ما در هر لحظه ، کانونی هستیم که تمام گذشته را در پشت سر و سراسر آینده را فراروی خود داریم . به عبارت بهتر حال ، چیزی جز آینده ای که به گذشته می پیوندد و یا گذشته ای که به سوی آینده پیش می رود ، نیست و خود به عنوان « حال » فی نفسه اصالتی ندارد . بنابراین ، ما که میان گذشته و آینده ایم نسبت به یکی علم و نسبت به دیگری جهل داریم . تذکر حقیقی نسبت به آنچه تاکنون واقع شده ، افق بسته ی آینده را برای ما خواهد گشود و البته ، با توجه به یک آینده ی روشن و محتوم است که حال انسان نیز شکل می گیرد . آنها که فاقد آینده هستند صرفا محکوم یک جریان قهری وجبری گذشته هستند و جز تخته پاره ی بی اهمیتی بر روی امواج نیستند . شما در رانندگی آنگاه می توانید مسافتهای نزدیک مجاور را بپیمائید که به افق های دورتری چشم دوخته باشید و گرنه با خیره شدن به فواصل یک متری و دو متری جلوی ماشین ، نمی توان رانندگی کرد .
بر اساس تاریخ تمدن غرب ٬ کتابخانه ها بایگانی تاریخ و دانش ملل و نقطه ی ظهور فرهنگ آنها می باشند . کتابخانه های مرکزی چیزی بیش از ساختمانهای بزرگ و مملو از کتاب هستند ؛ این مکانها در حقیقت علائم راهنمائی هستند که دارای معماری ای تاثیرگذار و مملو از هنرهای نمادین می باشند . کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس نیز از این قاعده مستثنی نیست . نگاهی مو شکافانه تر به هنرهای بکار رفته در این بنا همه چیز را روشن خواهد کرد : این هنرها مبین فلسفه و عقاید رمزی افراد ذی نفوذ در طبقه ی حاکم می باشند . در ادامه به تاریخچه ی این ساختمان و مفاهیم پنهان موجود در معماری آن خواهیم پرداخت.
ساختمان کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس در سال ۱۹۲۶ ساخته شد و امروزه نمادی مهم برای این شهر به شمار می رود . این مکان مهم ترین بخش از بزرگترین سیستم کتابخانه های عمومی دنیا - یعنی کتابخانه ی عمومی لس آنجلس (LAPL) - را تشکیل می دهد . بر مبنای آنچه که در بروشورهای مخصوص گردشگران درباره ی معماری این ساختمان آمده است ٬ طراحی این بنا از سبک معماری مدیترانه ای و مصر باستان الهام گرفته شده است . چنانکه در ادامه نیز به آن خواهیم پرداخت ٬ این طراحی خاص تنها به علل زیبائی شناسانه انتخاب نشده بلکه یادآور آموزه ها و نمادگرائی مکاتب سری کهن می باشد . در حقیقت٬ پس از رمزگشائی از تصاویر سری موجود در این بنا می توان با قطعیت از تاثیرات فراماسونری -که عمیقا ریشه درآموزه های مصر باستان و اسرار مدیترانه ای دارد- بر این ساختمان سخن گفت.
این اتاق مصری یک لژ ماسونی است که مبین اهمیت فوق العاده ی اسرار مصری در آموزه های فراماسونی می باشد.
سقف هرمی شکل کتابخانه٬ دو مجسمه ی ابوالهول ٬ سنگفرشهائی با اشکال اجرام آسمانی و دیگر جزئیات موجود ٬ این مکان را به یک معبد رمزی تمام عیار تبدیل کرده است . علاوه بر این ٬ این کتابخانه مشخصاً بر مبنای افکار افراد برگزیده بنا شده است . به نظر می رسد که مفهوم حقیقی هنر بکار رفته در این ساختمان به گونه ای مطرح شده که تنها برای اعضای انجمنهای مخفی قابل درک باشد و نه برای عامه ی مردم . پیش از بررسی ویژگیهای برجسته ی این ساختمان ٬ نگاهی به پیشینه ی سازندگان آن خواهیم انداخت :
طراحی ساختمان کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس توسط برترام گودهیو صورت گرفت ؛ معمار برجسته ای که بوسیله ی قدرتمندترین سران آمریکا شناخته و برای ساخت بناهای مهم حکومتی بکار گرفته شد. ازجمله فعالیتهای او می توان به طراحی ساختمان های دولتی و نظامی ٬ کلیساها٬ کتابخانه ها و خانه های سیاستمداران اشاره کرد.
یکی ازمهمترین ساختمانهای مربوط به افراد ممتاز ونخبه که توسط گودهیو طراحی شد ٬ ساختمان مرکزی انجمن “سر گرگ” می باشد که یک انجمن مخفی در دانشگاه ییل است . در کنار انجمنهای بدنامی چون “جمجمه و استخوان” و ” طومار و کلید” که در ییل فعالیت می کنند ٬ آئینهای انجمن سر گرگ نیز کاملا با فراماسونری همخوانی دارد: سر گرگ یک انجمن محافظه کار است ولی با این وجود قدرت اصلی تاثیرگذار بر یکی از ممتازترین دانشگاه های آمریکا به شمار می رود . از میان اعضای این انجمن به کسانی بر می خوریم که اکنون جزو سیاستمداران برجسته ٬ دیپلمات ها ٬ وکلا و قهرمانان ورزشی آمریکا هستند.
علامت انجمن “سر گرگ “دانشگاه ییل
شاید بتوان گفت که مهمترین پروژه ی گودهیو طراحی کلیسای یادبود راکفلر در دانشگاه شیکاگو می باشد . این پروژه که از جانب قدرتمندترین سرمایه دار آمریکا٬ جان.دی.راکفلر٬ به گودهیو واگذار شد ٬ اکنون برای برگزاری مراسمهای گوناگون مذهبی استفاده می شود . راکفلر می خواست تا این کلیسا در مرکز محوطه ی دانشگاه بنا شود و بر آن مشرف گردد.
کلیسای یادبود راکفلر
طراحی این کلیسا با همکاری شخصی به نام لی لاری(Lee Lawrie) که از پیشگامان مجسمه سازی و معماری در آمریکاست ٬ انجام گرفت . این دو در پروژه های دیگری چون ساختمان پارلمان نبراسکا و ساختمان کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس که موضوع این مقاله نیز هست ٬ با یکدیگر همکاری داشته اند.
مجسمه ی برترام گودهیو در حالیکه کلیسای راکفلر را در دست دارد. اثر مجسمه ساز مورد علاقه ی راکفلر : لی لاری
پیکره تراش برجسته : لی لاری
لی لاری
وی در سال ۱۸۷۷ در آلمان متولد شد و در سن ۵ سالگی به ایالات متحده ی آمریکا آمد . او پس از فراگیری حرفه ی پیکره تراشی نزد چند تن از هنرمندان پیشکسوت آمریکائی٬ درپروژه های متعددی با گود هیو به همکاری پرداخت و به این ترتیب به برجسته ترین مجسمه ساز آمریکائی تبدیل شد . سبک منحصربه فرد وی و دانش او درباره ی نمادگرائی رمزی و اسرار کهن و نیز آشنائی با اصول عقاید ماسونی٬ از او یک هنرمند ممتاز و نام آشنا ساخت . پرونده ی کاری وی مملو از آثار برجسته است که از آن جمله می توان به تابلوهای ساختمان سنای آمریکا ٬ پارلمان ایالت لوئیزیانا ، مجسمه ی جرج واشنگتن در کلیسای جامع شهر واشنگتن و برج هارکنس در دانشگاه ییل اشاره کرد.
مجسمه ی جرج واشنگتن در کلیسای جامع ملی ؛اثر لاری . به اشکال ماسونی و علامت پرگار در پشت مجسمه توجه کنید.
علاوه بر اینها ٬ آثار قابل توجهی از لاری در مرکز راکفلر در معرض دید عموم قرار دارد.
تندیس خرد ، اثر لی لاری . این تندیس که برفراز ورودی اصلی مرکز راکفلر در شهر نیویورک نصب شده ٬ یک شمایل رمز گونه را به تصویر کشیده که یک پرگار ماسونی با بی میلی در دست گرفته است.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نمادگرایی در مرکز راکفلر به این مقاله مراجعه کنید :
همانگونه که پیشتر در مقاله ی مرکز راکفلر بیان شد ٬ این مجموعه که توسط جان.دی. راکفلر ساخته شده است ٬ مملو از هنرهای نمادینیست که فلسفه و اعتقادات شیطانی نخبگان ذی نفوذ را که بر پایه ی دانشهای ماورائی استوار است ٬ بیان می کند . بخش مهم دیگر این مرکز که ساخته ی دست لاری می باشد٬ مجسمه ی اطلس است.
مجسمه اطلس در مرکز راکفلر اثر لی لاری.
برای طبقه ی حاکم٬ اطلس کنایه از «مردمی است که در جامعه تولید کننده اند»٬ و در نتیجه «دنیا را سرپا نگه داشته اند». بنابراین باعث شگفتی نخواهد بود اگر اطلس با برجسته ترین آثار تخیلی تولید شده که بیانگر نقطه نظرهای نخبگان هستند ٬ ارتباط داشته باشد.
متروپلیس اثر فریتز لانژ و اطلس شانه هایش را بالا انداخت اثر این راند دو اثر کلاسیک هستند که داستان آنها بیانگر دیدگاه های نخبگان سری دنیا می باشد . موضوع اصلی هر دو اثر اطلس بوده که کنایه از «حافظان و نگهداران دنیا» است.
با فهمیدن این نکته که گود هیو و لاری معماری نمادین مکانهای متعلق به بانفوذترین سرمایه داران٬ سیاستمداران و نهادهای امریکائی را انجام می داده اند آیا بازهم تعجب می کنید اگر ساختمان کتابخانه ی مرکزی نیز شامل این نمادگرائیها باشد؟
کتابخانه ی مرکزی
نمای خارجی کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس
این ساختمان در سال ۱۹۲۶ توسط برترام گودهیو ساخته شد . بر اساس اسناد این کتابخانه٬ طرح و زمینه ی اصلی معماری حول محور «روشنیدگی از طریق نور آگاهی» اجرا شد . پس از یک آتش سوزی عمدی در سال ۱۹۸۶ ٬ این ساختمان تحت بازسازی و گسترش قرار گرفت ولی زمینه ی اصلی ماورائی همچنان در بنا باقی ماند . آثار هنری روحانی و سنگ بناهای رمزی ٬ این مکان را به یک «معبد ایلومیناتی» تبدیل کرده است . این سازه مملو از نمادگرائیهای عمیق و سری٬ اشکال هندسی مقدس ٬تناسبات و کنایاتی به آثار برجسته ی رمزآلودمی باشد . کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس و مرکز راکفلر از این منظر بسیار به یکدیگر شباهت دارند . این موضوع عجیب نیست زیرا هر دو ساختمان را نوابغی چون لی لاری ساخته اند . درست مانند مرکز راکفلر ٬ مشعل روشنیدگی که نشانگر دانش ماورائی است ٬ مهمترین نماد در این کتابخانه است.
هرم روشنیدگی
هرم روشنیدگی بر فراز پشت بام کتابخانه
بر فراز کتابخانه احتمالا برجسته ترین ویژگی این مکان را می توان مشاهده کرد: یک هرم کاشیکاری شده که بر فراز آن یک دست که مشعلی را نگهداشته قرار دارد . گذشته از زیبائی این عنصر٬ در راس کتابخانه یک مفهوم عمیق رمزآلود قرار گرفته که به وضوح به فراماسونری اشاره دارد.
اول اینکه٬ از دید دانشهای رمزی٬ هرم بعنوان نماد غائی اسرار مطرح می شود. این نماد نشانگر انتقال از دنیای مادی به جهان ماورا است. سیر کمال از قاعده ی مربع شکل هرم (که نماد دنیای مادیست) آغاز و توسط چهار مثلث (نمادالوهیت) ادامه می یابد. به استناد پژوهشهائی که در زمینه ی علوم رمزی انجام شده٬ اهرام مصر باستان بهترین گزینه برای بکارگیری در جذب اعضاست٬ بطوریکه نامزدهای عضویت در سازمان به سوی مسیر روشنیدگی (درجات بالاتر) هدایت می شوند.
«هر چه بیشتر مفسران بزرگ کوشیدند تا علم مطلق خود را پنهان دارند٬ بیشتر درپی تکثیر نمادها و افزودن بر ابهت آن برآمدند. اهرام بزرگ با قاعده های مربعی و سطوح مثلثی شکل که به سمت بالا صعود می کنند نمایانگر ماهیت متافیزیکی دانشهای آنها بود» آلبرت پایک٬ اصول عقاید و اخلاق
بر روی جوانب این هرم٬ نماد خورشید وجود دارد که قدیمی ترین نماد الوهیت است.
«بزرگداشت خورشید یکی ازکهن ترین و طبیعی ترین تجلیات دینی است. الهیات پیچیده ی مدرن تنها گردآوری و تقویت این عقیده ی اصلی و مرجع می باشند.ذهن انسان نخستین با درک نیروی بخشش خورشید٬ بعنوان نماینده ی خدای بزرگ به تقدیس آن پرداخت.» منلی.پی.هال٬ آموزه های سری تمام اعصار
با اینکه خورشید متداولترین نماد رمزآلودیست که برای نشان دادن خدا بکار می رود ٬ ولی این عنصر بطور مستقیم بعنوان خدا پرستش نمی شود . این تنها یک نماد بصری برای خداست . به همین خاطر٬ کتابخانه ی مرکزی مملو از اشاراتی به خورشید است.
«در پس تمام افسانه های خدایان و اساطیر اشاراتی گاه صریح و گاه پنهان به آسمان و اجرام سماوی و شرح عملکرد های طبیعت قابل رویت وجود دارد؛ و همه ی اینها در جایگاه خود نمادهای حقایق ژرف و والاتر هستند.این تنها افراد ناآگاه هستند که خورشید و ستارگان و سایر نیروهای طبیعت را بعنوان خدا و یا چیزی درخور پرستش توسط انسان می پذیرند و این افراد چنین تصوری را تا پایان جهان خواهند داشت؛ و همواره جهل درمورد حقایق معنوی باقی خواهد ماند.»آلبرت پایک٬ اصول عقاید و اخلاق
مشعل لوسیفرگرایان
بر فراز هرم٬ یک دست طلائی که حامل یک مشعل است٬ وجود دارد. اینکه این نماد در بالای دیگر ساختمان ها نیز موجود است٬ بی دلیل نیست: این عنصر٬ نمایش بی نظیری از فلسفه ی پنهان در این بناهاست؛ یعنی لوسیفر گرائی .
مشعل اصلی برای بازدید درون کتابخانه قرار داده شده است. در آنجا می توان جزئیات بیشتری از مشعل مانند مار آگاهی که در قسمت پایه ی مشعل چنبره زده را مشاهده کرد.
در زبان لاتین واژه ی «لوسیفر» به معنای «آورده ی روشنی» می باشد . در نمادگرائی رمزی٬ نور و آتش نشانگر دانش الهی و روشنیدگی هستند. دستی که یک مشعل روشن را حمل می کند نشاندهنده ی صعود انسان به درجه ی الوهیت از طریق آموزه های سری می باشد. در تفسیر عرفانی ماجرا٬ مار (لوسیفر) بعنوان یک چهره ی مثبت معرفی می شود که به انسان توانائی تفکر برای صعود به مقام خدائی با بهره گیری از توانائیهای خویش را بخشید.
«لوسیفر گرائی نشاندهنده ی نهایت جابجائی مفاهیم خیر و شر است. دستورالعمل این جابجائی در الگوی روائی از ذات اسرارآمیز می باشد. بر خلاف نسخه ی اصلی کتاب مقدس٬ تفاسیر عرفانی بیانگر “ارزیابی مجدد داستان عبری آزمایش اولین انسان و آرزوی اولین بشر برای «خدا بودن» با خوردن از میوه ی درخت آگاهی و اطلاع ازمفهوم خیر وشر” می باشند.»کارل.ا.راشک٬ انقطاع ابدیت: عرفان مدرن و منشاء آگاهیهای دینی نوین
توجه : موارد ذکر شده فقط برای نشان دادن نگاه اعضای جوامع مخفی به نمادهاست .
در آموزه های رمزی٬ لوسیفر یک موجود با ماهیت خارجی نیست و هم ارز شیطان نیز نمی باشد. شیطان بطور رمزی نماد سقوط به دنیای مادیست٬ در حالیکه لوسیفر نشانگر صعود به الوهیت با بهره گیری از قدرت شناخت انسان وکسب دانش اسرار می باشد. طبق اعتقاد این جوامع یک عضو انجمن دارای:
«فرصتی برای از بین بردن قاعده ی جاودانگی از طریق مواجهه مستقیم با خدا و یا در بسیاری از موارد با رهائی از زمین و عروج به آسمانهاست؛تغییر شکل از قالب بشری به جایگاه الهی.»همان منبع
نویسندگان ماسونی مانند آلبرت پایک و آلبرت جی مکی برای توصیف «جستجو ی نور» به «مسیر لوسیفری» و «انرژیهای لوسیفر» اشاره کرده اند. بنابراین عبارت «لوسیفر» برای بیان مفهوم «آورنده ی روشنی» استفاده شده است. ماسونهای تحصیلکرده اغلب برای بیان این مفهوم به پرومتئوس استناد می کنند؛کسی که آتش را از خدایان دزدید و آن را به انسان بخشید. بهمین خاطر٬ پرومتئوس تندیس اصلی مرکز راکفلر می باشد.
پرومتئوس٬ معادل یونانی لوسیفر که دانش الهی را به انسان بخشید. این پیکره در مرکز راکفلر قرار دارد.
اشارات نمادین به لوسیفر در ساختمان کتابخانه ی مرکزی به اینجا ختم نمی شود . . .
