آمریکااز‌خیابان‎های‌تهران‌خون‎می‌خواهد

سعدالله زارعی کارشناس مسائل بین المللی در جلسه ای به دعوت از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان در این دانشگاه حضور پیدا کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، وی پیرامون مسائل خاورمیانه و تاثیرات انقلاب اسلامی بر این تحولات ابراز داشت: تحولاتی که این روزها اکثر کشورهای عرب خاورمیانه و شمال افریقا را در بر گرفته، تقریبا توسط بسیاری از محققین و کارشناسها پیش بینی شده بود و بسیاری از سازمان ها ی سیاسی و اطلاعاتی هم به ارزیابی و پیش بینی این مسائل پرداخته بودند .
این تقریبا در بسیاری از محافل اطلاعاتی و سیاسی این مسئله آمده بود که منطقه خاورمیانه و شمال افریقا یعنی منطقه اسلامی آماده تحولات است و رخدادهای بزرگی را خودهد دید و شاید بتوانیم بگوییم قبل از همه  امام (ره) در سال های رهبریشان در ایران این تحولات رو وعده داده بودند.

ایشان در مورد صحبت های امام (ره) بیان کردند: هم این که امام عبارتهای کلی دارند درباره امریکا و رژیم های وابسته و هم این که عبارتهای خاص دارند درباره رژیمهایی که این روزها ساقط شدند . اگر دوستان تاملی کنند و پیامی که امام به روحانیت در تاریخ 3 اسفند سال 67فرمودند، مراجعه داشته باشند که در صحیفه نور جلد بیست و یک آمده. امام به طور خاص اشاره میکنند که جنگ ما فتح فلسطین و عراق رو در پی خواهد داشت . فتح مصر رو در پی خواهد داشت و اشاره می کنند به کشورها و وعده میدهند که این کشورها تحت تاثیر انقلاب ایران تحولات بزرگی رو تجربه میکنند .

وی در مورد این اتفاقات ابراز داشت: این که دقیقا در اواخر در سال 89 اتفاق می افتد را کسی پیش بینی نکرده بود ولی اساس این قصه پیش بینی شده بود . مبنای پیش بینی ها هم این بود که این جریان اسلامی که در ایران روی کار آمده و اشعه ها ی این انقلاب در سطح منطقه خاورمیانه این در واقع تاثیر خودش را در کشورهای اسلامی مخصوصا کشورهای عرب و خاورمیانه بر جای گذاشته است.
* افغانی ها هم متکی به ایران بودند یعنی هم از ما کمک میگرفتند و هم این که پیروزی خود را پیروزی اسلام میدانستند.

وی با اعلام این موضوع که اگر نگاهی به تاریخ داشته باشیم می بینم که در این فاصله ما ماجرایی داریم تحت عنوان مقاومت افغان ها با اتحاد جماهیر شوروی . که اینها نُه سال جنگیدند 1357 تا 66 و دست آخر شوروی را بیرون کردند با وجود این که درآن زمان وقتی اسم ارتش سرخ به زبان می آمد تن مردم می لرزید .
آن ماجرای مثلا بهار پراگ و کشتاری که ارتش شوروی در شرق پراگ انجام داد در تاریخ ثبت شده است ولی افغان ها توانستند این ابر قدرت را شکست بدهند.

در همان مقطع افغانی ها هم متکی به ایران بودند یعنی هم از ما کمک میگرفتند و هم این که پیروزیشان را پیروزی اسلام میدانستند و با ما احساس مشترک داشتند .

*. در سال 1361 یک جریان اسلامی در لبنان شکل گرفت و دو سال بعد به نام حزب الله لبنان شروع به مقابله کرد
وی در ادامه به لبنان اشاره کرد و گفت:  بعد از افغانستان در لبنان اسراییلی ها آمدند لبنان رو ظرف دو سه روز اشغال کردند. کل این کشور را مثل لقمه آماده در سال 1361 اشغال کرد .قبلا هم اشغال کرده بود .

