتوری که هر ستاره‌شناس آماتوری هم با داشتن ابزار مناسب می‌تواند شعاع لیزری بر آنها تابانده و بازگشت آن را ثبت نماید. از سوی دیگر حدود ۳۸۰ کیلوگرم سنگ و سایر مواد معدنی برگردانده شده از سطح ماه که توسط صدها زمین‌شناس و مرکز دانشگاهی آزمایش شده و اصیل بودن آنها تأیید گردیده است خود دلیل محکم دیگری است که آمریکا بر سطح ماه فرود آمده است. اما طرفداران تئوری توطعه می‌گویند این اقدامات می‌توانسته است به شکل روباتیک و بدون حضور انسان نیز صورت پذیرد.
 
 
حدود سه سال پیش کاوشگر فضایی سلن متعلق به آژانس فضایی ژاپن، تصاویری سه بعدی از محل فرود آپولوها تهیه کرد که با دقت بی‌نظیری صحت تصاویر برداشته شده توسط فضانوردان را نشان می‌داد. اما اتفاق اصلی دو سال پیش رخ داد، زمانی که ناسا تصاویری از مدارگرد شناسایی ماه، LRO منتشر نمود که به وضوح محل‌های فرود آپولوها را نشان می‌داد. در این تصاویر ردهای به جا مانده از حرکت فضانوردان و ماه‌نوردها به خوبی دیده می‌شود. اما با همه اینها هنوز طرفداران توطعه قانع نشده‌اند. آنها می‌گویند که همه این شواهد توسط تجهیزاتی تهیه شده‌اند که در تملک ناسا است و یا به صورت مشترک توسط این آژانس فضایی اداره می‌شود، پس چگونه می‌توان به بی‌طرفی آنها اعتماد نمود.
 
 
 

 
تصویر سمت راست توسط فضانوردان مأموریت آپولو-۱۵ و تصویر سمت چپ توسط دوربین سه بعدی سوار بر فضاپیمای سلن٬ متعلق به آژانس فضایی ژاپن برداشته شده است. آیا تطابق بی‌نظیر زمین‌شناسی منطقه جایی برای بحث بر سر ساختگی بودن سفر به ماه باقی می‌گذارد؟
 
 
 
 
برنامه سفر انسان به فضا چه صورت گرفته باشد و چه با فریب‌های رایج سینمایی بازسازی شده باشد یک واقعیت غیر قابل انکار را در دل خود نهفته دارد که تحقیقات و پژوهشهای علمی در راستای این پروژه کاملا واقعی بودند. بسیاری از داشته‌های علمی و تکنولوژیکی بشریت در حال حاضر مرهون تلاشهای پژوهشی آن زمان است. افتخار سفر احتمالی انسان به تنها قمر زمین تنها از آن آمریکایی‌ها نبود همانطور که افتخار ارسال اسپوتنیک۱ نیز تنها متعلق به روسها نیست. همانطور که هیچ کدام از اکتشافات و اختراعات را نمی‌توان به نام یک ملت و دایره بسته مرزهای جغرافیایی یا سیاسی محدود کرد. اگر نبودند دانشمندان و متفکران بی‌شماری از چین و هند و ایران گرفته تا یونان، مصر و روم در عهد گذشته و از روسیه و آلمان و ژاپن تا فرانسه و انگلیس و آمریکا در دوران معاصر، آیا فقط یک ملت آنهم در زمان محدود چند ساله، توانایی محیا کردن زمینه و پایه‌های چنین بنای عظیمی را داشت؟
 
منبع : www.spacescience.ir
/ 0 نظر / 11 بازدید