نمای خارجی غربی - فسفر و هسپر
نمای بیرونی ساختمان کتابخانه
نمای بیرونی غرب ساختمان کتابخانه که توسط لی لاری ساخته شده گواه دیگری بر بکارگیری آموزه های سری در معماری آن می باشد. این دو پیکره ی انسان بر سر در ساختمان «فسفر» و «هسپر» نام دارند.کوچکترین جزئیات نیز ممکن است بسیار معنی دار باشد.
فسفر (یا فسفروس) واژه ای لاتین برای سیاره ی ونوس در صبحگاه بوده و نیز به «ستاره ی صبح» ویا «آورنده ی روشنی»اشاره دارد. این دو واژه مترادف لوسیفر هستند.
«یونانیان باستان با اعتقاد به اینکه ونوس دو جرم سماویست٬ ستاره ی صبح را Φωσφόρος یا فسفروس «آورنده ی روشنی» یا Ἐωσφόρος اسفروس «آورنده ی طلوع»نامیدند. ستاره ی شامگاهان را نیز هسپروس Ἓσπερος خواندند. از ۳۰۰سال قبل از میلاد مسیح٬ هسپروس باستانی وارد فرهنگ لاتین شد و بصورت وسپر درآمد و فسفروس نیز به لوسیفر تغییر پیدا کرد که بعدها در اشعار برای اشاره به فرشته ی رانده شده از بهشت بکار گرفته شد.»ویلیام شروود فاکس٬ اسطوره شناسی همه ی اقوام: یونان و روم
هسپر (یا وسپروس) به ونوس در وقت غروب و یا ستاره ی شامگاهی اشاره دارد.
«شاگردان فیثاغورث بسیار به سیاره ی ونوس(زهره) احترام می گذاشتند زیرا تنها سیاره ای بود که درخشش کافی برای ایجاد سایه را داشت. ستاره ی صبح یا همان سیاره ی ونوس پیش از طلوع خورشید قابل رؤیت است و همین سیاره این بار تحت عنوان ستاره ی شامگاهی دقیقا پس از غروب خورشید نیز در آسمان ظاهر می شود ».بدلیل همین ویژگی ها از دوران باستان اسامی زیادی به این سیاره اطلاق شده است. با ظاهر شدن در آسمان در هنگام غروب وسپر و در زمان پیش از طلوع خورشید٬ نور کاذب٬ ستاره ی صبح ویا لوسیفر که به معنای آورنده ی روشنیست نامیده می شود.»منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار
بنابراین فسفر و هسپر دو کلمه هستند که به یک موجود اشاره می کنند: ونوس. این جرم سماوی بشکل رمزآلودی با لوسیفر درمراحل متفاوتی از تکامل ارتباط دارد.
پیکره ی فسفر نمایانگر فلاسفه ی شرقی مانند موسی٬ زرتشت و بوداست.در مقابل هسپر نشانگر متفکرین غربی همچون سقراط٬ فرانسیس بیکن و امانوئل کانت می باشد. این چهره های تاریخی بطور اتفاقی انتخاب نشده اند: این افراد همگی نقش مهمی در آموزه های مکاتب سری داشته اند. در حقیقت٬ فرانسیس بیکن٬ رنه دکارت و امانوئل کانت عناصر مرکزی احیای عرفان مسیحی و فراماسونری در تمدن غرب می باشند.
بر فراز این دیوار عبارتی به زبان لاتین موجود است با این مضمون :«et quasi cursores vitai lampada tradunt».این عبارت بخشی از یک شعر رومی به نام «درسرشت جهان » اثر لوسرتیوس بوده و ترجمه ی آن از این قرار است: «و همچون دوندگان مشعل حیات را دست بدست می کنند». «مشعل حیات» کنایه از اسرار رمزی و دانش پنهانیست که از طریق انجمنهای مخفی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.
در میان پیکره های فسفر و هسپر یک شوالیه مشاهده می شود که «مشعل حیات» و یا دانشهای رمزی را به نسل بعد و از شرق به غرب منتقل می کند.
بنابراین نمای غربی ساختمان کتابخانه که ورودی اصلی نیز هست٬ بخش بسیارمهم و برجسته ای از این بنا را تشکیل داده و نشانگر وجود دیرپای مکاتب سری از طریق فلسفه ی لوسیفر گرائی می باشد.
گوی روشنیدگی
چلچراغ گوی شکل با پهنای ۹ فوت.
این چلچراغ گوی شکل که درست در زیر هرمی که بر فراز ساختمان است قرار گرفته٬ از برنز ساخته شده و بنابر اسناد این کتابخانه٬ وزنی معادل با یک تن دارد. طراحی این چلچراغ توسط گودهیو و با همکاری لی لاری صورت گرفته است.
این گوی توسط یک حلقه که بر روی آن علامتهای منطقه البروج حک شده و ۴۸ چراغ نیز روی آن قرار دارد٬ احاطه شده و به زنجیرهائی که به خورشید روی سقف منتهی می شوند٬ متصل گردیده است.همانگونه که پیشتر نیز به آن اشاره شد٬ خورشید نمادی کهن ازخداست.این طراحی یادآور نقوش کابالیستی که بر روی آن ۷۲ نام خدا حک شده است٬ می باشد.
هفتاد و دو نام خدا برگرفته از OEdipus Ægyptiacus اثر کیرچر.درست مانند چلچراغ گوی شکل ٬ این نقش برجسته های کابالیستی حاوی نمادهای سیارات و علائم منطقه البروج می باشند.
آیا چراغهائی که گوی را احاطه کرده اند نشاندهنده ی «دایره ی روشنائی»٬ فرمانروایان پنهان جهان و یا کسانی که از طریق عرفان و علوم رمزی با عالم ماورا در ارتباطند هستند؟ آیا ۴۸ چراغ بیانگر ۴۸ پرتوی خورشید که نماد قاعده ی هرمسی «همانقدر که رو به بالا٬رو به پائین» است می باشد؟
«با وجود اظهارات مخالف٬ فراماسونری فرقه ایست که بدنبال یکی کردن خدا و انسان از طریق تعالی اعضای این فرقه به مرتبه ی آگاهی می باشد؛جایگاهی که راه رسیدن به آن داشتن بصیرتی ناب نسبت به اعمال معمار بزرگ جهان است. طی قرون گذشته اندیشه ی یک تمدن کامل و بی نقص بعنوان یگانه آرمان بشری مطرح بوده است.در مرکز این تمدن می بایست یک سیستم دانشگاهی قدرتمند حضور داشته باشد که در آن علوم روحانی و سکولار هردو با رویکردی به اسرار زندگی٬ آزادانه به کسانی که عهده دار یک زندگی فیلسوفانه خواهند شد٬آموزش داده می شود. در چنین تمدنی دین و عقاید مذهبی جایگاهی نخواهند داشت؛عناصر دینی حذف خواهند شد و تنها بخش ضروری آن باقی خواهد ماند. جهان توسط افکار و اندیشه های روشنیده اداره خواهد شد و هر شخص٬ جایگاهی را که شایسته ی آن است احراز خواهد نمود...
عاقبت حکومت تمام عیار جهانی پس از فرمانروائی خدا بر روی زمین شکل خواهد گرفت»منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار
توضیح بیشتری لازم است؟
پیکره ی انسانیت
در بالای یک طاقچه ی کوچک که در دو طرف آن دو مجسمه ی ابوالهول قرار دارد و در انتهای یک سطح شطرنجی واقع شده٬ پیکره ی انسانیت قرار گرفته است. بر اساس اسناد کتابخانه٬ پیکره ی لی لاری «هر چیزی را که کتابخانه ارائه می دهد٬ نمادین می سازد». در دست چپ این پیکره یک مشعل روشن و در دست راست وی کتابی قرار دارد که اتفاقا جملاتی بر روی آن حک شده که در فراماسونری بسیار حائز اهمیت می باشند:
«در آغاز تنها سخن بود» (به زبان یونانی)
«دانش افقها را گسترش می دهد»(به زبان لاتین)
«اصالت مسئولیت می آورد»(به زبان فرانسوی)
«تنها حقیقت خرد است»(به زبان آلمانی)
«زیبائی حقیقت و حقیقت زیبائیست»(به زبان انگلیسی)
بر روی این پیکره صفحه ای حک شده است که حاوی نمادهای تمدنهای کهن و جدید است.
صفحه ای که بر روی ردای “پیکره ی انسانیت” حک شده است.
از پائین به بالا:
- فضای خالی و نانوشته برای قرون ناشناخته ی زندگی بشر
- اهرام مصر
- کشتی فنیقیان
- گاو نر بالدار متعلق به بابلیان باستان و الواح یهودیه
- دروازه ی شیر کاخ نینوس و پارتنون متعلق به تمدنهای باستانی جزیره ی کرت و یونان
- گرگ و رمولوس و رموس متعلق به روم باستان
- اژدها متعلق به چین
- سیوا خدای هندو
- نوتردام متعلق به اروپای قرون وسطی
- سر مار متعلق به تمدن مایا
- بوفالو٬ واگن سرپوشیده و ناقوس آزادی متعلق به ایالات متحده ی آمریکا
در اینجا٬ تمدنهائی انتخاب شده اند که بدلیل سیر آموزه ها و اسرار رمزی در آنها برای تاریخ ماسونی دارای اهمیت هستند. فضای خالی در پائین این صفحه احتمالا به آتلانتیس -تمدن گمشده- اشاره دارد که بر مبنای متون رمزآلود٬ منشاء پیدایش فلسفه ی هرمسی بوده است. ساختمانی که معرف اروپای قرون وسطی است ٬ یعنی نوتردام پاریس٬ توسط شوالیه های معبد که بعنوان اجداد فراماسونهای امروزی مطرح هستند٬ ساخته شده است.
مجسمه های ابوالهول
یکی از مجسمه های ابوالهولی که از پیکره ی انسانیت محافظت می کند
در نمادگرائی رمزی٬ ابوالهول نگهبان اسرار بوده و از رازهای رمزآلود در برابر کافران به این فرقه محافظت می نماید. وبسایت رسمی کتابخانه این مجسمه ها را چنین توصیف می کند:
«این مجسمه ها که با سنگ مرمر رگه دار بلژیکی ساخته شده اند و پوشش سر آنها از جنس برنز می باشد٬ نماد اسرار پنهان آگاهی هستند و از پیکره ی انسانیت محافظت می نمایند.»
هر مجسمه دارای کتابیست که عباراتی از اخلاق زمامداران در آنها آمده است (راجع به ایزیس و ازیریس).بر روی مجسمه ی سمت چپ چنین نوشته شده :
-«من تمام آنچیزهائی هستم که موجود بوده٬ اکنون وجود دارد و آنچه که در آینده وجود خواهد داشت و هیچ انسانی قادر به برداشتن نقاب من نیست»
و بر روی مجسمه ی دیگراین عبارات حک شده است:
- «از اینرو آرزوی نیل به حقیقت٬ به ویژه آنچه که با خدایان ارتباط دارد٬ خود اشتیاقی پس از خدا شدن است.»
جمله ی نخست به طرز شگفتی در اسرار ماسونی به شکل کسب روشنی تجلی دارد زیرا در این مکتب ٬روشنیدگی بطور متافیزیکی با «کنار زدن نقاب ایزیس» معادل است.بهمین خاطر٬ فراماسونها یکدیگر را «پسران بیوه زن» میخوانند که مقصود از زن بیوه همان ایزیس -الهه ای که همسر خود ازیریس را از دست داد- می باشد.
«اگرچه افراد انگشت شماری تاکنون هویت ایزیس را دریافته اند ٬ گفته می شود که او سوفیا٬ باکره ی خرد٬ کسی که تمام فلاسفه ی جهان به او علاقه دارند٬ می باشد. ایزیس نماد اسرار مادری بوده که به عقیده ی فلاسفه ی باستان روشن ترین دلیل خرد و دانائی طبیعت است که قدرت خدا را تحت الشعاع قرار می دهد.برای پژوهشگران امروزی٬ ایزیس بهترین نمونه ی “بزرگ ناشناخته” است و تنها کسانی که نقاب از چهره ی وی برداشته اند قادر به درک اسرار زندگی٬ مرگ٬ زایش و تهذیب هستند»منلی.پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار
عبارت دوم در واقع جمع بندی هدف غائی انجمنهای مخفی است: جستجو برای شناخت خدا با بکارگیری دانشهای سری.
نمادگرائی بکار رفته در این مجسمه ها بی نهایت قدرتمند و آشکار است: تمدن٬ نیروئی که در پس اقوام و ملت ها وجود دارد٬ سیاستها٬ فرهنگ٬ اقتصاد و شهروندی آنچیزهائی هستند که توسط نماد اسرار محافظت می شوند. این مجسمه ها اساساً بیانگر این نکته هستند که این انجمنهای مخفی بودند که تکامل تمدن را از دوران باستان تا به امروز رهبری و هدایت کرده اند.
ستاره ی ایشتار
ستاره ی هشت پر در کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس.
تصویر این ستاره ی هشت پر که در مرکز کتابخانه بر روی زمین نقش بسته٬ نمادی به نام ستاره ی ایشتار می باشد.
نمونه ی بین النهرینی ستاره ی هشت پر که نماد الهه ایشتار (اینانا) بوده و نشانگر سیاره ی ونوس و جلوه های صبحگاه و شامگاه آن می باشد.
ایشتار الهه ی آشوریان و بابلیان بوده و نماد زایندگی٬ عشق و تمایلات جنسی می باشد. ایشتار در نظر بابلیان «تجسم خداگونه ی سیاره ی ونوس» بود. افسانه ی نزول او به دنیای مادون که احتمالا برای یافتن اکسیر مقدس بوده (که قادر بود مرگ را به زندگی تیدیل کند) با آئینهای اسرار وی ارتباط دارد. شاید به همین دلیل است که نماد ستاره ی ایشتار اغلب در طبقات پائین ساختمانهائی که بر مبنای فلسفه های رمزی بنا می شوند٬ دیده می شود. بعنوان نمونه می توان از ساختمان قانونگذاری مانیتوبا نام برد. آیا این نماد نشاندهنده ی دنیای مادون است؟
برای اکثر مردم٬ کتابخانه ی عمومی لس آنجلس چیزی بیش از یک مکان عمومی که اتفاقا بسیار زیباست ٬نیست . زمانیکه نمادگرائی رمزآلود بکار رفته در این بنا آشکار می شود٬ کتابخانه به یک معبد ایلومیناتی که وقف اسرار مکتوم و اصول ماسونی گردیده٬ تبدیل می شود. اینجا مکانی برای تجلیل از فضائل نخبگان لوسیفرگرا و فلسفه ی رمزآلود آنها می باشد.حقیقت این است که کتابخانه ی لس آنجلس با وجود اینکه صفت “عمومی” را به یدک می کشد٬متعلق به انجمنهای مخفی بوده و اسرار بسیاری را درباره ی ماهیت حقیقی قدرت آمریکا فاش می کند.
پس از خواندن این مقاله عده ای می پرسند:«اگر جستجوی حقیقت یکی از ویژگیهای لوسیفرگرایان است و اگر لوسیفر بطور سنتی به شیطان مربوط می شود٬ پس یعنی جستجو برای یافتن حقیقت کاری اشتباه است؟» پاسخ منفیست! یافتن حقیقت هرگز کار نادرستی نبوده و این باقی ماندن در جهل است که مذموم می باشد. دانش به خرد وبصیرت و جهل به پریشانی و حیرت می انجامد.از این گذشته٬ تنها با درک کامل از نیروهای مؤثر در جهان می توان به قدرت تشخیص خیر و نیکی در جامعه دست یافت.در نقطه ی مقابل٬ یک فرد نا آگاه به سادگی توسط افراد فریبکار اغفال شده و نادانسته با آنها همکاری خواهد کرد. اینکه چه عبارتی برای توصیف یافتن حقیقت بکار می رود مهم نیست؛همواره و در هر زمانی افراد شریف فارغ از کیش یا دینی خاص وجود دارند. توانائی آموختن و ادراک مختص گروه خاصی از مردم نیست. این نعمتیست که به همه ی انسانها اعطا شده و این وظیفه ی ماست که این توانائی را شکوفا کنیم. مهمترین نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که: آیا ما دانش را برای هدایت و تعلیم استفاده می کنیم یا برای کنترل٬ فریبکاری و نفوذ بر دیگران؟ در مقالات پیشین بارها شاهد استفاده از دانش توسط عده ای خاص برای نفوذ و اشاعه ی کنترل بر توده ی مردم بوده ایم. شما با دانش خود چه می کنید؟
این عکسها عکسهایی است که یهودیان در دنیا منتشر کردند تا همه بدانند که هیتلر و نظامیانش با آنها چه کردند اما آنها الان خودشان همان جنایت ها را با فلسطینیان انجام می دهند.
صدام عهدنامه الجزایر را در برابر دوربینهای تلویزیونی پاره کرد.