لبنان اساسا یک کشور بی دفاعی بود بی پناهی بود بدون ارتش که راحت اسراییل آمد وآن را گرفت . در سال 1361 یه جریان اسلامی در لبنان شکل گرفت و دو سال بعد به نام حزب الله لبنان شروع به مقابله کرد. در آن ایام مقر فرانسوی ها در جنوب لبنان منفجر شد حزب الله هم با عملیات چریکی ضربات سنگینی را به صهیونیسم ها وارد کرد .
اسرائیل در سال 1996 ناچار شد که بیروت رو ترک کند و به سمت منطقه جنوب لبنا بیاید.
در این منطقه، جایی هست که اصطلاحا به آن منطقه نهر لیتانی میگویند. در منطقه جنوب سیدای لبنان بین سیدا و سو جایی هست به اسم نهر لیتانی امد اونجا بعد هم اسراییلیها در سال 2000 کل لبنان رو تخلیه کردند و عملا لبنان ازاد شد که این ازادی رو فقط حزب الله لبنان محقق کرد . نه ارتشی داشت نه در حال حاضر آنچنان ارتشی داره .
وی در ادامه در تشریح روابط ایران و لبنان بیان داشت: حزب الله به عنوان یک جریان مذهبی چریکی متکی به جمهوری اسلامی و با برخورداری از روحیه جمهوری اسلامی وارد میدان شد و موفق شد شاخ اسرائیل رو در میدان بشکند .

زارعی در ادامه به تشریح جریان یمن پرداخت:  جریان دیگر در یمن به وجود امد که در انجا گروهی از جوانان در مساجد تشکیلات مختصری داشتند تحت عنوان شباب مومن.اینها مکتب قران بودند، می نشستند دور هم قران میخواندند، زمانی که آمریکا دست به اشغال عراق زد، این گروه  آرام آرام به سمت فعالیت های سیاسی سوق پیدا کردند .
این موضوع موجبات نگرانی رژیم یمن را فراهم کرد که نتیجه ی آن در گیری با این گروه بود.

در سال 1382 اولین در گیری به وجود آمد که سال اشغال عراق هم هست . اواخر 1381 عراق اشغال شد دقیقا 28 اسفند این اتفاق افتاد . در همان سال در یمن جوانها وارد فعالیت سیاسی شدند که رژیم علی عبدالله صالح با این ها درگیری پرداخت که موجب شد آنان به سمت کوه های شمال سعده فرار کنند.

اما رژیم نتوانست این جوانان را  از پا در بیاورد و بعد آمد ترفندی زد و توانست تعدادی از این نیروهای شباب مومن رو بکشد ولی چند ماه بعد دوباره فوج جدیدی از این شباب مومن به صحنه آمدند که تا سال 1388 این ها شش بار با رژیم درگیر شدند .

او در خصوص فعالیت های گروه الحوثی این گونه ابراز داشت: درگیری آخر درگیری بود که به طور مشترک با رژیم علی عبدالله صالح ، ارتش عربستان ، اردن و آمریکا داشتند این گروه، یک گروه کوچک بود به طوری که در آغاز شروع کار خود تعدادشان حداکثر دویست نفر می شد اما ظرف یک دوره شش ساله اینقدر رشد کردند که چهار قدرت با آنها به مقابله پرداخت. 

در بهمن سال 88 که جنگ تمام شد این گروه توانسته بود فقط صد هزار جوان چریک تربیت کند و دست آخر رژیم صالح دستان خود را در مقابل این ها بالا برد، عربستان تسلیم شد، اردن عقب نشینی کرد امریکایی ها رها کردند.

روزی که این ائتلاف دست از سر حوثی های یمن برداشت فقط 35 تا پایگاه نظامی عربستان در دست این جوان ها بود این در حالی بود که این گروه واقعا اسلحه آنچنانی هم نداشتند و کسی هم از آنها حمایت نمی کرد .