شانزدهم اسفند سالگرد انعقاد پیمان الجزایر میان ایران و عراق است . اولین پیمان رسمی میان ایران و عراق برای حل اختلافهای مرزی دو کشوردر آستانه جنگ اول جهانی ـ نوامبر 1913 ـ با عنوان «موافقتنامه مرزی استانبول» به امضا رسید. این پیمان میان ایران و عثمانی منعقد شد و عراق هنوز استقلال نداشت. پس از تأسیس دولت ملی در عراق، اختلافات مرزی زمینی و آبی میان دو کشور که میراث استعمار بود وارد مرحله جدیدی شد و برخوردهای مرزی را در پی داشت. قرارداد 1937 که در آستانه جنگ دوم جهانی میان ایران و عراق منعقد شد، از جمله پیمانهای ناعادلانه مرزی ایران و عراق بود. این پیمان با فشار انگلیس که عراق را در اشغال داشت و با حمایت کامل و آشکار آن کشور از حکومت بغداد، در چارچوب اهداف استراتژیک بریتانیا، بر ایران تحمیل شد. در دوران سلطنت خاندان هاشمی در عراق ـ تا سال 1958 ـ که با کودتای کمونیستی عبدالکریم قاسم به پایان رسید، اختلافات دو کشور به دلیل ماهیت پادشاهی دو حکومت تهران و بغداد، کمتر شد. اما پس از ملی شدن نفت ایران، با تحریکات انگلیس، آتش زیر خاکستر اختلافات دوباره شعله ور شد و دو کشور را چند بار در آستانه جنگ قرار داد. وقوع جنگ 1967 میان اعراب و اسرائیل و شکست اعراب در این جنگ، فشار کردهای جدایی طلب بر دولت عراق، حمایت امریکا و بلوک غرب از محمد رضا پهلوی که به نیرومندتر شدن قدرت نظامی ایران منجر شد، عواملی بود که دولت بغداد را ناچار ساخت قرارداد 1975 با ایران را امضا کند. این قرارداد که در دفاتر رسمی سازمان ملل ثبت شد و ازسوی مجالس دو کشور نیز به تصویب رسید، از جمله جامعترین قراردادها برای حل اختلافات مرزی ایران و عراق محسوب میشود. قرارداد در شهر الجزیره به امضای محمد رضا پهلوی شاه ایران و صدام حسین معاون شورای فرماندهی انقلاب عراق رسید. این دو، همراه با سایر سران کشورهای تولیدکننده نفت برای شرکت در اجلاس سران اوپک به الجزیره رفته بودند. قرارداد الجزایر طرحی به ابتکار «هواری بومدین» رئیس جمهور الجزایر بود. بر اساس این طرح رؤسای حکومتهای ایران و عراق در دو نوبت با یکدیگر ملاقات داشتند. بار اول ضیافتی 10 ساعته بود که در۱۴ اسفند ۱۳۵۳ با حضور بومدین و شرکت شاه و صدام برگزار شد و بیشتر به منزله تلاش برای آشتی دادن آنان بود وملاقات دوم در آخرین ساعات روز ششم مارس 1975 (16 اسفند 1353) آغاز شد که تا 4 بامداد روز هفتم مارس ( 17 اسفند 1353) ادامه یافت و منجر به امضای قرارداد صلح گردید.
این قرارداد سه محور اصلی داشت: 1. تعیین مرزهای زمینی براساس پروتکل قسطنطنیه مورخ نوامبر 1913 2. تعیین مرزهای آبی دو کشور براساس اصل خط «تالوگ1» 3. تأکید دو کشور بر امنیت و اعتماد متقابل در امتداد مرزهای مشترک زمینی و آبی
دو طرف متعهد شدند مرزهای خود را برای قطع هرگونه رخنه و نفوذ که جنبه خرابکارانه داشته باشد، کنترل کنند ( این مورد شامل تعطیل کردن رادیوهای مخالف در کشورهای یکدیگر نیز میشد). قرار شد هر یک از طرفین در صورت مواجهه با اختلاف در تفسیر بندهای قرارداد، با «بومدین» در ارتباط باشد و وی نیز بیطرفانه قضاوت کند. اکثر رسانههای گروهی جهان انعقاد این قرارداد را پیروزی ایران دانستند. عراقیها همواره مایل به ادامه پیمان مرزی 1937 بودند؛ پیمانی که توسط انگلیسیها و در چارچوب اهداف استراتژیک آنان در آستانه جنگ دوم جهانی طراحی و بر دولت ضعیف رضاخان تحمیل شده بود2. متعاقب انعقاد این پیمان، هویدا نخست وزیر به عراق رفت و صدام حسین به تهران آمد و محمد رضا پهلوی دعوت حسن البکر برای سفر به بغداد را پذیرفت. با این همه افکار عمومی عراق، به ویژه مطبوعات و منابع سیاسی آن، از قرارداد الجزایر استقبال نکرد و این اعتقاد در عراق روز به روز تقویت شد که بغداد پیروز این پیمان نبود. صدام نیز در یکی از جلسات «شورای فرماندهی انقلاب عراق» گفت که عراق در شرایط متفاوتی مجبور به امضای این قرارداد شد و در آینده از زیر بار تعهدات آن بیرون خواهد رفت3. گرچه قرارداد امضا شد اما فضای حاکم بر روابط دو طرف، به ویژه از طرف عراقیها هیچگاه فضای اعتماد و دوستی نبود و در عمل، عراقیها هیچگاه تن به پذیرش مفاد پیمان به ویژه بخش خط تالوگ ندادند. آنها درگیریهای پراکنده در مرزها را کم و بیش ادامه دادند و بارها موقعیت جنگی میان دو کشور به وجود آوردند. از 1975 م. عراقیها با توجه به افزایش قیمت نفت، در بخش نظامی سرمایهگذاریهای وسیعی کردند که استخدام بیش از سه هزار کارشناس تسلیحاتی و ساخت یک شهرک نظامی در نزدیکی بغداد برای تولید سلاحهای شیمیایی از آن جمله بود. صدام با انعقاد قراردادهای سنگین نظامی با شوروی، چین، فرانسه و آلمان به سرعت ضعفهای نظامی خود را در برابر ایران جبران کرد و با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عهدنامه 1975 الجزایر را ـ 5 سال و نیم پس از انعقاد ـ پاره کرد و جنگ 8 سالهای بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد؛ جنگی که خواستههای او را برآورده نکرد.
پینوشت: 1 ـ Thalweg اصطلاحی آلمانی و به معنای «راه درهای» است. از نظر حقوقی به مسیری اطلاق میشود که در وسط گودترین عمق یک رودخانه مرزی به عنوان خط مرزی تعیین میشود ودو کشور براساس آن خط حاکمیت مشترک بر رودخانه را دارند. 2 ـ دولت ایران در اردیبهشت 1348 در بیانیهای رسمی، عهدنامه 1937 را با استناد به اصول حقوقی ملغی اعلام کرد. این رویداد روابط دو کشور را تا آستانه وقوع برخورد نظامی تیره کرد. 3 ـ فصلنامه تاریخ روابط خارجی؛ مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه؛ شماره 19؛ تابستان 1383؛ ص 155.
این قرارداد در 6 مارس 1975 تحت نظارت هوارى بوم دین، رییس جمهور وقت الجزایر در پایتخت این کشور منعقد شد.
متن کامل قرارداد 1975 الجزایر
شاهنشاه ایران و رییس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفین،منعکس در توافق الجزیره مورخ 6 مارس 1975 براى نیل به حل و فصل قطعى و پایدارى کلیه مسایل ما به الاختلاف بین دو کشور، نظر به اینکه طرفین بر اساس پروتکل قسطنطنیه مورخ 1913 و صورتجلسات کمیسیون تحدید حدود 1914 به علامت گذارى مجدد قطعى مرز زمینى و برمبناى خط تالوگ به تحدید مرز رودخانهاى خود مبادرت نمودهاند.
نظر به اراده طرفین به برقرارى امنیت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پیوندهاى همجواری تاریخى و مذهبى و فرهنگى و تمدنى موجود بین ملتهاى ایران و عراق، با تمایل به تحکیم پیوندهاى مودت و حسن همجوارى و تشیید مناسبات فیمابین در زمینههاى اقتصادى وفرهنگى و توسعه مبادلات و مناسبات انسانى بین مردم خود، بر اساس اصل تمامیت ارضى ومصونیت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلى، با تصمیم به بذل مساعى در جهت برقرارى عصرى جدید در مناسبات دوستانه بین ایران و عراق بر مبناى احترام کامل استقلال ملى و سلطه حاکمیت مساوى دولتها، با اعتقاد به مشارکت در اجراى اصول وتحقق امال و اهداف میثاق ملل متحد از این طریق، تصمیم به انعقاد عهدنامه حاضرگرفتند و بدین منظور نمایندگان تام الاختیار خود را به ترتیب ذیل تعیین نمودند:
از طرف شاهنشاه ایران: جناب آقاى عباسعلى خلعتبرى، وزیر امور خارجه ایران. از طرف رییس جمهورى عراق: جناب آقاى سعدون حمادى، وزیرامور خارجه عراق.
مشارالیهم پس از ارایه اختیارنامههاى خود که در کمال صحت واعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زیر توافق نمودند:
ماده 1 طرفین معظمین متعاهدین، تایید مىنمایند که مرز زمینى دولتى بین ایران و عراق همان است که علامتگذارى مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذارى مجدد مرز زمینى و ضمایم پروتکل مذکور که به این عهدنامه ملحق مىباشند انجام یافته است.
ماده 2 طرفین معظمین متعاهدین، تایید مىنمایندکه مرز دولتى در شط العرب همان است که تحدید آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به تحدید مرز رودخانهاى و ضمایم پروتکل مذکور که به عهدنامه حاضر ملحق مىباشند، انجام یافته است.
ماده 3 طرفین معظمین متعاهدین، متعهد مىشوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنیت در مرز و ضمایم آن که ملحق به این عهدنامه مىباشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقیق و موثر به منظور پایان دادن به هر نوع رخنه اخلالگرانه، صرف نظر از منشا آن، اعمال دارند.
ماده 4 طرفین معظمین متعاهدین، تایید مىنمایندکه مقررات سه پروتکل و ضمایم آنها، مذکور در مواد 1،2 و3 عهدنامه حاضر که پروتکلهاى فوق الذکر بدان ملحق و جزلایتجزاى آن مىباشند، مقرراتى قطعى و دایمى و غیر قابل نقض بوده و عناصر غیر قابل تجزیه یک راه حل کلى را تشکیل مىدهند. نتیجتاخدشه به هر یک از عناصر متشکله این راه حل کلى اصولا مغایر با روح توافق الجزیره خواهد بود.
ماده 5 در قالب غیر قابل تغییر بودن مرزها واحترام کامل به تمامیت ارضى دو دولت، طرفین معظمین متعاهدین تایید مىنمایند که خط مرز زمینى و رودخانهاى آنان لایتغیر و دایمى و قطعى مىباشد. ماده 6 1- در صورت اختلاف درباره تفسیر یا اجراى عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمایم آنها، این اختلاف با رعایت کامل مسیر خط مرزایران و عراق، مندرج در مواد 1 و 2 فوق الاشعار و نیز با رعایت حفظ امنیت در مرزایران و عراق، طبق ماده (3) فوق الذکر، حل و فصل خواهد شد.
2 - این اختلاف در مرحله اول طى مهلت دو ماه ازتاریخ درخواست یکى از طرفین از طریق مذاکرات مستقیم دو جانبه بین طرفین معظمین متعاهدین، حل و فصل خواهد شد.
3- در صورت عدم توافق، طرفین معظمین متعاهدین ظرف مدت سه ماه، به مساعى جمیله یک دولت ثالث دوست توسل خواهند جست. 4- در صورت خوددارى هر ی ک از طرفین از توسل به مساعى جمیله یا عدم موافقیت مساعى جمیله، اختلاف طى مدت یک ماه از تاریخ رد مساعى جمیله یا عدم موفقیت آن، از طریق داورى حل و فصل خواهد شد.
5- در صورت عدم توافق بین طرفین معظمین متعاهدین نسبت به آیین و یا نحوه داورى، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین مىتواند ظرف پانزده روز از تاریخ احراز عدم توافق، به یک دادگاه داورى مراجعه نماید.
براى تشکیل دادگاه داورى و براى حل و فصل هر یک ازاختلافات، هر یک از طرفین معظمین متعاهدین یکى از اتباع خود را به عنوان داور تعیین خواهد نمود و دو داور یک سرداور انتخاب خواهند نمود.
اگر طرفین معظمین متعاهدین ظرف مدت یک ماه پس ازوصول درخواست داورى از جانب یکى از طرفین از دیگرى به تعیین داور مبادرت نمایند ویا چنانچه دوران قبل از انقضاى همین مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرف معظم متعاهدى که داورى را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رییس دیوان بینالمللی دادگسترى تقاضا نماید. تا طبق مقررات دیوان دایمى داورى داورها یا سرداور را تعیین نماید.
6- تصمیم دادگاه داورى براى طرفى معظمین متعاهدین الزام آور و لازم الاجرا خواهد بود. طرفین معظمین متعاهدین هر کدام نصف هزینه داورى رابه عهده خواهند گرفت.
ماده 7 این عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم انها طبق ماده (102) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسید.
ماده 8 عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها،طبق مقررات داخلى به وسیله هر یک از طرفین معظمین متعاهدین به تصویب خواهد رسید.
عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاریخ مبادله اسناد تصویب که در تهران انجام خواهد شد، به موقع اجرا در خواهند آمد.
بنا به مراتب، نمایندگان تام الاختیار طرفین معظمین متعاهدین عهدنامه حاضر و سه پروتکل، و ضمائم آنها را امضا نمودند. بغداد 13 ژوئن 1975
عباسعلى خلعتبرى، وزیر امور خارجه ایران
سعدون حمادى، وزیر امور خارجه عراق
*** عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها با حضورجناب عبدالعزیز بوتفلیقه، عضو شوراى انقلاب و وزیر امور خارجه الجزایر به امضارسید. این عهدنامه که داراى 8 ماده و سه پروتکل و ضمائم آن مىباشد در تاریخ 21 اردیبهشت 1355 و 29 اردیبهشت 1355 به ترتیب یه تصویب مجلسین شوراى ملى و سناى وقت رسیده است.
به گزارش شیعه آنلاین، فرانسه یکی از کشورهای اروپایی است که نسبت قابل توجهی از جمعیتش را مسلمانان تشکیل می دهند اما در همین حال یکی از بیشترین کشورهایی است که با دین مبین اسلام و به ویژه مسأله حجاب و ساخت مساجد مخالفت می ورزد.
در همین حال اخیرا چندین قانون علیه حجاب و نقاب صادر شده که موجب محدود شدن زنان و دختران محجبه در این کشور گردیده است.
اخبار رسیده از پاریس پایتخت فرانسه حاکی از آن است که "سنیت دوجانی" دختر جوان 15 ساله فرانسوی ترک تبار که از دختران محجبه در فرانسه به شمار می رود، پس از صدور قوانین جدید علیه حجاب، از حضور در مدرسه منع شده بود.
گفته می شود وی که از یکسو مصمم به ادامه تحصیل بوده و از سوی دیگر حاضر به کنار گذاشتن حجاب و نشان دادن موی خود به نامحرمان نبوده، در اقدامی جالب و اعتراضی تمام موی سر خود را تراشیده و با چهره جدید خود در مدرسه حاضر شد.
این اقدام وی جنجالی گسترده در فرانسه به وجود آورده و اعتراض برخی سازمان ها و مؤسسات مدافع حقوق بشر را برانگیخته است. در همین حال بحث و جدل های وسیعی در فضای مجازی و سایت های اجتماعی و تالارهای گفتگو به وجود آورده است.
گفتنی است "سنیت دوجانی" دانش آموز مدرسه "لویس پاستیر" در شهر "استراس بورگ" در منطقه "آلزاس" در شمال فرانسه است.
مقامات این مدرسه به وی اطلاع داده بودند که قرار است بر اساس قانون جدید صادر شده، حجاب او را در مقابل دید همگان از سرش بردارند، همین امر موجب شد که وی پیش از این اقدام، موهای سر خود را بتراشد تا وقتی حجابش را بر می دارند، مویی بر سر وی نباشد.
گلشیفته فراهانی در فیلمی به نام «اگر بمیری می کشمت» به کارگردانی "هینر سلیم" کرد تبار ساکن فرانسه در 21مارچ 2011- (اول فروردین سال 90) در پاریس به صورت خصوصی و با حضور مدعوین خاص شامل اهالی مطبوعات و سینما و نیز منتقدین اکران خصوصی شد.
صدای شیعه: گلشیفته فراهانی در این فیلم نقش اول زن را بازی می کند . او در این فیلم در نقش "سیبا" دختری کرد تبار بازی می کند که بعد از مرگ نامزدش در پاریس سرگردان می شود.
فیلم در حال نمایش دو فرهنگ افراد مهاجر کرد و فرانسویان است و به همین سبب گلشیفته فراهانی در این فیلم به دو زبان کردی و فرانسه حرف می زند .
این فیلم که به گفته کارگردان آن، قصد دارد معضل فرهنگ های بیگانه در کشور میزبان و مشخصا فرانسه را نشان دهد به سنت های پیچیده و متکلفانه جوامع سنتی پرداخته و کارگردان تلاش کرده است با تکیه بر استعاره های مختلف این سنت ها را از نظر خود به چالش بکشد.
اما نکته قابل تامل در این فیلم به گلشیفته فراهانی برمی گردد که زمانی به عنوان سوپر استار فیلم های ایران شناخته می شد وی در این فیلم شاید بازی خوبی داشته و سکانس های قابل قبولی را به نمایش گذاشته باشد اما نوع حجاب و لباس پوشیدن وی به عنوان یک ایرانی کاملا مایه تاسف و تالم است.
(متاسفانه حجاب و لباس بازیگر فرانسوی نقش پیرزن همسایه بسیار بهتر از گلشیفته است)
(حجت الاسلام نقویان در بخشی از یک سخنرانی به این نکته اشاره کردند که برخی از ایرانیان که خارج از کشور می روند آنقدر از حد خارج می شوند که بسیار بیشتر و بدتر از خارجیان آن کشور آرایش می کنند و لباس می پوشند، نقویان اشاره می کند که اگر می خواهی این نوع ایرانیان را بشناسی به بی حجاب ترین افراد توجه کن!)
متاسفانه باید اعتراف کرد که سوپراستارهای سینمای ایران وقتی از چرخه گردونه خود خارج می شوند دیگر هرگز در جایگاه خود قرار نمی گیرند و این به این معناست که هر تلاشی برای بازگرداندن آنها به جایگاه قبلی بی نتیجه و عبث است.
روزنامه الریاض چاپ عربستان چند روز پیش اقدام به انتشار یک گزارش تصویری کرد و در آن قدرت بالای! نظامیان خود را به تصویر کشید.
به گزارش الف، چند روز پس از این اقدام بود که سفیر عربستان در قاهره نیز با دیدن این تصاویر، دچار توهم شد و حرفهایی را در زمینه اعمال قدرت نظامی علیه ایران مطرح کرد که به نظر میرسد باید درستی یا نادرستی این حرفها را با نگاهی به تصاویر یادشده قضاوت کرد.
این سه تصویر در سایت روزنامه «الریاض» منتشر شدهاند.
*در تصویر فوق نظامیان عربستانی در حالی که تجهیزات نظامی پیشرفته! خود را منقوش به عکس شاه 87 ساله خود کردهاند، آمادگی خود را برای رفتن به جنگ اعلام میکنند.
*در این تصویر توانایی نظامیان عربستانی در اتخاذ روشهای مختلف! برای تیراندازی به سمت بادکنکها به نمایش گذاشته شده است! *این تصویر نیز مربوط به یکی از تمرینات مخصوص کماندوهای آل سعود است. آنها با برعکس گرفتن اسلحه تمرین میکنند که چگونه در صحنه جنگ؛ پشت به دشمن و رو به میهن فرار کنند. همانطور که در تصویر مشاهده میشود، اساسا در بین نظامیان آل سعود تیراندازی به سمت بادکنک و سایر هدفهای مهم به همین شکل انجام میشود.
تصاویر منتشر شده از سرکوب شدید شیعیان بحرین که اخیرا با حضور نیروهای امنیتی سعودی و اماراتی وارد فاز تازه ای شده است اوج وحشیگری در برخورد با مخالفان رژیم آل خلیفه را نشان می دهد.
به گزارش مهر در 24 ساعت اخیر تصاویری از سرکوب شدید شیعیان بحرین منتشر شده است که نمونه آن را در هیچ کدام از کشورهای عربی دیگر که شاهد قیام و مخالفتهای مردمی هستند، ندیده بودیم.
در این تصاویر که به تازگی توسط منابع بحرینی منتشر شده است "احمد فرحان" جوان 30 ساله بحرینی دیده می شود که در حین حضور در اعتراضات از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. این جوان بحرینی که به بیمارستان انتقال داده شد در پی شدت جراحات وارده به قسمت سر به شهادت رسید.
خاطر نشان می شود نیروهای امنیتی بحرین در روزهای اخیر با کمک گرفتن از نیروهای سعودی و اماراتی مخالفان را از فاصله نزدیک هدف قرار داده و به شنیع ترین وجه آنان را از پای در می آورند. البته گفته می شود در روزهای اخیر رژیم آل خلیفه برای سرکوب مخالفان شیعه که اکثریت 70 درصدی را در اختیار دارند از تسلیحات جدید از جمله قناصه های پیشرفته استفاده می کند.
بر این اساس، تک تیراندازهای سعودی و بحرینی که به حمایت از رژیم آل خلیفه آمده اند سر و سینه شیعیان را مورد هدف قرار می دهند تا با ایجاد رعب و وحشت مردم را از پیگیری مطالبات بر حقشان منصرف کنند.
رژیم آل سعود که در روزهای اخیر با تمامی امکانات نظامی به کمک رژیم آل خلیفه در بحرین آمده است، این مسئله را درک کرده که نتیجه دادن اعتراضات شیعیان در بحرین موجبات کلید خوردن مخالفتهای شدید شیعیان عربستان را علیه خود به وجود می آورد.
بر این اساس، آل سعود با لشکرکشی به بحرین در نظر دارد با اجرای تمامی گزینه های موجود شعله قیام شیعیان را در نطفه خفه کرده و بقای خود و رژیم اقلیتی و دست نشانده آل خلیفه در بحرین را تداوم بخشد.
اما به نظر می رسد مردم بحرین راه خود را به خوبی در روزهای اخیر یافته اند و حتی یک قدم از خواسته های خود کوتاه نمی آیند. مسئله ای که در نهایت پایان رژیم آل خلیفه را با وجود تمامی خشونتهای موجود رقم می زند.
تک چشم یکی از نمادهای اصلی فراماسونری است و استفاده از آن به عنوان یکی از نمادهای المپیک ۲۰۱۲ می تواند در بردارنده ی این پیام باشد که باید منتظر اتفاقات جدیدی در برنامه های افتتاحیه و اختتامیه مسابقات باشیم.
متاسفانه بعد از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی هنوز سینمای ما نه رنگ «انقلاب»ی دارد و نه بویی از «اسلام». صرف نظر از چند فیلم خوب و درخور تحسین که آن هم حاصل کار و دغدغه های شخصی برخی از کارگردانان بود، هنوز جریان فرهنگی- هنری خاصی در حوزه سینما بر مبنای «اسلام ناب خمینیسم» راه نیفتاده که هیچ، انگار روز به روز به سمت فضای لیبرالیته غرب نزدیک تر هم می شویم.
رژیم صهیونیستی اقدام به ساخت دو بازی رایانه ای به نام 'شنهای غزه' و 'قیام عقاب' نموده که در آن ضمن نمایش تصاویر تند ضد صهیونیستی از 'احمدی نژاد' با صدای 'الله اکبر'؛ تیپ 'گولانی' ارتش اسرائیل و سپاه پاسدارن ایران باهم می جنگند.
به گزارش البرز، مجتبی واحدی سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد و همکار فعلی شبکه تلویزیون بی بی سی فارسی که در لندن به سر می برد فعالیت های مختلف از جمله آموزش هلی کوپتر سواری !!!! دیدار با عبدالکریم سروش و... می پردازد. وی به عنوان مشاور کروبی در انتخابات ریاست جمهوری فعالیت می کرد. نامبرده در فیس بوک خود مردم را تشویق به تجمعات غیر قانونی می کند. قابل ذکر است اخذ ویزای اقامت در انگلیس بدون نظر سرویس های امنیتی آن کشور امکان پذیر نمی باشد.
خبرنگار شیعه آنلاین در منامه پایتخت بحرین خبر داد که نیروهای وابسته به ارتش رژیم بحرین با استفاده از بمبهای خوشهای شب گذشته شیعیان متحصن در نزدیکی میدان اللولوء را مورد حمله قرار دادند.
گفته میشود این بمبهای خوشهای که از نظر قوانین بین المللی از سلاحهای ممنوعه استفاده به شمار میرود، در جنگ 33 روزه و 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان و نوار غزه مورد استفاده قرار گرفت.
قابل ذکر است این بمبها پس از پرتاب و منفجر شدن تعداد زیادی ترکش به طور همزمان از خود به اطراف پرتاب میکند و موجب به وجود آمدن زخمیهای عمیق زیادی در بدن فرد آسیب دیده میشود.
گفتنی است این حملات با بمبهای خوشهای به معترضین در حالی رخ داد که عصر روز گذشته بالگردهای وابسته به ارتش رژیم بحرین نیز به شیعیان متحصن در نزدیکی میدان اللولوء حمله کرده و بیش از 15 نفر را به شهادت رسانده و زخمی کرده بودند.
در پی شکست راهپیمایی 25 بهمن، طرفداران جریان سبز با بازپخش تصاویر حوادث خرداد و تیر سال88 تلاش می کنند این تصاویر را به امروز نسبت دهند. این اقدام، از عصر امروز تا کنون بارها از سوی رسانه های بیگانه بویژه در صفحات فیس بوک، توئیتر، یوتیوب و... مشاهده شده است. در حالی که طی چند هفته اخیر ، سرمایه گذاری سنگین سیاسی- تبلیغاتی از جانب رژیم صهیونیستی و رسانه های غربی برای برون رفت از دایره محاصره توسط نهضت های انقلابی در جهان اسلام ، صورت گرفته بود و با فراخوان میرحسین موسوی ، کروبی ، رضا پهلوی و مسعود رجوی قرار بود انقلاب عظیمی(!) در ایران رخ دهد ، این پروژه با شکست سنگینی مواجه شد. اخبار دریافتی حاکی است در حالی که برای انجام تظاهرات سفارشی اسرائیل در 25 بهمن ، شب گذشته رسانه های ضدانقلاب و بویژه شبکه بی بی سی تمام تلاش خود را به کار گرفتند و در جعل خبر دروغ تا آنجا پیش رفتند که مدعی صدور مجوز برای تظاهرات سفارشی امروز شدند ، اما این تظاهرات سفارشی با بی اعتنایی معنادار مردم مواجه گردید. بنا بر گزارش دریافتی از سطح شهر تهران راهپیمایی ادعایی که قرار بود از میدان امام حسین تا میدان آزادی برگزار شود(!) به رغم همه تلاشی که بی بی سی فارسی از ساعت 14 برای تحریک مردم انجام داد با بی اعتنایی قاطبه مردم مواجه شد. در تهران جز در چند تقاطع خیابان آزادی که گروه های چند نفره سازمان یافته (با اقداماتی نظیر عاشورای 88) تلاش به ایجاد آشوب داشتند هیچ حرکت قابل ملاحظه ای ایجاد نشد. بنا بر این گزارش ها ، حرکت های محدود ایجاد شده نیز شباهت فراوانی با اقدامات سازماندهی شده تیم های منافقین و بهائیان در عاشورای سال 88 داشت که البته دامنه ای پیدا نکرد و با بی اعتنایی مردم و هشدار ماموران پلیس ، آشوبگران اسرائیلی متفرق شدند.
سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی میشود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!
اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان میدهد که اصلا و ابدا چنین وعدهای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.
البته برای دشمنان امام فرقی نمیکند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعدهای، میخواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب دادهاند و یا با چنین وعدههایی انقلاب را پیش بردهاند و یا اینکه این قبیل وعدهها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشتههای ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام میبینیم.
در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کردهاند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کردهاند که امام چنین وعدهای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»
این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت میگیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان میدهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.
ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت میرسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.»
همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص میشود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص میشود.
کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی میشود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحهی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعدهی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعدهی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!
در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعدههای دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح میکند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی میشود! امام بزرگوار ما توضیح میدهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.
پس در سخنان امام خمینی وعدهای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین کردند.
فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدمهایی متخصص و روشنفکر میدانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بیسواد بودن متهم میکردند!
به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعدهی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!
پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعدهی دروغی داده شده و یا وعدهای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمیبرد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا میکنید که همه آنها بدون کمترین اشارهای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت میکنند! اما کسی نمیگوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!
امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف میکنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!
پایگاه اطلاعرسانی "سینسیناتی"، با انتشار عکس اشتباه فاکسنیوز در نامگذاری مصر بر روی نقشه به طرح این سئوال پرداخت که اگر فاکسنیوز نمیداند مصر کجاست، پس چگونه در مورد آن گزارش تهیه میکند.
به گزارش شبکه ایران، پایگاه اطلاعرسانی "سینسیناتی"، با انتشار عکس اشتباه فاکسنیوز در نامگذاری مصر بر روی نقشه به طرح این سئوال پرداخت که اگر فاکسنیوز نمیداند مصر کجاست، پس چگونه در مورد آن گزارش تهیه میکند.
شبکه فاکسنیوز، وابسته به جمهوریخواهان محافظهکار آمریکا در اشتباهی عجیب نام مصر را روی نقشه کشور عراق حک کرد! این شبکه از حامیان اصلی حمله به عراق بود و ظاهرا قصد ندارد دست از سر عراق بردارد!
خبرگزاری فارس: آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری و مشاور حقوقی کمیته حذف منافقین از لیست تروریستهای اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی با مریم رجوی از سرکردگان منافقین عکس یادگاری گرفت.
به گزارش فارس، آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری همان مشاور حقوقی کمیته حذف منافقین از لیست تروریستهای اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی خواهان حمایت گسترده اتحادیه اروپا و آمریکا از منافقین شد.
جالب اینکه این فرد قرار است در دادگاه حریری که به دلیل نفوذ گسترده در آن به دادگاه آمریکایی اسراییلی حریری مشهور شده رای صادر کند. رایی که از هم اکنون مفاد آن برای همگان معلوم است.
این حقوقدانان از جمله آنتونیو کاسزی در این جلسه، آرای حقوقی خود را در مورد تصمیمی که شورا در ماه جولای اتخاذ و سازمان مجاهدین خلق ایران را همچنان در لیست تروریستها ابقا کرد، ارائه نمودند.
این حقوقدانان اعلام کردند که بنا به نظر کارشناسی آنها ابقای سازمان مجاهدین خلق ایران در لیست مذکور، غیرقانونی است. از این روی شورا قانون را نادیده انگاشته و از قدرت خود سوء استفاده کرده است.
آنتونیو کاسزی رییس دادگاه حریری و مشاور حقوقی کمیته حذف منافقین از لیست تروریستهای اتحادیه اروپا است که در سال 2008 در کنفرانسی با مریم رجوی از سرکردگان منافقین عکس یادگاری گرفت.
حضور افرادی که نام هنرمند را یدک می کشند در برنامه های فرهنگی و هنری ری در حالی است که این شهر مذهبی پتانسیل بالای برای حضور هنرمندان متعهد را دارد
به گزارش ری آنلاین، بعد از افشاگری ری آنلاین درباره مجتمع فرهنگی ابوالفتوح رازی و نحوه مدیریت آن و تیم اداره کننده، امید آن بود که مدیران فرهنگی ری که مسئول این مجتمع بودند با اقدامی عاجل ضمن سامان دادن به مدیریت این مجتمع، نسبت به برخورد لازم با تیم قبلی اقدام کنند
اما امروز با گذشت نزدیک به سه هفته از موضوع، شنیده ها حاکیست تیم مدیریت قبلی همچنان در صحنه فرهنگ و هنر ری به عرض اندام مشغولند
در همین زمینه خبری منتشر شده است که به برگزاری دومین جشن تاتر ری توسط هیئت امنای انجمن فرهنگ و هنر ری در پایان امسال اشاره دارد
در مطلب قبلی گفته شد که این هیئت امنا وجاهت قانونی نداشته و حتی برخی از انجمن های تشکیل دهنده انجمن فرهنگ و هنر اصلا در مرکزی قانونی ثبت نشده اند. با این حال حمایت اداره ارشاد ری از این انجمن و هیئت امنایی که رییس آن در خارج از ری و در شمال تهران سکونت دارد باعث تعجب است
از سوی دیگر عدم التزام هیئت امنای مذکور به مبانی فرهنگ و هنر دینی و عدم پایبندی به شئونات اسلامی در دوره مدیریت در مجتمع ابوالفتوح لزوم برخورد با این مجموعه را ایجاب می کند
بنابراین از مدیران فرهنگی شهرستان ری که چهره هایی ارزشمند و انقلابی هستند انتظار می رود تا درباره این افراد تصمیمات لازم را اتخاذ کنند، نه اینکه با بیرون کردن آنها از مجتمع ابوالفتوح عرصه دیگری را در اختیار آنها قرار دهند تا تحت نام هنر دینی و مذهبی به ادامه فعالیتهای خود بپردازند
در همین باره تصاویری از نحوه برگزاری و اداره کلاسهای این مجتمع در دست است که برای روشن شدن میزان پایبندی آنها به شئونات اسلامی و اخلاقی و چگونگی گسترش هنر دینی از دید ایشان به مرور به اطلاع عموم خواهد رسید
تصاویری که در زیر می آید مربوط به کلاس طراحی است که در این مجتمع برگزار شده است و ظاهرا هنوز هم ادامه دارد!
با پوزش از بینندگان به خاطر انتشار این تصاویر امیدوار است تا شاید بدین وسیله شاهد اقدامات موثرتر مدیران ری در برخورد با بی مبالاتی های فرهنگی در قبله تهران باشیم
خداوند متعال همواره نشانه ها و معجزاتی برای بشر در این عالم فانی قرار داده است تا بشر به واسطه ی آن ها بتواند به عظمت و بزرگی ذات اقدس الهی پی برد و راه درست را از نادرست باز شناسد. اما شیطان و اصحاب وی همواره کوشیده اند تا این نشانه ها و معجزات را از دیده ها پنهان نمایند و بر گمراهی و ضلالت بشر بیفزایند.
زیردریایی کیلو از جمله پیشرفته ترین نمونه های کلاس دیزل الکتریک در دنیا می باشد که نیروی دریایی آمریکا، لقب «حفره سیاه» را به آن داده است.توانمندی بیشتر این زیرسطحی در مقابله با زیردریایی های کلاس دلفین نیروی دریایی رژیم اشغالگر قدس می باشد.
شاپور عضو مهم سفارت بود و با تیم روی ملبورن دبیر اول سفارت امریکا با محافل مشخصی در احزاب سیاسی ایران و فرایندهای پنهان در ارتباط بود، همکاری می کرد. او همچنین با گوئیران رئیس ایستگاه سیا در تهران همکاری داشت و از طرف سرویس امنیتی بریتانیا اقدامات خود را با او هماهنگ می نمود...
"رابرت مردوخ " مردوخ یکی از یهودیان صهیونیست است که با راه انداختن امپراطوری رسانهای خود نقش پررنگی را در سیاستهای پشت صحنه انگلیس و آمریکا بازی کند و اهرم توانمند لابی صهیونیستم در این کشورها به شمار میرود.
به گزارش شبکه ایران، انتشار خبر عجیب محکومیت مدیرمسئول روزنامه ایران به حبس و تحمل شلاق از سوی دستگاه قضا، با واکنشهای گستردهای در فضای اینترنت روبرو شده است.
به غیر از خبرگزاریها و سایتهای خبری رسمی و وبلاگنویسان که نسبت به حکم کاوه اشتهاردی اعتراض کردند، گرافیستهای ایرانی نیز با طراحیهای خود نسبت به این موضوع اعتراض نشان دادند.
به گزارش وعده صادق_همانطور که دوستان عزیز با علائم اصلی جریان فراماسونری آشنایی کامل دارند به روشنی میدانند که تعابیر چشم جهان بین و یا چشم همه بین اشاره به چه موضوعی دارد این آرم به قدری مهم و گویاست که در پشت یک دلاری امریکا نیز جا خوش کرده و به عنوان یک آرم مهم فراماسونری شناخته شده است، به جرات میتوان گفت کمتر کسی از این موضوع بی اطلاع است حال چرا دانشکده شهید بهشتی اقدام به طراحی این چنین آرمی کرده است جای سوال دارد؟!!