زارعی در خصوص کمک ما به این گروه اعلام کرد:  ما هم دستمان از بابت به کمک آنها کوتاه بود و هم ارتباط زمینی با آنها نداشتیم، حتی ارتباط دریایی هم نمیتوانستیم با آنها بگیریم و ارتباط هوایی هم طبیعتا ممنوع بود، و هر منفذ رابطه ما با با این جوان ها را قطع کردند.

ما یک بیمارستان داشتیم به نام فاطمه زهرا(س) که بیمارستان مجهزی بود و رژیم عبدالله صالح این تنها بیمارستان مجهز رو از بغض با ایران تعطیل کرد و به قیمت اینکه خودش رو در مقابل مردم قرار داد که البته این حرکت یک تجربه عربی و اسلامی بود.

یک تجربه دیگر در عراق بود که آمریکایی ها آمدند یک سیصد هزار تا نیروی اطلاعاتی و نظامی داشتند که با نیروهای انگلیسی و فرانسوی یک حدود 400 تا 500 هزار تا نیروی نظامی، امنیتی و اطلاعاتی در عراق جمع شده بود.

زارعی تاثیر انقلاب اسلامی ایران در عراق اینگونه توصیف کرد: در کشوری مثل عراق کار نفوذ جمهوری اسلامی به آن جا رسید که وزیر خارجه انگلیس با صراحت گفت آنکه در عراق حکومت می کند ایران است .

آمریکایی ها با صراحت گفتند که ما هرجای عراق  که نگاه میکنیم نفوذ ایران را مشاهده میکنیم، و در همین ماجرای هشت نه ماه گذشته که بحث دولت عراق به میان آمد آمریکایی ها خیلی تلاش کردند که نخست وزیر را عوض کنند و یک نخست وزیر متمایل به خودشان روی کار آید که موفق نشدند . این تجربه سیاسی تجربه عربی اسلامی بود .

این چند اتفاق را مرور کنید ملت های خاور میانه در طول این سالها نگاه که می کردند می دیدند که آنجایی موفقیت و پیروزی است که عنصر اسلام و توده مردم کنار هم هستند و جبهه واحدی تشکیل داده اند و در برابر بزرگتری قدرت ها ایستاده اند .

در افغانستان بر قدرت شرق غلبه کنند در عراق بر قدرت غرب و در ایران بر همه ابرقدرت ها .  واین کاملا واضح بود که چنین تحلیلی در جهان عرب و اسلام چه تحولی را ایجاد میکند . این تفکر که در برابر رژیم های زورگو نمی توان ایستاد از خاورمیانه رخت بست .
این که در برابر توطئه های آمریکا نمی شود ایستاد منتفی شد . این مبناها و زیر ساخت ها و اساس تحولات در سطح خاورمیانه و شمال آفریقا بود .

زارعی در ادامه به وقایع اخیر حادث در خاورمیانه پرداخت و در اینباره ابراز داشت: در مسائل اتفاق افتاده در سطح خاورمیانه سؤال و شبه هایی مطرح است که:

1- اتفاقاتی که در مصر و تونس و لیبی و بحرین و یمن و جاهای دیگر می گذارند آیا این کار خود غربی ها نیست ؟ که این ها احساس میکنند این رژیم های غربی ناکارآمدند دموکراتیک نیستند امروزی نیستند و برای این که خطر ایجاد نشود باید بروند .
 وزیر امور خارجه امریکا در تلویزیون اعلام می کند که مبارک باید برود قذافی باید برود . هر روز پشت تریبون اعلام می کنند و رسانه هایشان بر این موضوع مانور می دهند . و بنابراین این یک برنامه ی آمریکایی برای تغییر خاور میانه ست . و این در راستای تلاشآمریکا برای ایجاد خاورمیانه بزرگ است .