آرم پنجمین کنفرانس تخصصی حفاظت و کنترل سیستم های قدرت در دانشکده مهندسی برق دانشگاه شهید بهشتی
مهر رسمی ایالات متحده آمریکا در پشت اسکناس 1 دلاری
دیگر واژههایی همچون 'فقر'، 'خشکسالی' و 'محرومیت' هم نتوانسته است محرومیتها و عقبماندگیهای تاریخی مردم مناطق جنوبی استان کرمان را سامان ببخشد؛ بهطوری که نبود ابتداییترین امکانات، ساکنان بسیاری از مناطق جنوبی کرمان را به شدت آزار میدهد و این مهم جای بسی تأمل و تاسف دارد.
شرکت انگلیسی معماری اتکینز طرح جدید توسعه مسجدالحرام را برای افزایش جمعیت زائران به 5میلیون نفر به پادشاه عربستان ارائه داده که لازمه اجرای آن، تخریب کامل مسجدالحرام به غیر از بنای کعبه است.
همراهی مثال زدنی مردم با طرح بزرگ تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانهها برای با موفقیت اجرا شدن آن که در روزهای ابتدایی این طرح صورت گرفت، جریان مخالف جمهوری اسلامی ایران را که دل به عدم همراهی مردم با این طرح بسته بودند، ناکام کرده است.
به گزارش شبکه ایران، سران این جریان با انتشار بیانیهها و نامههای متعدد و محرک تلاش داشتند تا هواداران خود را به جمع کثیری از مردم ارتقا دهند و زمینه را برای تشویش اذهان عمومی به منظور ایجاد جو روانی در جامعه علیه بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ ایران فراهم کنند.
با این حال، عدم توجه مردم به این افراد و جریانات ضدانقلاب سبب شده است تا بدنه اپوزیسیون به تاکتیکهای سوخته روی بیاورد؛ تاکتیکهایی که در جریان پروژه کودتای نافرجام مخملی در سال گذشته مورد استفاده قرار گرفت ولی چندی بعد به دلیل افشا شدن ماهیت دروغین آن، به یک برگه سوخته تبدیل شدند.
یکی از این روشها، استفاده از نرمافزارهای گرافیکی نظیر "فتوشاپ" برای طراحی و جعل یک نامه خطاب به رهبر انقلاب بود که به سرعت جعلی بودن آن به دلیل اشتباههای فاحش افشا شد.
با این حال در روزهای اخیر مجددا ایمیلی با محتوایی شبیه به همین نامه توسط حامیان جریان داخلی ضدانقلاب به صورت گسترده برای کاربران اینترنت ارسال شده است که نویسنده وبلاگ "موج نگار" یکی از این افراد دریافت کننده بوده است؛ نامهای که این بار حداقل جزئیات مورد پیشین را هم رعایت نکرده و سبب شده تا کاربران آن را بیشتر به عنوان یک ایمیل ظنز برای یکدیگر ارسال کنند تا یک سند مهم اطلاعاتی - امنیتی!
اگر از اشتباه نوشتن کلمه "یارانه" و استفاده از لغت "رایانه" به معنای کامپیوتر به جای آن بگذریم، نامی که به عنوان وزیر کشور معرفی شده است، بسیار جالب و بامزه است.
درحالی که حدود 2 سال از تغییر وزیر کشور و جایگزینی "مصطفی محمد نجار" به جای "صادق محصولی" میگذرد، طراحان این نامه همچنان نام آقای محصولی را به عنوان وزیر کشور که خطاب به رهبر معظم انقلاب نامه نگاشته است، استفاده کردهاند!
فعالان سیاسی معتقدند دست زدن به چنین اقداماتی که خندهدار بودن آنها بسیار واضح است، تنها سبب ریزش هرچه بیشتر حامیان این جریان در داخل کشور میشود و سودی برای جریان فتنه نخواهد داشت؛ به قول معروف، سران فتنه هم چوب را میخورند و هم پیاز را؛ هم آبروی خود را از بین میبرند و هم اندک هواداران خود را ناامید میکنند.
مشرق، محصول جدید عروسک باربی به نام "دختر ویدئویی" (Video Girl) به بازار جهانی عرضه شده است که مجهز به دوربینی در گردن عروسک می باشد و از این طریق از لحظات خصوصی خانواده ها تصویربرداری نموده و ممکن است تصاویر نامناسبی را به پایگاههایی اینترنتی مختلف مانند یوتیوب بفرستد.
نحوه انتقال تصاویر خصوصی فیلمبرداری شده توسط باربی به اینترنت، به این صورت است که، کاربر یا استفاده کننده از این عروسک برای دانلود جدیدترین موسیقی و مدل های رقصیدن عروسکش ، ناگزیر به اتصال عروسک به کامپیوتر و اینترنت است. عملیات انتقال اطلاعات به صورت برنامه ریزی شده از قبل، در نرم افزار آن قرارداده شده و هنگام اتصال به اینترنت به صورت خودکار تصاویر فیلمبرداری شده بر روی سرور سایت کپی می گردد.
در 'روسری طلایی' حمیرا آشتیانی مامور زن ساواک، به یک مرد آمریکایی دل می بازد و با او رابطه نامشروع و مخفیانه برقرار می کند و انقلاب اسلامی نیز دسیسه ای از طرف سازمان سیا برای براندازی شاه ایران معرفی می شود.
این امر نشان دهنده فرافکنی BBC از اوضاع فجیع خشونت و قتل با چاقو در میان شهروندان نوجوان لندن و برعکس ساختن تصویری سیاه و خشن از جامعه ایران است. چرا که بر طبق اسناد منتشر شده، جرم با چاقو، پس از سرقت و تجاوز به عنف ، رایجترین جرم در لندن گزارش شده است
ساعتی پیش مراسم رونمایی آخرین تابلوی استاد محمود فرشچیان باعنوان «پرچمدار حق» که مربوط به حضرت ابوالفضل (ع) است، در موزه استاد محمود فرشچیان واقع در کاخ سعدآباد بدون حضور هنرمند و تنها با حضور مسوولان هنری رونمایی شد.این مراسم با حضور سیل عظیم جمعیت همراه بود و سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیش از رونمایی تابلو گفت: هیچ رنگی ماندگارتر از رنگ الهی نیست و جای خوشحالی دارد که آثار استاد فرشچیان به صورت مستقیم و غیر مستقیم با ارزشهای الهی ارتباط برقرار میکند.
نتیجه جستجوی واژه های محرم، عاشورا و امام حسین(ع) به زبان انگلیسی، در گوگل ایمیج، تنها تصاویر وحشتناک و خون آلود از قمه زنی هیأت های عزاداری در کشورهای پاکستان، عراق ، لبنان و ... را نشان می دهد و جستجوگر خارجی که مایل به آشنایی با فلسفه این رویداد تاریخی و شخصیت امام حسین (ع) باشد، با چنین صحنه های تأسف باری روبرو می شود.
ادامه سنت ناشایست قمه زنی در سایر کشورها و پر رنگ کردن صحنه های قمه زنی، به عنوان آئین ویژه محرم در سایت های ضد اسلامی از یک سو و بی دفاع بودن سایت ها و کاربران ایرانی در مقابل چنین حملاتی، باعث ارائه چهره خشن و وحشتناک از شیعیان، در جهان شده است.
بویژه عکس های مربوط به قمه زنی کودکان توسط والدین آنها که از نگاه یک ناظر خارجی، نهایت شقاوت و بی رحمی را را نشان می دهد.
البته نباید شیطنت گوگل را نیز در این زمینه نادیده گرفت. چرا که صرف قرار گرفتن چنین عکسهایی در چند سایت خاص، نمی تواند موجب حذف صدها عکس مربوط به عزاداری عادی در اینترنت گردد.
هم اکنون، کاربران ایرانی، با مراجعه به سایت های مزبور و درج کامنت های خود، سعی می کنند، واقعیت امر را برای بینندگان نا آشنا مطرح کنند، اما در مقابل تأثیر عمیق تصاویر موجود، نمی تواند اقدام قابل توجهی بحساب آید.
برخی از اعمال ما شیعیان موجب تخریب باورهای عمیق فکری اسلام است . اعمالی که نه از جانب معصوم صادر شده و نه تا به حال معصومی این عمل را مرتکب شده و متاسفانه برخی افراد از روی جهل و نادانی دست به اعمالی می زنند که نوعی بدعت در دین وارد نموده و به پای اسلام تمام می شود .یکی ازاین اعمال بدعت قمه زنی و اعمالی نظیر ان است که دراینجا برای روشن شدن موضوع نظرتمامی مراجع تقلیدبه همراه فایل سخنان رهبرمعظم انقلاب اسلامی ایران حضرت ایت الله خامنه ای و نیز سخنان حضرت ایت الله مکارم شیرازی خدمت دوستان تقدیم می گردد تا کسی از روی جهل نظر خود را مقدم بر نظرولایت فقیه و مراجع تقلید نداند و گاها از روی هوای نفس دست به تخریب اسلام نزننداسلام دین منطق است در زمان کنونی چنین اعمالی به جز تخریب و اسلام هراسی چیزی در پی ندارد برای اثبات این مدعی کافیست واژه اسلام و شیعه را سرچ کنید خواهید دید که به مردم جهان دین اسلام چگونه معرفی می گردد سوال اینجاست چرا در زمان ائمه معصومین به طور مثال حضرت امام صادق علیه السلام قمه زنی نکردند ؟ آیا علم برخی عوام از حضرت امام صادق هم بالاتر است ؟ یا ائمه روش صحیح عزاداری را بلد نبوده اند و باید از ما یاد بگیرند ؟مگر دین اسلام را می توان با نظرات شخصی و دل بخواهی اداره نمود ؟ پس نقش ائمه معصومین و مراجع تقلید در تبین واقعیت های دینی چیست؟
دانلود سخنان رهبری و آیت الله مکارم در این زمینه و بقیه تصاویر ادامه مطلب را مشاهده فرمایید
به گزارش شبکه ایران، «جوگیو»، یک جوان 20 ساله اهل منطقه «تووومبا» در ایالت «کوئینزلند» استرالیا است.
این مرد جوان روزگذشته در حضور دوستان و آشنایانش با سگ محبوبش ازدواج کرد.
بنابر گزارش رسانههای دولتی این کشور، این مرد جوان در مصاحبهای با خبرگزاری فرانسه، گفته است، من به مدت پنج سال از این سگ نگهداری کردم و دیروز با به تن کردن لباس دامادی و تهیه یک لباس مخصوص عروس برای سگم با این حیوان ازدواج کردم.
لازم به ذکر است اوج انحطاط اخلاقی در این کشور ها باعث بروز چنین رفتارهایی شده است و به آنها اجازه می دهد ارزش های انسانی و اخلاقی را این چنین ساده زیر پا بگذارند.
چند وقتی است سایت ظاهرا سوئدی ویکی لیکس اقدام به انتشار اسناد محرمانه ی وزارت خارجه ی آمریکا کرده است. این افشاگری ها که با کارت های سوخته ی افغانستان و عراق شروع شده بود حالا در این مرحله از بازی به اصلی ترین مشکل آمریکایی ها یعنی ایران رسیده است. در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست:
۱. شیوه ی آمریکایی ها در این بازی جدید با آنچه پیش از این بوده تفاوت هایی دارد. تا قبل از ویکی لیکس، اتاق جنگ نرم آنها یک موضوع را به عنوان بهانه علیه ایران انتخاب و سپس با انبوه حملات رسانه ای و دیپلماتیک در مورد آن موضوع فضاسازی می کرد. نمونه های متعددی از این شیوه را می توان به عنوان مثال ذکر کرد، از انفجار مرکز یهودیان آرژانتین گرفته تا قضیه ی هسته ای و از مسئله ی حقوق بشر گرفته تا نظرات رییس جمهور درمورد هولوکاست و یازده سپتامبر شاهد این مدعا هستند. ولی در این شیوه ی جدید، آمریکایی ها با فهمیدن میزان انزجار و تنفر مردم دنیا، ابتدا خودزنی کرده و در مورد جنایت های خود در افغانستان و عراق اطلاعاتی را منتشر می کنند و بعد از جلب اعتماد افکار عمومی ماهی سیاست هایشان را از آب گل آلود رسانه ها می گیرند.
۲. انتخاب سوئد به عنوان یک کشور اروپایی خنثی در معادلات جهانی نیز قابل تامل است. اگر این اطلاعات توسط یک سایت آمریکایی، کانادایی، انگلیسی، استرالیایی، فرانسوی، آلمانی و یا ایتالیایی منتشر می شد کار آمریکایی ها برای قانع کردن مردم به پذیرش این اطلاعات سخت تر می شد. در حالی که سوئد کشوری است مرفه، ثروتمند، مدرن و کاملا در حاشیه که با شنیدن نامش نکته ی منفی و سیاهی به ذهن هیچ کس در دنیا و به خصوص اهالی خاورمیانه نمی رسد. این موضوع مثلا برای کشوری مثل دانمارک، سوییس یا هلند با سابقه ی بد اسلام ستیزی اصلا صادق نیست.
۳. کمی تامل در آرم سایت ویکی لیکس ما را به نکات تازه ای می رساند. این آرم به شکل یک ساعت شنی است که دو کره ی زمین در داخل آن قرار دارند. در هر دو کره سمتی از زمین که شامل آسیا، اروپا و آفریقاست نشان داده شده اند و از آمریکا که مهمترین موضوع این سایت است خبری نیست. این کره ها طوری در تصویر قرار گرفته اند که خاورمیانه و به خصوص ایران در مرکز قرار گرفته است. از این گذشته کره ی پایینی که هنوز کامل نشده در یک قسمت خود با جای خالی مواجه است که قرار است با این تزریق قطره ای اطلاعات! کامل شود. این قسمت ناقص بخش هایی از ایران، عراق، سوریه، ترکیه، لبنان و فلسطین اشغالی را شامل می شود. با دیدن چنین آرمی تنها یک عبارت به ذهن می آید: تلاش برای ساختن خاورمیانه ی جدید!
هرچه می گذرد دشمن در جنگ نرم خود با ایران اسلامی به طراحی های پیچیده تری دست می زند. شاید این تعبیر صحیح باشد که غرب پس از شکست در ۹ دی ماه ۸۸ وارد فاز جنگ فرانرم با ایران شده است که سایت ویکی لیکس تنها آغاز راه است. ولی چه باک از این همه دسیسه وقتی ملتی زیر خیمه سید خراسانی چشم به آمدن منتقم خون حسین دوخته باشد!
شبکه ایران: "محسن سازگارا" که روزگاری مدعی مشارکت در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را داشت و مدتهاست که در آمریکا به سر میبرد و علیه جمهوری اسلامی تبلیغ میکند، به عضویت برنامه موسوم به «آزادی بشر» متعلق به موسسه جرج بوش - رئیس جمهور پیشین آمریکا - در آمد.
وی که در سالیان اخیر در نقش تحلیلگر مخالف ایران در شبکه ماهوارهای صدای آمریکا متعلق به دولت آمریکا فعالیت میکرد، به عنوان یکی از اصلیترین پایهگذاران روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب شناخته میشود.
سازگارا که در دوره اصلاحات به عنوان یکی از تئوریسینهای این جریان مطرح بود، چند سال است به آمریکا پناهنده شده و برنامههای ضدایرانی را هدایت میکند.
در بخشی از گزارش سایت جرج بوش درباره پیوستن سازگارا به برنامه موسوم به "آزادی بشر" آمده است: سازگارا 55 سال دارد و یک شهروند ایرانی تبعیدی است که در حال حاضر در ایالات متحده زندگی می کند.
محسن سازگارا هم در پاسخ گفت: مفتخرم که به عنوان یک عضو میهمان و به منظور پیشبرد آرمان آزادی بشر در سراسر جهان و به ویژه در میهنم ایران به مؤسسه بوش میپیوندم. آرزو برای آزادی، یک آرزوی جهانی است که رژیم ایران از مدتها پیش آن را سرکوب کرده است. مشتاق همکاری با مؤسسهای هستم که به پیشبرد برنامه آزادی بشر میپردازد و مخزنی از صدای ناراضیان سراسر جهان ایجاد میکند!
شهید مجید شهریاری استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی پس از شهید علیمحمدی دومین محقق جمهوری اسلامی ایران در سزامی است که به مقام رفیع شهادت نائل می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، پس از تصویب عضویت ایران در پروژه سزامی توسط مجلس شورای اسلامی، نمایندگان و مشاوران جدید ایران در پروژه بین المللی سزامی با حکم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری منصوب شده بودند که شهید دکتر مسعود علیمحمدی یکی از دو نماینده ایران در این شورا بود که در دی ماه سال گذشته در اثر بمبگذاری در خودرو در نزدیکی منزلش به مقام شهادت نائل آمد.
ایران در پروژه سزامی دو نماینده و دو مشاور دارد که هم اکنون دکتر بابک شکری نماینده ایران در سزامی است. دکتر جواد رحیقی و دکتر مجید شهریاری تا ساعاتی پیش دو مشاور ایران در سزامی بودند اما حدفاصل ساعت 7 تا 8 صبح امروز بود شهریاری نه تنها "سزامی" بلکه دانشگاه شهید بهشتی و جامعه علمی ایران را تنها گذاشت و مورد سوء قصد افرادی قرار گرفت که نمی خواهند ایران در صحنه علمی بین المللی بدرخشد.
به گزارش مهر، طرح استفاده از تابش سینکروترون برای علوم و کاربردهای تجربی در خاورمیانه یا همان "سزامی" ایده ای بین المللی است که برای نخستین بار در سال 1997 و از سوی "هرمان وینیک" از مرکز شتابده خطى الکترون در دانشگاه استنفورد آمریکا و گوستاف آدولف ووس از مرکز سینکروترون آلمان با هدف استفاده از تحقیقات علمی و پژوهشی برای همگرایی بیشتر ملتها و گسترش صلح ارایه شد. این طرح با مشارکت چندین کشور خاورمیانه در نهایت به راه اندازی مرکزی بین المللی موسوم به تابش "سینکروترون" در منطقه خاورمیانه ختم می شود که از چندین سال پیش و تحت نظارت دقیق یونسکو آغاز شده است. کشور ما علاوه بر اینکه چند سالی است عضو شورای سزامی شده در تلاش برای رسیدن به خودکفایی در این فناوری است از این رو محققان کشور برای ساخت شتابگر ملی کوشش می کنند.
به نقل از پایگاه 598، مجله فارین پالسی (fp) به صورت سالانه اقدام به معرفی 100 شخصیت متفکر دنیا که با اقدامات یا صحبت های خود توانسته اند در سطح بین الملل تأثیر بسزایی بگذارند، می نماید. البته با توجه به پیشینه این مجله و دیگر نهاد های بین المللی که تحت سلطه قدرت هایی همچون آمریکا و لابی صهیونیستی قرار دارند نباید انتظار داشت که اشخاصی که با سلطه گران در مبارزه هستند و یا اینکه وجود آنها برای این کشورها خطرناک می باشد در این فهرست ها قرار بگیرند یا اینکه جایزه های بین المللی همچون نوبل و ... به آنها تعلق گیرد.
با اعلام فهرست 100 شخصیت متفکر دنیا از سوی این مجله باز شاهد آنیم که دراین میان بهترین جایگاه ها به افرادی اختصاص دارند که بیشترین خدمات را به لابی صهیونیستم جهانی و تلاش برای بقای رژیم غاصب اسرائیل انجام داده اند.در لیست امسال نام مهدی کروبی(نفر پنجم انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران)نیز به چشم می خورد.در حالیکه مواضع وی طی یک سال و نیم گذشته حتی از سوی همفکران و هم حزبی های وی بار ها مورد استهزاء و تمسخر قرار گرفته است،اما انتخاب وی به عنوان یکی از متفکران برتر دنیا حاکی از میزان هم سویی و خدمت در جهت منافع نظام سلطه برای کسب چنین عناوینی می باشد.در این مجال سعی بر آن داریم که با مرور فعالیت های تعدادی از این متفکر! پرداخته ،و به واکاوی خدمات این افراد به لابی یهود بین الملل بپردازیم:
رییس سازمان انرژی اتمی:دشمن با آتش بازی نکند +تصاویر
رییس سازمان انرژی اتمی در واکنش به حادثه ترور دکتر مجید شهریاری و دکتر عباسی، اساتید دانشگاه شهید بهشتی تهران خطاب به دشمنان گفت: با آتش بازی نکنید، زیرا صبر ملت ایران هم حدی دارد و اگر کاسه صبر ما لبریز شود، عاقبت بدی نصیبتان خواهد شد.
به گزارش جهان، خیلی از فروشندگان یا کسانی که لباس هایی با برخی از نمادهای عجیب و غریب دارند واقعا نمی دانند که این نشانه ها، جزء نشانه های گروه شیطان پرستی اند و به آنها فقط به چشم بدلیجات ساده و ارزان قیمتی نگاه می کنند که باعث جلب توجه دیگران می شوند. آنها اگر بدانند معنای هرکدام از این نشانه ها چیست و پشت هر کدام از آنها چه عقاید مخوف و تاریکی وجود دارد شاید هرگز به سمت آنها نروند.
وی نوع دوم خشونت علیه زنان را محرومیت آنها از امتیازات و امکانات اجتماعی بر شمرده است و در مغالطه ای مکارانه امتیاز را حق رای دادن،انتخاب شدن در مناصب مورد نیاز حضور زن،شرکت در محافل علمی و ادبی و مذهبی و ... نمی داند بلکه برابر بودن تعداد مستخدمین زن و مرد ادارات و وزارت خانه ها می شمرد.
این دو تصویر هر کدام خبر از جنایتی هولناک در افغانستان میدهند که یکی جنایت طالبان در حق یک نوجوان را بازگو میکند اما دیگری از نسل کشی نظامیان ناتو و آمریکا حکایت دارد.
شبکه ایران - مهدی خانعلیزاده: افتخارآفرینی تاریخی دختران شایسته ایرانی در مسابقات آسیایی چین اگرچه طبق معمول با بیمهری مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور روبرو شد - تا جایی که علی مطهری صریحاً اعلام کرد که اصلاً بانوان ایرانی نباید در مقابل چشمان مردان خارجی در مسابقات ورزشی شرکت کنند! - اما مخالفان جمهوری اسلامی ایران را به تکاپوی شدیدی انداخت.
رسانههای معاند تلاش ویژهای کردند تا با تهیه گزارش، مصاحبه و خبرهای جهتدار درباره این دختران شایسته، این موفقیت بینظیر را تحتالشعاع قرار دهند و به روند همیشگی خود در اتهام به وضعیت حقوق زنان در ایران ادامه دهند.
دویچهوله، بیبیسی، صدای آمریکا، رادیو فرانسه و دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی در اقدامی هماهنگ با صدها سایت اینترنتی وابسته به جریان اپوزیسیون، سعی کردند تا دختران ایرانی را که در مسابقات آسیایی موفق به کسب موفقیت و مدالهای رنگارنگ شدند، افرادی معرفی کنند که هیچ اعتقادی به مقررات کشور ایران و مقدسات و احکام دین اسلام ندارند.
این رسانهها با تمرکز ویژه بر روی پوشش و حجاب این دختران ورزشکار، آن را مانعی بر سر ورزش زنان در ایران نامیدند که دختران ایران از روی "اجبار" باید آن را رعایت کنند.
حتی تلویزیون دولتی انگلیس پا را از این فراتر گذاشت و در برنامه "نوبت شما"، صریحاً مدعی شد که "ورزش بانوان در ایران در شعاع حجاب گیر کرده است."
با تمام این تفاسیر و البته در غیبت مایوس کننده و تاسف بار رسانههای تصویری و مکتوب ایرانی، دختران افتخارآفرین و قهرمان ایران با اقدامات خود پاسخی صریح، قاطع و شفاف به این رویکرد تخریبی علیه مقدسات دینی دادند و نشان دادند که شاید بتوان با استفاده از جذابیتهای بصری، اینگونه مطالب ناصواب را برای مخاطبان ناآگاه عرضه کرد اما افکار عمومی جهان شاهد روی دیگری از سکه این مساله بوده است.
"الهه احمدی" عضو تیم ملی تیراندازی جمهوری اسلامی ایران که در مسابقات گوانگژو موفق به کسب 3 مدال رنگارنگ (2 نقره و یک برنز) شد، در هر سه نوبتی که بر روی سکوی اهدای مدال رفت، یک جلد کلام الله مجید به همراه خود برد تا هم مشتی بر دهان کشیش هتاک آمریکایی (تری جونز) زده باشد و هم اعتقاد اصیل و راسخ خود به دین مبین اسلام را به نمایش بگذارد؛ اقدامی که در کمال تاسف، هیچ بازخورد رسانهای در میان رسانههای کشور نداشت.
حضور دختر شایسته ایرانی بر روی سکوی قهرمانی با قرآن کریم
"پریسا فرشیدی" دیگر عضو بانوی کاروان ورزشی ایران که موفق شد تا به مدال نقره رشته تکواندو دست یابد، هنگام دریافت مدال خود از یکی از مسئولان برگزاری مسابقات، در برابر اصرار و مکث چندین ثانیهای او نیز حاضر به دست دادن با وی نشد و با لبخندی کنایه آمیز به او اعلام کرد که حاضر به انجام این کار برخلاف اعتقادات شرعی خود نیست.
دختر افتخارآفرین ایرانی حاضر به دست دادن با مسئول برگزاری مسابقات نشد
شادی وصف ناپذیر "خدیجه آزادپور" بر روی سکوی نخست مسابقات ووشوی آسیا و دریافت مدال زرین طلا نیز به عنوان یک دهنکجی بزرگ به تمامی دعاوی ضدایرانی در زمینه حقوق زنان مطرح شد؛ همان دعاوی که مدعی بود حجاب، نشاط را از زن ایرانی گرفته و مانع پیروزی وی در میادین مختلف اجتماعی از جمله میادین ورزشی شده است. مسالهای که پیش از این، بارها و بارها و به بهانههای مختلف دستاویز پروپاگاندای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است اما خانم آزادپور با حرکات جالب خود، به همه این ادعاها علیه ایران پوزخند زد.
طلای آسیا بر گردن دختر شایسته ایران که تاج زرین حجاب به همراه داشت
در این میان، آنچه مایه تاسف است، عدم توجه به این مسائل بسیار مهم و ارزشمند از سوی مردم و رسانههای کشور است. رسانههایی که 24 ساعته به دنبال تامین منافع جناحهای سیاسی حتی به قیمت انتشار اخبار دروغین هستند، به راحتی از کنار این موفقیت تاریخی و حوادث پیرامونی آن گذشتند.
این مساله از آنجایی اهمیت پیدا میکند که میبینیم هجمهای گسترده و عظیم از سوی مخالفان جمهوری اسلامی ایران در زمینه رعایت حقوق زنان شکل گرفته که حتی از یک زن زناکار که شوهر خود را نیز به قتل رسانده، به عنوان تابلوی بانوی شایسته ایران استفاده میکنند و او را به نماد تحقیر و عدم توجه به زنان در ایران تبدیل میکنند.
کار به جایی رسیده که حتی برخی گروههای به اصطلاح حقوق بشری در اروپا، لباسهایی را با عکس زن مذکور تهیه و استفاده میکنند تا فضای رسانهها و افکار عمومی را تحتالشعاع قرار دهند.
وقتی یک مفسد اخلاقی جنایتکار نماد دختران شایسته ایران زمین معرفی میشود
به نظر میرسد اکنون بهترین زمان ممکن برای شناساندن چهره واقعی دختران و زنان مسلمان ایرانی است؛ دخترانی که از بالا رفتن از دیوارهای سفارت ایالات متحده گرفته، تا جنگ 8 ساله و دوران بعد از آن، هیچ تفاوتی در عمل به اعتقادات خود برای عمل به وظایفشان احساس نکردند.
مسابقات گوانگژو از جهات بسیاری با حضور قدرتمندانه ایران همراه شد و ایران توانست رکورد کسب مدال طلا در مسابقات آسیایی را بزند. اما این مسابقات، تنها از این جهت خاص نبود و مسئله مهمتر در مورد حضور ایران در این مسابقات، این بود که ورزشکاران ایرانی بهخصوص بانوان تیم ایران، هوشمندی و شعوری مثالزدنی را از خود در جریان این مسابقات به نمایش گذاشتند.
جای بسی خوشحالی است که تیم بانوان ایران از چنین افراد "وقتشناسی" تشکیل شده و چه خوب میشود اگر دختران جامعه ما، در یک حرکت مردمی مراسمی برای قدردانی از مدالآوران زن ایرانی که عزتمندی ایران و اسلام را به رخ کشورهای غربی کشیدند، تشکیل دهند. حال که مخالفان ایران اسلامی به دنبال تهیه و توزیع لباس با عکس یک زن دارای مفاسد اخلاقی هستند تا وی را به عنوان نماینده زنان ایران معرفی کنند، چرا دختران و زنان کشور ما با برگزاری جشنی تصاویر "الهه احمدی"، "پریسا فرشیدی" و "خدیجه آزادپور" را تهیه نکنند و بر لباس خود حک ننمایند تا نشان دهند، نمایندگان به حق آنها دخترانی چون این سه نفر نیستند؟
به گزارش سرویس بینالملل شبکه ایران، نیروی دریایی آمریکا در دستورالعملی رسمی از کلیه نیروهای خود خواسته از نام مجعول خلیج عربی به جای نام خلیج فارس استفاده کنند و هر جا چنین عبارتی را دیدند، متوجه باشند که معادل جدید خلیج فارس است! در قسمت راهنمای این دستورالعمل که در پایگاه اینترنتی این نیرو قرار گرفته، به تشریح و توضیح برخی کلماتی پرداخته شده که یکی از این کلمات، عبارت مجعولی است که طی سالهای اخیر از سوی برخی کشورهای عربی برای نام بردن از نام چندهزار ساله "خلیج فارس" مورد استفاده قرار میگیرد. نیروی دریایی آمریکا نیز در حالی که تمام نقشههای کشورهای غربی از صدها سال گذشته، نام "خلیج فارس" را برای منطقه دریایی جنوب ایران به کار بردهاند، عنوان کرده که خلیج عربی معادل جدید خلیج فارس است و باید به جای این عبارت به کار گرفته شود.
در ابتدای این دستورالعمل آمده است که کلیه نویسندگان و ویرایشکنندگان نامههای تبادل شده در نیروی دریایی، باید به نکات این دستورالعمل توجه داشته و آن را دنبال کنند. این درحالیست که ایالات متحده از زمان تاسیس خود که 300 سال از آن تاریخ نمیگذرد، در نقشههای خود نام تاریخی "خلیج فارس" را برای این منطقه استفاده کرده است. برخی گمانهزنیها از این موضوع حکایت دارد که دستورالعمل مذکور، پس از عقد قراردادهای کلان نظامی میان ایالات متحده و برخی دول عربی در خلیج فارس صورت گرفته است. در حالی که ایالات متحده تلاش میکند خود را دوست ملت ایران و دشمن دولت معرفی کند، این تلاش آمریکا برای تحریف واژهای با قدمت چندهزار ساله که ایرانیان تعصب خاصی روی آن دارند، نشان میدهد که چنین ادعاهایی کاربردهایی کاملاً تبلیغاتی دارند و دشمنی آمریکا با ایران، به خاطر روحیات ظلمستیزانه مردم این کشور است.
شبکه ایران: یک خواننده انگلیسی در اقدامی عجیب برای جلب توجه بیشتر رسانهها به خود، در یکی کنسرتهای خود برای مشروعیت بخشی به اغتشاشات خیابانی در ایران، از تصاویر شهدای هشت سال دفاع مقدس در کنار کشته شدگان آشوبهای سال گذشته استفاده کرده است.
"راجر وارتز" در تور جهانی خود که موسیقی "دیوار" را اجرا میکند، مدعی طلب آزادی از جهانیان شده و در این زمینه از ایران نیز مایه گذاشته است.
وی مدعی است که به دنبال ترویج فرهنگ اعتراض و قیام علیه ظلم و به نفع آزادی است؛ ادعایی که البته با شوی تبلیغاتی او جور در نمیآید.
کنار هم قرار دادن تصاویر شهید "مصطفی چمران" فرمانده دلاور دوران دفاع مقدس و "فرزاد کمانگر" عضو گروهک تروریستی تجزیه طلب در کردستان ایران هم از جمله کارهایی است که شاید برای مخاطب غربی و اروپایی بیمعنا و یا حتی جالب و جذاب باشد اما مخاطبان ایرانی را به خنده وا میدارد.
آقای واترز مشخص نکرده چه رابطهای میان طلب آزادی و حقوق انسانی با انجام فعالیتهای تروریستی علیه یک کشور مستقل وجود دارد که باعث شده تا تصویر فرزاد کمانگر هم به لیست او اضافه شود؟!
البته تصاویر دیگری از کشته شدگان کودتای نافرجام مخملی سال گذشته هم در میان تصاویری از شهید "حسین فهمیده" و شهید "حمید باکری" وجود دارد که نه تنها ارتباطی میان این افراد نیست؛ بلکه این افراد دقیقا در جهت عکس عقاید هم جان خود را از دست دادهاند؛ یکی برای حفظ و دفاع از انقلاب اسلامی و دیگری در راستای براندازی آن.
اگر حمید باکری و حسین فهمیده و ابراهیم همت برای دفاع از شعار "مرگ بر اسرائیل" شهید شدند، اغتشاشگران 88 برای شعار "نه غزه؛ نه لبنان" جان خود را از دست دادند.
به گزارش شبکه ایران، گویا مشاوران راجز واترز هم مشاوره خوبی به او ندادهاند تا حداقل برای حفظ آبروی خود هم که شده، از نشان دادن تصویر "ترانه موسوی" که حاصل یک دروغ بزرگ در میان جریان مخالف جمهوری اسلامی ایران بود، خودداری کند.
به نظر میرسد جریان آشوب به مرحلهای از ضعف رسیده که حامیان خارجی این جریان مجبور شدهاند تا با استفاده از تبلیغات رسانهای گسترده و یک پروپاگاندای عظیم، شوکی را به اغتشاشگران وارد کنند تا بلکه بتوان به احیای این جریان مرده پرداخت؛ اقدامی که دقیقا در سرزمینهای اشغالی نیز جریان دارد و رژیم صهیونیستی برای بهرهبرداری تبلیغاتی به نفع خود، به استفاده از چهرههای معروف سینمایی نظیر "ناتالی پورتمن" روی آورده است.
البته استفاده از شهدای انقلاب اسلامی برای مشروعیت بخشیدن به جریان ضدانقلاب نیز از جمله اقداماتی است که تاکنون چندین بار از سوی برخی جریانات سیاسی در داخل کشور نیز استفاده شده است.
ظریفی میگفت: دو نفر در حال دعوا کردن بودند. پلیس آنها را میبیند و هر دو را به سمت کلانتری میبرد تا به مشکلشان رسیدگی کند. در این میان، یک نفر به دنبال آنها میدود و بازوی آنها را میگیرد و فریاد میزند "ما 3 تا را کجا میبرید؟!"
ایجاد ادیان و فرقه های ساختگی، یکی از ترفندهای مرسوم دولتهای استعمارگر برای به انحراف کشیدن جریان صحیح دینداری بوده است. در حقیقت، هدف کلی این بوده که فرق دستساز در نهایت جایگزین ادیان الهی شده یا دست کم چهره ادیان الهی را مشوش سازند/ فرقه ضاله بهاییت از زمان پیدایش تاکنون، بدون پشتیبانی خارجی، هیچ گاه زنده و فعال نبوده است و به ترتیب، روسیه، انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی...