وی می گوید: این شبهه مطرح است و دو دسته آدم ها این شبهه را مطرح می کنند .
یک دسته آنهایی که از اساس معتقدند که آمریکایی ها واقعا در عرصه بین المللی سیطره دارند  و در این عرصه تا آنها نخواهند اتفاقی نمی افتد .

دسته دوم به اظهار نظرهای خانم کلینتون نگاه می کنند . و این ها را نشانه هایی برای مدیریت کردن آمریکا میدانند . این ها می گویند جوانان مصری اعلام کرده اند ما همدیگر را از طریق فیس بوک شناختیم پس این یک جنبش از جنس تئوری جین شارپ است . و بنابراین این یک ماجرای آمریکایی است . اما جواب :

اولا امریکایی ها واقعا بر عرصه بین المللی سیطره ندارند، اگر سیطره داشتند توانسته بودند تا حالا ماجرای هسته ای ما را حل کنند، اگر سیطره داشتند توانسته بودند تا حالا حزب الله لبنان را کنار بزنند، اگر توانایی داشتند در عرصه فلسطین اهداف خود را پیش می بردند .
ما علائم قطعی داریم که در یک سری از معادلات سیاسی آمریکایی ها نتوانستند نقش آفرینی کنند . پس این نظریه که آمریکاییها اقتدار دارند و این که آمریکایی ها می توانند در عرصه بین المللی کار خود را پیش ببرند قابل قبول نیست .

باید گفت آمریکایی ها با توجه به این تجربه ده ساله از سال 2000 به این طرف در هر کجای خاورمیانه و کشورهای اسلامی که انگشت گذاشته و دخالت کردنند خودشان اعلام کرده اند که ما داخل این قضیه مانده ایم . آمریکایی ها امسال آخرین سال حضور خود را در عراق تجربه می کنند . خب این ماجرا به آمریکایی ها می گوید که شما قدرت ریسک ندارید، نمی توانید در پروژهای حضور پیدا کنید و آن را تا آخر ادامه دهید، بنابراین بهتر است ریسک نکنید .

از این مطلب نتیجه گیری میکنیم که آمریکایی ها واقعا در خصوص رژیم هایی که این رژیم ها به طور مطلق در اختیار دارند ریسک نمی کنند و دلیلی هم ندارد.

اینها حسنی مبارک را برمیدارند حالا چه کسی را قرار است جای او بگذارند ؟ چه کسی را می توانند جای او بگذارند. آمریکاییها می خواستند به واسطه عراق مشکل ایران را حل بکنند تا سیستم صدام حسین لغو شد اما جمهوری اسلامی رفت آنجا از فضا استفاده کرد و توانست تأثیرات خود را در این کشور نشان دهد و این موجب به وجود آمدن فضایی به نفع ایران شد که دست آمریکایی ها را بری ریسک کردن بست. پس آنچه که در مصر و تونس اتفاق افتاده قطعا برنامه آمریکا نیست چون آن توان ریسک ندارد. اما آمریکایی ها در عین حالی که ریسک نمی کنند همراهی می کنند چرا که بتوانند در منطقه جای پایی پیدا کنند. و از آن جای پا استفاده بکنند و از آن سیستم بهره ببرند.