این بنده عاصی ستار ، برای اجرای احکام شریعت غراء احمدی ، مطابق احکام صادره علمای اعلام آ از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سید المرسلین ، رویه و مسلک اهل اسلام شود
خبرنامه دانشجویان ایران: (نویسندگان: علی اکبرجنابزاده- حمید حشمدار)اهمیت و ضرورت شناخت استراتژیهای القای مطلب به ذهن مخاطب ما را بر آن داشت تا به یکی از قدیمیترین و در عین حال نوینترین راههای نفوذ به ذهن اشخاص و حک کردن آنچه مورد نظر است بپردازیم.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ طریق مذکور از آغاز با بشر رشد کرد و همواره در حالات گوناگون با او همراه و همساز بود. گاهی مرهمی بود بر دل رنجور و غمناکش و گاهی ماری خوش خط و خال بود تا دل آرامش را به رنجوری و غمناکی گرفتار کند. ابزاری است در دست، برای دستکاری دل و روح. با تمام امکانات و تواناییهایش خلق شده؛ انتخاب با ماست که با آن چه کنیم.
در جنگ نرم و رزمگاه نبردهای انتزاعی، موسیقی شمشیری است که در کشاکش حق و باطل، قلیل بر کف حق است و کثیر بر کف نا حق.
حرام بودن ازدواج مؤمنین با مردان و زنان زناکار و مشرک، علاوه بر آثار مهم تربیتی و اخلاقی، مانع از ایجاد بیماریهای خطرناک در اجتماع مؤمنین میگردد. زیرا امروزه با توجّه به پیشرفتهایی که طی 100 سال اخیر انجام شده است، مشخص گشته که عامل بسیاری از بیماریهای خطرناک، ویروسها یا باکتریها یا سایر عوامل عفونی هستند که تعداد زیادی از آنها از طریق رفتارهای پرخطر همچون روابط نامشروع جنسی اعم از ...
حجر اسماعیل فضایی است بین کعبه و دیواری نیم دایره به عرض حدود ۱۰ متر که از رکن عراقی تا رکن شامی را شامل میشود. دیواری است با ارتفاع ۳۰/۱ متر که قوسی شکل بوده و حجر اسماعیل نامیده میشود.
به گزارش «تابناک»، حجر اسماعیل یادگار زمان ابراهیم و اسماعیل و مدت زمانی پس از بنای کعبه میباشد. بنابراین، قدمت و پیشینه آن به زمان بنای کعبه به دست ابراهیم میرسد.
نقلهای تاریخی حکایت از آن دارد که اسماعیل در همین قسمت زندگی میکرد و خیمه گاه او در این سوی بوده است. مادرش هاجر نیز با وی در همین جا میزیست و پس از مردن، در حجر دفن شد.
از امام صادق نقل شده است که گفت: «الحِجرُ بَیتُ إِسمَاعِیلَ وَ فِیهِ قَبرُ هَاجَرَ وَ قَبرُ إِسمَاعِیلَ»؛(۱۶) «حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است.»
از آنجا که حجر اسماعیل داخل در مطاف است، میتواند نشانهای بر عظمت آن باشد. در برخی از روایات آمدهاست که پیامبران زیادی در اینجا مدفون شدهاند. در اصل، حجر اسماعیل جزئی از کعبه به شمار میآید. هرگاه باران بر بام کعبه ببارد، از ناودان رحمت در این فضا میریزد.
ساخت بزرگترین ساعت جهان بر فراز خانه کعبه در مکه، در حالی پایان یافت که اشراف آن به همراه برجهای آسمانخراش ماسونی بر حرم شریف از همان آغاز با اعتراضات زائران همراه بوده است.
به گزارش فارس شبکه تلویونی بیبیسی عربی امروز یکشنبه از پایان عملیات ساخت و آغاز به کار رسمی بزرگترین ساعت جهان در مکه مکرمه همزمان با اجرای مراسم حج خبر داد. این ساعت که از این پس با ابعاد 43 در 33 متر، بزرگترین ساعت جهان به شمار میرود، در بالای برجی قرار گرفته است که به گفته بیبیسی با حدود 600متر ارتفاع پس از برج بزرگ «خلیفه» دبی، دومین برج جهان محسوب میشود. هر چند ساخت این برج که در کنار 6 برج دیگر مشرف بر مسجدالحرام از همان آغاز با اعتراضاتی مواجه بوده است و معترضان معتقد بودند که ساخت این آسمانخراشها در این مکان غیر شرعی است؛ اما آنچه در این میان مسئلهساز شده، ساعت بزرگ مکه است که حرف و حدیثهای بسیاری در رابطه با آن مطرح است. عدهای معتقدند که اساساً وجود چنین ساعتی در این ارتفاع بلند و در چنین مکانی ابهت مسجدالحرام و حرم شریف را تحت تاثیر قرار داده و بر اساس آموزههای سنت نبوی غیر شرعی است. عدهای دیگر نیز معتقد به شباهت آشکار این ساعت به نمادهای و بناهای فراماسونی هستند. هر چند برخی کارشناسان نیز معتقد که برجهای اطراف این ساعت نیز آمیخته با نمادهای فراماسونری است. گفته میشود این 2 برج به نامهای «کار لرد فاستر» معمار و ماسون نامدار و «مجتمع بن لادن» موسوم هستند. حجاج بیتالله الحرام امسال برای اولین بار است که این ساعت بزرگ را برفراز خانه کعبه مشاهده میکنند. این ساعت که در سوئیس و آلمان ساخته شده، 5مرتبه در طول شبانه روز بر حسب زمانهای نمازهای پنجگانه، نورپردازی میکند. ساخت این ساعت که 6 برابر ساعت «بیگ بن» لندن، بزرگترین و معروفترین ساعت جهان است، به خوبی یادآور ساختمانها و نمادهای معماری انگلیسی و غربی است و با بیاعتنایی روحانیون وهابی سعودی همراه بوده است. گفته میشود هزینه ساخت این ساعت و برج آن که به دستور «ملک عبدالله» پادشاه عربستان ساخته شده، بیش از 3 میلیارد دلار بوده است.
« محمد انورسادات رئیس جمهوری عربی مصر، ترور شده » اندکی از ساعت ۱۲:۳۰ روز ششم اکتبر سال۱۹۸۱ گذشته بود که خبر فوق ، صدر مهمترین رسانه های خبری جهان را ستوان یکم «خالدبن احمد شوقی اسلامبولی» ازنظامیان ارتش مصر، متهم ردیف یکم این واقعه معرفی شده است.
چراخالد اسلامبولی دست به چنین اقدامی زده است؟ شاید بهترباشد برای پاسخ به پرسش فوق، اندکی به عقب باز گردیم وبه مصراززمان جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیش از سادات ) نظر بیافکنیم .
چند روز پیش یکی از دوستان به نام "حمیدرضا تبریزیان" چند عکس برام فرستاد که طرحی روروی دیوار یک ساختمان نشون میده به شکل ستاره ی شش پر (هگزاگرام ، ستاره ی داوود) .
.
.
عکس ارسالی این بیننده من رو یاد عکسی انداخت که خودم چند ماه پیش در حوالی مشهد گرفته بودم .
.
.
خیلی جالبه طرح اول جمله ی مقدس "لا اله الا الله" رو در خودش داره و طرح دوم (طرح پشت کامیون) کلمه ی مقدس "الله" .
.
.
ابتدا میخواستم این دوتصویر رو در یک مطلب و در کنار چند نماد ماسونی دیگه قرار بدم ، اما وجود این دو کلمات مقدس باعث شد که در مورد این علامت تحقیق بیشتری انجام بدم .
در یکی ازوبلاگها به مطلبی برخوردم با عنوان "نمادهای شیطانی در مقبره ی شیخ حیدر مشکین شهر"
.
این هم تصاویر اون مطلب :
.
.
البته قبول دارم که این نشان بطور دقیق ستاره ی داوود نیست . اما نشانگر ستاره ی شش پر هست .
.
خیلی جالبه ، هر چه بیشتر جستجو کردم بیشتر به چنین کشفیات به اصطلاحی ماسو نی ای برخورم ! حتی در یکی از وبلاگها عکسهایی موجود بود از اشکالی شبیه به ستاره ی شش پر در یکی از اماکن بسیار بسیار مقدس که لازم ندیدم اون تصاویر رو در این مطلب قرار بدم .
.
اما ستاره ی پنج پر از کجا اومده و نماد چیه؟
.
ستاره ی شش پر تشکیل شده از تلفیق دو مثلث متساوی الاضلاع . از این نماد با نامهایی همچون هگزاگرام ، ستاره داوود، مهر سلیمان و نگین سلیمان
هم یاد میشه .
ضمن این که همه ی ما با دیدن تصویر این ستاره به یاد پرچم کشور نامشروع و منفور اسرائیل می افتیم :
.
.
آیا این نماد به قوم یهود تعلق داره و یا این که جعلیه؟
جالبه که در بین علمای یهود هم درباره ی جعلی بودن یا نبودن این نشان اختلاف هست :
"بر طبق نظر برخی علمای تورات ستاره شش گوشه دارد که نشان از شش روز هفته دارد. مرکز ستاره را نماد روز هفتم می دانند که روز استراحت است.
این معنا به نوعی همان جامعیت و تقدس عدد هفت است. اما برخی دیگربر این باور هستند که این نشان داوود پیغمبر نیست"
.
.
جالبه که بدونید :
برخی از گروههای سنتی یهودی بجای این نشان که آن را بدعت می خوانند، از نشان سنتی یهود، منوره [Menorah] استفاده می کنند .
منوره همون شمعدان هفت شاخه ی معروف یهودیان هستش که بیشتر تو فیلمهای تاریخی مربوط به اونها میبینیمش:
.
.
اما چطور میشه که قوم یهود دو نماد برای خودش انتخاب میکنه؟
و آیا این دو نماد (منوره و هگزاگرام) از ابتدا بصورت همزمان به عنوان نماد این قوم کاربرد داشتن؟!
برخی یهودیان ستاره داوود را سپر حضرت داوود می دونن ، اما
جالبه که طبق اسناد تاریخی برخی شکل گیری این ستاره را از قرن 6 – 7 میلادی میدونن که بر اساس عرفان یهود (کابالا) دارای ارزش های متفاوتی هست .
در جایی دیگر هم به این مطلب برخوردم :
"اما در حقیقت اصل آن مصری است. اولین بار شوالیه های معبد آن را در تزیین دیوار کلیساها به کار بردند، چون آنها اولین کسانی بودند که در اورشلیم به حقایق مهمی دربارة مسیحیت دست یافتند. بعد از ازمیان رفتن معبدیان این نشان در کنیسه ها (عبادتگاه های یهودیان) به کار رفت"
.
ضمن این که در مقاله ی معروف و مهم سایت "وعده ی صادق" (مقاله ی فراماسونری دجال آخرو زمان) که خوندش رو به همه ی کسانی که تا الآن نخوندنش
توصیه میکنم به موارد مهمی در این خصوص اشاره شده :
.
.
.
یک از نشانه های اهمیت این نماد برای شیطان پرستان اشاره به اون در تصویر معروف "بافومت" هستش:
.
.
اما آیا این نشاناز آیین یهود به دیگر ادیان و حتی شیطان پرستی وارد شده؟
جواب این سوال رو هم در یکی از وبلاگها پیدا کردم :
"به هنگام شرح این ستاره شش گوشه باید در نظر گرفت که همین نماد با عناوین دیگر در تاریخ بشر بارها و بارها دیده شده است و حتی در دوران پیش از تاریخ نیز ردپاهایی از آن به چشم می خورد.به جز در یهودیت، این نشان در ادیان و عقاید بسیاری مانند مسیحیت، زرتشتی، هندو، بودایی، اسلام کاربرد داشته است . گمان می رود که این نشان برای اولین بار توسط ادیان شرقی و بخصوص در دین هندو استفاده شده باشد . در این دین، این ستاره نشان تعادل فکر و توازن بین خدا و انسان است. ضمن این که این نشانه مانند سایر نشانه های ادیان ریشه اجتماعی دارد نه دینی."
.
.
این نشان در ابتدا متعلق به کدام کشور و ملت بوده ؟
پاسخ دادن با این سوال با توجه به این که در بسیاری از ادیان و کشور ها میشه ردی از اون پیدا کرد خیلی سخته .
برخی این نماد رو نمادی کاملاً ایرانی میدونن و حتی ادعا میکنن "این نماد کاملا ایرانی است و متعلق به ایران باستان میباشد."
برخی دیگر هم نظر متفاوتی دارن و معتقدند که "ستاره داوود یک افسانه دروغ صهیونیستی است و در اصل یک شکل مورد استفاده عربی بوده است که توسط یهودیان به سرقت رفته است"
وجه مشترک این دوگروه اینه که هردو این نماد رو غیر یهودی میدونن و برخلاف یهودیان با مدرک صحبت میکنن :
.
.
به قسمت بالایی سکه توجه کنید :
.
اما در نهایت نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی (آیت الله خامنه ای) در خصوص این نماد :
صهیونیستها هر نقطهى دنیا که خواستند یک ساختمانى بسازند ، آن علامت نحس ستارهى داوود را سعى کردند یکـجورى رویش تثبیت کنند . کار ســیاسىشان اینجورى است. ما مسلمانها نشانههاى اسلامى و مهندسى اسلامى را باید در همهى کارهایمان ، از جمله در باب مهندسى بایستى مراعات کنیم. "از بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس نماز"
.
نتیجه :
بحث درباره ی تارخچه ی تاریخچه ی پدید اومدن و صاحبان اصلی این نماد بحث مفصلیست و درباره ی اون اختلاف نظرهای
زیادی وجو داره . اما تمامی نظریه ها در یک نقطه اشتراک دارن و اون هم این که این نماد تا همین چند قرن پیش هیچ ربطی به یهودیت نداشته
و قبل از اون مورد استفاده ی بسیاری از ادیان دیگه بوده غیر از یهودیت . حتی با توجه به مدارک موجود نام "ستاره ی داوود" برای ستاره ی شش پر هم میتونه جعلی باشه!
باید توجه داشت که بسیاری از نمادها با گذر زمان معنا و ارزش اولیه ی خودشون رو از دست میدن و یا این که معنا و مفهوم دیگری پیدا میکنن . ستاره ی شش پر
هم از اون دست نمادهاست . نمونه های مشابه زیادی در تاریخ وجو دارن . برای نمونه نماد صلیب شکسته که بعد از جنگ جهانی دوم به نماد فاشیسم و آلمان
هیتلری تبدیل شد :
.
.
نتیجه نهایی این مطلب هم اینه که درسته الآن از نماد ستاره ی شش پر به عنوان نمادی نحس یاد میشه . اما باید توجه داشته باشیم که درگذشه این نماد حتی اگر دراسلام
و ایران نمادی مقدس هم نبوده ، نمادی پر کاربرد در طراحی و معماری بوده و وجود اون در بسیاری از اماکن تاریخی و حتی صنایع دستی ما معنایی غیر از معنایی داره
کهامروز میتونه داشته باشه .
.
.
با امید این که از این پس شاهد به کاربردن این نماد [در حال حاضر] نحس در طراحی ها و معماری ها ، اونهم به بهانه ی الهام گرفتن از معماری کهن نباشیم .
شبکه ایران- یک روزنامه اصلاحطلب ادعا کرده که مجموع رقم یارانه واریزشده از سوی دولت به مردم، 14 هزار و 700 میلیارد تومان بوده است. این رقم مورد ادعای روزنامه ابتکار، 10 هزار میلیارد تومان بیش از واقعیت است. روزنامه ابتکار در مطلبی که به عنوان تیتر اول شماره روز پنجشنبه خود انتخاب کرده و با قلم بسیار درشت منتشر کرده، مدعی شده که «14 هزار و 700 میلیارد تومان یارانه به حساب مردم واریز شده است.»
این روزنامه برای اثبات ادعای خود اینچنین محاسبه کرده است: «بر اساس اعلام رسمی دولت یارانه هر نفر81 هزار تومان تعیین و به صورت «علیالحساب» به حساب مردم واریز شد. در گام اول واریزها بر اساس اعلام مسئولین این رقم برای 60 میلیون و 500 هزار متقاضی دریافت یارانه واریز شد که با این حساب مجموع یارانه نقدی واریزی به حساب مردم به 14 هزار و 700 میلیارد تومان بالغ شد.» ادعای روزنامه ابتکار در حالی است که ضرب رقم 81 هزار تومان در 60 میلیون و 500 هزار تومان، حدود 4900 میلیارد تومان میشود، نه 14 هزار و 700 میلیارد تومان. این محاسبه اشتباه که نتیجه آن انحراف حدودا 10 هزار میلیارد تومانی افکار عمومی است، نشان میدهد احتمالا برخی منتقدان دولت از انجام یک ضرب ساده نیز عاجزند.
به گزارش رهوا از بولتن: امیر کبیر پس از شنیدن خبر ابقای شاهزاده موثقالدوله به حکومت قم، نامهی جالبی به ناصرالدین شاه مینویسد. این نامه میتواند برای همهی سیاستمداران و دولتمردان درسآموز و عبرتانگیز باشد. او مینویسد:
«قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.»
مسئولان استان کهگیلویه و بویر احمد خبر ندارند اهالی روستای گاودانه برای عبور از عرض رودخانه مارون مجبور به استفاده از وسیله ای هستند که تا کنون باعث قطع انگشت بیش از 30 نفر از اهالی روستا شده است
به گزارش مهر ، فضای داخلی کعبه همواره از نظر عموم پوشیده مانده و امکان تصویربرداری از آن وجود ندارد، تنها تصاویری محدود شکل کلی از این فضای مقدس ارائه میدهند.
کعبه با نامهای خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق و بیت الحرم در مکه قرار دارد که برای همگان به ویژه مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است.
بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم به کمک پسرش اسماعیل آن را تعمیر و بازسازی کرد.