زارعی بیان داشت :در کشورهای خاورمیانه مثل کشور ما 4 اهرم وجود دارد.1- رسانه 2- دیپلماسی 3-ارتش  4- روشنفکران وابسته،
 این4 تا همه ی ابزارهای تاثیر گذاری آمریکا در خاورمیانه است. با توجه به این ابزارها ارزیابی بکنید که با توجه به این ابزار ها می تواند تاثیر گذاری داشته باشد . آمریکا که رسانه های قدرتمندی دارد. برخی از روزنامه های آمریکایی تیراژ36 میلیونی دارند که یک تیراژ خارق العاده ای است. رسانه های آمرکایی بسیار قدرتمند هستند و رسانه های اروپایی و قطعا این شبکه ها در بحث های خاورمیانه کار می کند اما باید دید رسانه چه زمانی روی مخاطب اثر می گذارد؟ زمانی که مخاطب به آن رسانه اعتماد داشته باشد.
آیا ملت های مسلمان با توجه به تجربه 30 ساله ، بلکه 200 ساله خود نسبت به رسانه های غربی اعتماد دارند ؟ آنچه که مشخص است قطعا ملت های مسلمان نسبت به این رسانه ها سو ظن دارند و قطعا مسلمانان بی اعتمادند. پس آمریکایی ها نمی توانند از طریق غرب تاثیر گذار باشند.

در خصوص دیپلماسی باید گفت آمریکا یی ها قدرت دیپلماسی بسیار قوی دارند.حقیقتا آدم حیرت می کند از نوع دیپلماسی این کشور برای مثال آمریکایی ها همزمان می توانند 200 تا 300 پرونده دیپلماسی را مدیریت کنند. مثل پرونده هسته ای ما، به واسطه اینکه از کل 9000 اتاق فکر دنیا 2700 تای آن برای آمریکا است. اما دیپلمات با چه کسی می تواند مذاکره کند ؟ مگر در این جنبش ها دیپلمات دارند که بخواهند با آنها مذاکره کنند ولو آمریکا یک میلیون دیپلمات داشته باشد.

بحث سوم ارتش ها هستند. می دانید که ارتش های سرکوب گر همواره ابزار دست آمریکایی ها بودند اما آیا در شرایط فعلی این جنبش ها از این ارتش ها می ترسند.

در مصر مبارک 48 ساعت از غرب فرصت گرفت تا با سرکوب نظامی جلوی خیزش رو بگیرد که ماجرای شتر سواران پیش آمد. 300 آدم را در این 48 ساعت ترور کردند افرادی که فکر می کردند اینها ممکن است سر پُل حرکت ها باشند. معمر قذافی تا کنون بیش از 5000 نفر را کشته است حالا ببینید لیبیایی ها عقب نشسته اند یا شعله ور تر شده اند.بنابراین این عنصر ارتش هم قدرت خودش را از دست داده .

اما عنصر چهارم روشنفکرانی مثل محمد علی فروغی ها که نقش لشگر ها را برای آمریکا و اسرائیل بازی کرده اند. حال در این نظام ها این روشنفکران چقدر رأی دارند؟ چقدر در بین جامعه نفوذ دارند؟ البرادعی حزب تغییر را تاسیس کرد، تا حالا چند نفر توانسته که عضو جذب کند؟

فصل حاکمیت روشنفکران وابسته در خاورمیانه به پایان رسیده است بنابراین بدانید که آمریکایی ها هیچ ابزاری برای تاثیر گذاری بر خاورمیانه ندارند. و ابزار های سنتی آنها در خاورمیانه دیگر جواب نخواهد داد.

ابرقدرت ها چاره ای ندارند به جز اینکه همراهی نشان بدهند تا اینکه بتوانند اقدامی انجام دهند. در همین چند روز پیش یکی از ریچارد آرمیتاژ مقامات آمریکایی به اسرائیلی ها توصیه کرد به جای انکه ماتم بگیرید بگردید دنبال افراد و با آنها منافع آینده خودتان رو تامین کنید. باید دنبال افراد جدید گشت اما اسرائیلی ها محال است بتوانند افرادی را مثل مبارک پیدا کنند که بتواند به آنها کمک کند.

و در ادامه می گویند جنبشهای تاریخی مثل اخوان که قدمت 80 ساله دارد ارتباطی با جوانهای واقع در میدان التحریر ندارد.
آنها می گویند برای فهم این حرکت جوانها سراغ آن حرکتهای تاریخی نروید و سراغ این احزاب قدمت دار مثل اخوان هم نروید چرا که اینها ربطی به آنها ندارند اما در جواب باید گفت که اینها کاملا نادرست است. اولا چه کسی اینها را فیس بوکی می خواند کسانی که می خواهند بر روی این جنبش موج سواری کنند. کسانی که نفع می برند.

بعد اینکه مگر می شود یک ملت را از فرهنگ و تاریخ خود جدا کرد. برای مثال آیا می شود امام حسین را از مردم ایران جدا کرد ؟ نه خیر امام حسین در خون و ریشه این مردم است. مصری ها را هم نمی شود از تاریخ خود جدا کرد.
وی در ادماه گفت: مگر می شود کسی جنبش فیس بوکی باشد و جنبش خود را از نماز جمعه شروع کند ، شعار الله اکبر بدهد، به کشته هابش لقب شهید بدهد . مگر شهید واژه فیس بوکی است. مگر نماز جمعه فیس بوکی است.

به فرض که تعداد جوان در فیس بوک اقدامی کردند ولی وقتی این حرکت ادامه پیدا می کند معلوم می شود کسان دیگری آمده اند و هیمه به این جرقه اضافه کردند که این آتش ماندگار شد.

فیس بوک ممکن است تأثیری بگذارد، اما آن چیزی که مردم را 20 روز در میدان التحریر، میدان لولو در بحرین  نگه می دارد، دیگر فیس بوکی نیست .

قطعا آنچه که در جهان عرب اتفاق افتاده یک ماجرای تاریخی است که مربوط می شود به تحولات منطقه که ماجرای انقلاب اسلامی ایران، ماجرای حزب الله لبنان، ماجرای الحوثی یمن، ماجرای شیعیان عراق و ... و بدانید همه ی اینها منبعث از انقلاب اسلامی ایران است. وبدانید در همین تحولات نگاه آنها به جمهوری اسلامی نگاه ویژه ای است.

در تونس هفته گذشته نمایشگاه انقلاب اسلامی ایران برگزار کرده اند که البته قبلا ممنوع بوده، در تونس 8 میلیونی ، 2میلیون نفر بازدید کرده اند. اکثر بازدید کنندگان دنبال این بودند که راجب به مدل انقلاب اسلامی ایران کتاب می خواستند.

سعدالله زارعی در مورد اتفاقات 25 بهمن و سران فتنه اعلام کرد:

در این روز تعداد زیادی منافق تروریست فرستاده بودند که صحنه را به خون بکشند.من پیش بینی می کنم که ما در آینده شاهد اتفاقات بدی باشیم. این خطی که در ایران باید در ایران خونی ریخته شود تا مردم به جوش آیند نظری است که آمریکایی ها دارند و مخفی هم نمی کنند. و اعلام می کنند که ایرانی ها باید داغدار شوند تا به جوش آیند و پیش بینی من این است که در ماه های آینده ما شاهد ریخته شدن خون خواهیم بود.

الان آمریکایی ها تئوریش این است که باید از فضا استفاده کنیم و تاثیر ایران را بر فضا کم کنیم و بی ثباتی را به ایران بکشیم و وقتی که ایران بی ثبات باشد خاورمیانه بی ثبات می شود و این را در سوریه و لبنان نیز پیگیری می کنند.
وی در مورد سران فتنه ابراز داشت:

شاهد هستیم که جمهوری اسلامی در حال حاضر بیشترین مدارا را می کند که در هیچ نظام سیاسی اینقدر تحمل ندیدید و نخواهید دید. البته در تاریخ اسلام بوده است مثل حرکت حضرت علی (ع) در مقابل با خوارج. این به نظر من درست است و در آینده تاثیر دارد و مردم هم منصفانه نگاه می کند و بدانید نظام هم در هیچ موضعی در مقابل اینها عقب ننشسته .

/ 0 نظر / 12 بازدید