کعبه در زمان رسول خدا و قبل از بعثت، توسط قریش و با همکاری رسول خدا بر اساس بنای اولیه ابراهیم دوباره بازسازی شد.
بنای کعبه از سنگهای سیاه و سختی ساخته شده که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد. می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده میشود.
سقف کعبه به صورت دو سقفی است که به وسیله سه پایه چوبی که در میانه آن در یک ردیف قرار گرفته، نگهداری میشود و کف و دیواره های آن از مرمر است.
آخرین در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزین شده، در دوران سعودی تعویض شده است.
کعبه از جمله اماکنی است که به علت قداستی که دارد، امکان تصویربرداری از داخل آن وجود ندارد، در واقع عدم تصویربرداری و عکس انداختن از داخل کعبه به قداست و احترام خانه خدا باز می گردد که از ورود دستگاههای تصویربرداری ممانعت به عمل می آورند.
اما خانه خدا در دو مناسبت چون ماه شعبان و پیش از موسم حج باز می شود تا طی یک مراسم رسمی با آب زمزم و گلاب ناب کاشان شستشو داده شود، در مواقع دیگری نیز از جمله برخی مناسبتهای رسمی دیگر که پادشاهان، سفیران، وزیران و رؤسای کشورهای مختلف می آیند، این در باز می شود. طی این مراسم رسمی و یا زمان ترمیم و بازسازی خانه خدا تعدادی عکس از داخل آن گرفته شده است.
آنچه از این تصاویر بر می آید این است که کعبه از داخل چندان چراغانی نیست و برق کشی نشده است . در دیوارهای داخلی آن 15 فانوس قدیمی آویزان است. فضای داخل کعبه تنها گنجایش نماز خواندن 50 تا 60 نفر را دارد.
کتابهایی در این راستا نوشته و به عکس برداری و تصویربرداری از خانه خدا اشاره کرده اند، اما به طور کلی همه اینها به قداست و ممانعت از کشف جلالت و عظمت خانه خدا باز می گردد تا همچنان اسرار کعبه پوشیده بماند. چرا که برخی معتقدند این عکسها قداست خانه خدا را از بین می برد. تصویربرداری از داخل خانه خدا اگرچه نه از نظر شرعی و نه دینی مانعی ندارد، اما اعتقاد به حفظ ارزش و قداست خانه خدا عامل غیرمجاز اعلام کردن هرگونه تصویربرداری از آن است.
روستانشیانی محروم در استان کهگیلویه و بویراحمد برای خروج از روستا مجبورند از رودخانهای که بین جاده و محل زندگیشان واقع شده با «گرگر» عبور کنند. گرگر تا به حال انگشت دست اعضای چندین خانواده روستایی را قطع کرده است.
به گزارش مهر، اهالی روستای «گاودانه علیرضا» در یکی از دورافتادهترین روستاهای شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد باید برای خرید از مغازهای که آن طرف رودخانه است و یا رفتن به محل کار و مدرسه هر روز سوار وسیلهای به نام گرگر یا جره که شبیه به تله کابین دستی است بشوند، از رودخانه عریض مارون عبور کنند و دوباره به محل زندگیشان برگردند.
اما کرایه و بهای این جابهجایی انگشتان دست است. یک بند، دو بند، یک انگشت و یا سه انگشت. فرقی نمیکند گاهی حتی جان یک روستایی بیشترین کرایه گرگر در سالهای گذشته بوده است.
گرگر، سلطان قدرتمند و بی رحم روستای گاودانه یک نیمکت آهنی است که به وسیله سیم محکمی دو طرف رودخانه مارون را به یکدیگر متصل میکند. باید هر قربانی برای رفتن از روستا به جاده روی این وسیله بنشیند و سیم را برای حرکت گرگر به سمت چرخهای دو طرف آن هدایت کند. در بیشتر مواقع انگشت دست قربانی زیر چرخ گرگر میرود و انگشتش را قطع میکند.
با انگشت نداشتهاش به آینده اشاره میکند
با انگشت نداشتهاش به گرگر اشاره میکند. شهرام تازه 11 ساله شده بود که پدرش قول داد این بار که از دهدشت برگشت یک خودنویس برایش بخرد. وقتی شنید پدر نزدیک است دوان دوان به سمت رودخانه رفت. سوار نیمکت شد، دستش را روی سیم گرفت و آن را به جهت مخالف حرکت نیمکت کشید. همه هوش و حواسش پی خودنویسی بود که در دستان پدر و زیر نور خورشید گرم گاودانه میدرخشید. با صدای بلند خوشامد گفت. میخواست هر چه زودتر از رودخانه بگذرد داشت نزدیک میشد که ناگهان چیزی در دل پدر شکست و هری پایین ریخت.
صدای شهرام بود که داد میزد. فریادش خوشامد نبود، از درد بود. از درد انگشتی که لای دندانههای چرخ گرگر مانده بود. از درد دردی که دیگر نمیتوانست خودنویس را در دست بگیرد.
مدتهاست شهرام خودنویسش را روی تاقچه خانه گذاشته و نگاهش میکند. چون دیگر تکیه گاهی برای نگه داشتنش در دست ندارد و پدر غصه این را میخورد که وقتی شهرام بزرگ شد به نگاه سنگین مردم چه جوابی میدهد.
دانش آموزانی که انگشتی برای نگهداشتن مداد ندارند
با انگشت نداشته اش تله کابین را نشانه میرود. «از گرگر بدم میآید. دلم میخواهد زیر پا خردش کنم. مجبوریم با زهرا و فرخ و بقیه بچهها به مدرسه روستای قلعه گل برویم. نمیشود که هر روز یک بزرگتر بیاید و ما را برساند آن طرف رودخانه. مگر کار یک روز و یکبار است؟!»
دانش آموزان روستای گاودانه مدرسه ندارند. باید مسیر خانه تا رودخانه، رودخانه تا جاده و جاده تا روستای قلعه گل را پیاده بروند تا به مدرسه برسند. مریم یکی از آنهاست. همین چند وقت پیش انگشتش لای جره گیر کرد. دکتر ارتوپد بیمارستان امام خمینی مجبور شد آن را قطع کند. انگشتی که با آن مینوشت را روی دامن سیاهش میگیرد و آینده اش را نشانه میرود.
مریم یکی از دانش آموزان مدرسه شهید زمان در نزدیکی روستای گاودانه است. هر از گاهی که یکی از بچهها به مدرسه نمیرفت مدیر مدرسه شهید زمان روستای قلعه گل پیگیر میشد که چه اتفاقی برای آن دانش آموز افتاده است. غلامرضا روانگرد میگوید: «وقتی متوجه شدم که بچهها با چه مشقتی به مدرسه میآیند و در راه عبور از رودخانه چه آسیبی به آنها وارد میشود؛ نامهای به آموزش و پرورش نوشتم و گزارش دادم.»
نامه نگاریهای روانگرد چند ماهی است که در راهروهای اداری گیر کرده و سرنوشت نامعلومی دارد.
اولین انگشت جلوی چشم مسئولان استان قطع شد
سالها پیش مردان و زنان روستای گاودانه کیسههای بزرگ شن را به شکم میبستند و شناکنان برای انجام کارهای روزانه، خود را به آن طرف رودخانه میرساندند. خیلیها از جریان تند آب و خروش رود میترسیدند و حاضر نبودند از روستا بیرون بیایند. خیلیهای دیگر طاقتشان برای بردن دیگران به آن طرف رودخانه طاق شده بود و بسیاری دیگر را رودخانه مارون در خود غرق و خانوادههایی را یتیم کرد.
بعضیها هنوز منتظرند تا رودخانه پدرشان، فرزندشان یا مادرشان را به روستا برگرداند. اما پنج سال پیش که مسئولان و اهالی روستای گاودانه، گرگر را افتتاح کردند، همه از اینکه دیگر در رودخانه قربانی نمیدهند خوشحال بودند. اما هنوز مراسم افتتاحیه تمام نشده بود که اوج شادی مردم روستا را فریاد پیرمردی به هم زد. انگشتان دست پیرمردی که میخواست اولین مسافر گرگر یا همان جره باشد زیر چرخ آن له شده بود.
او را به بیمارستان بردند تا دکترها به خاطر پیگیری مسئولانی که آن روز در روستای گاودانه جمع شده بودند، انگشت افتاده اش را پیوند بزنند. آن روز کسی نمیدانست فردا کدام زن، مرد یا کودکی ناله فغان سر میدهد. آن روز کسی نمیدانست مسئولان استان دیگر هیچ وقت به گاودانه سر نمیزنند تا شاهد بلایی باشند که به سرشان آمده است.
پیرمرد انگشت بی حسش را به گرگر نشانه میرود و به یاد روز افتتاحیه میافتد و میگوید: «ما در زمینهای مردم کشاورزی میکنیم. همه جا گلستان شد اما اینجا هنوز محروم مانده است.»
محمد کوثری که مدتی برای تحصیل به دهدشت رفته بود، میگوید:» گرگر وسیله بهتری نسبت به کیسههای شن است. آن زمان آدمها جانشان را از دست میدادند اما حالا فقط دستشان ناقص میشود! اما زمانی که آب رودخانه مارون زیاد است و طغیان میکند، راه ارتباطی مردم روستا هم با تنها جاده دسترسی به شهر و روستاهای دیگر قطع میشود.»
شکرعلی یکی از اهالی روستای گاودانه میگوید:» مردان هر روز برای کار در کانالهای آبکشی دهدشت یا کارگری در روستاها و شهرهای اطراف باید از روستا بیرون بیایند. زنان و کودکان هم باید برای تهیه لوازم مورد نیازشان سوار جره یا همان گرگر شوند.»
پیرزن روستا هم به میان حرف اهالی روستا میآید و میگوید:» ما روستاییان، محروم هستیم. به خاطر همین هیچ کس توجهی به ما نمیکند. در حالی که همه مردهای روستایمان در زمان جنگ از کشور دفاع کردند. اما امروز کسی ما را نمیشناسد.»
روز علی خوشه بردار 27 ماه جبهه بوده و شیمیایی است. به همین خاطر همیشه سفیدی چشمانش قرمز است. او میگوید:» ما میخواهیم مثل برخی مواقع که برای همه اهمیت پیدا میکنیم رسیدگی به مشکلاتمان هم برای مسئولان مهم باشد.
زن روستایی دیگری از مهاجرت خانوادهها از روستای گاودانه به شهرها میگوید. «بعد از اینکه تعداد تلفات روستاییان با وسیله جره زیاد شد کسانی که توانایی مالی بهتری داشتند از روستا رفتند. اما ما فقیر هستیم. چیزی نداریم که بفروشیم و در جای دیگری زندگی کنیم. شغل ما کشاورزی و دامداری است. اگر همین هم نباشد که ... .»
لا به لای بغض زنان روستا، پیرزنی که گرگر انگشتش را زخمی کرده میگوید: «پسر یکی از خانوادههایی که از روستا رفتهاند میخواست اسباب خانه شان را با گرگر حمل کند که روی سنگ کنار رودخانه میافتد و درجا ضربه مغزی میشود.»
نزدیکترین مسیر عبور از رودخانه، پل روستای کلات است که باید از گاودانه تا آنجا یک ساعت پیاده روی کرد. اکبر مرد میان سالی است که با انگشت نداشته اش به گرگر اشاره میکند و میگوید:» این قرقره زن و مرد، پیر و جوان، غریبه و آشنا نمیشناسد. سال گذشته غریبهای به روستا آمد. موقع برگشت، سه بند از انگشتانش را رودخانه با خود برد!»
کشاورز، یکی از اعضای شورای روستای گاودانه جمعیت روستا را حدود 30 خانوار عنوان کرده و میگوید: « غیر از گاودانه راه ارتباطی دو روستای کوچک دیگر به نام «دره نی» و «چم رود» هم گرگر است که اگر آمار تلفات و صدمات آنها را هم حساب کنیم بیشتر از تلفات روستاییان گاودانه میشود.»
روز به روز به تعداد قربانیان اضافه میشود
کشاورز تعداد آسیب دیدگان از گرگر (جره) را نمیداند اما میتواند نام حدود سی نفر از قربانیان این وسیله ارتباطی را به زبان بیاورد و ادامه بدهد که «بسیاری از افرادی که انگشت ندارند حاضر نیستند در جمع حاضر شوند به خاطر همین نمیدانیم دقیقا چند نفر از ساکنان این سه روستا قربانی شدهاند. اما میدانم که روز به روز به تعداد آنها اضافه میشود.»
او از پیگیریهای شورای روستا و نامه نگاریها به فرمانداری و استانداری میگوید و ادامه میدهد:» به همه جا اعتراض کردیم. چند نفر از فرمانداری و بخشداری آمدند و قولهایی دادند. سه سال پیش هم جاده درست کردند و رفتند. اما نتیجهای نداشت.»
کشاورز میگوید: «چند وقت پیش اداره راه و ترابری برآورد کرد که ساختن پل روی رودخانه مارون 50 میلیون تومان هزینه لازم دارد. در حالی که طول پل باید صد متر باشد تا در زمان طغیان رودخانه بتوان از روی آن عبور کرد.»
کوثری یکی دیگر از اهالی روستا معتقد است، برآورد هزینه اداره راه و ترابری برای ساخت پل بسیار کم است. هرچند که میدانیم همین کار را هم نمیکنند چون مسئولان استان فقط بلدند وعده دهند.
روستاییان: انگشت نداریم
مارون رودخانه بزرگی است که تا اهواز میخروشد. ساختن یک پل روی این رودخانه که زمستانها طغیان میکند کار روستاییان نیست. اهالی گاودانه به همراه شورای روستا بارها و بارها به سازمانهای مختلف نامه نگاری کردهاند. اما نتیجهای نگرفتهاند. کوثری میگوید: «بچهها را با مدارک پزشکی شان پیش مسئولان عالی رتبه استان بردیم تا عمق فاجعه را ببینند اما ندیدند!»
اهالی گاودانه بیشترین و تنهاترین مشکلشان را قلع و قمع شدن دستانشان میدانند و ساختن یک پل. اما آب مصرفی 50 خانوار گاودانه سفید و غیرقابل شرب است. گاز مصرفی شان کپسولهایی است که باید از روستاهای اطراف پر شود. مدرسه، درمانگاه، داروخانه، مغازه و ... ندارند اما نمیگویند هیچ نداریم. فقط میگویند انگشت نداریم. پل نداریم.
تا چند ماه پیش فکر می کردیم که “بوهمیان گراو” جایگاه سیاستمداران بزرگ واشینگتن است و به مدارکی که خلاف آن را ثابت می کرد اهمیتی ندادیم … اما مقاله جدیدی از “اوبراین ” و “فیلیپس” تحت عنوان ” دگرگونی آمریکا ” دید ما را نسبت به این گروه و فعالیتهایش عوض کرده است ، بنا به گزارشهای موثق به غیر از مشروبخواری و استفاده از مواد مخدر با گرایشهای هم جنس بازانه فعالیتهایی همچون آدم ربایی- تجاوز – بچه بازی و قربانی های خونین هم در “بوهماین گراو” صورت می گیرد که البته بازپرسی های پلیس در سال ۱۹۴۷ متوقف گشت.
توجه: با سلام، مقاله ایی را که در پیش رو دارید گزیده ای از جریان نفوذ فردی به نام (الکس جونز) به مراسم شیطانی فراماسونری با نام (کلوپ بوهمیان) است که با چند مستند تصوری همراه است. تصور و باور اتفاقاتی که در این نوع مراسمات شیطانی و سری اتفاق می افتد در نگاه اول شاید به دور از ذهن باشد اما با مشاهده کلیپها و تصاویر مندرج در این مقاله باور این موضوع را تقویت میکند بنابراین توصیه میکنیم در حد امکان کلیپهای این مقاله را دریافت نمایید !ناگفته نماند دست اندرکاران (وعده صادق) درصد بالایی از این مقاله را قابل قبول دانسته و موارد اندکی را نیز فاقد منابع قوی میداند، اما مطالعه این مقاله و مقالات مشابه و همچنین تحقیق در این زمینه را توصیه میکند.
جام جم آنلاین ـ نشریه نشنال جئوگرافیک در انتشار عکس های متنوع از حیات وحش، محیط زیست، مناظر طبیعی، اقوام گوناگون، کشورهای جهان و غیره از سلیقه ویژه ای برخوردار بوده و از نظر کیفیت و سوژه از جمله بهترین نشریات در انتخاب عکس محسوب می شود.
حمید داود آبادی دروبلاگ خاطرات جبهه نوشت: با عرض معذرت به پیشگاه روح عرفانی و عارف "قیصر امین پور" امروز وقتی عکس های مزار مرحوم قیصر امین پور را دیدم، به یکباره رفتم سراغ تصاویری که در آرشیو داشتم. عجب! کدام ناجنس و زرنگی! طرح یادمان متجاوزین بعثی را برای مزار قیصر طراحی و قالب کرده است؟!
این عکس ها بنای یادبود قیصر امین پور در شهرستان گتوند استان خوزستان است:
این عکس ها هم متعلق به بنای یادبودی است که مثلا به یاد چند اسیر عراقی که به دست ایرانی ها تکه تکه شده اند! به دستور صدام در بغداد برپا شده است و فدائیان صدام در آنجا اعلام جان نثاری به دیکتاتور و جانی بغداد می کردند:
تصویری نادر از لحظه ترور شهید محمد صادق صدرکه برای اولین بارمنتشر شده این تصاویر ازاداره امنیتی سابق عراق بدست امده که بعد ازدقایقی از ترورشهید صدر وفرزندش مصطفی گرفته شده گفته شده کسی که این تصویر را گرفته از مردان اطلاعاتی بعث بوده است.
شهروندان آمریکایی در ابتکاری جالب و در اعتراض به مشکلات شدید اجتماعی در کشورشان، در طرحی گرافیکی به کسب رتبه اول از سوی این کشور در معضلات اجتماعی اشاره کردند.
به گزارش شبکه ایران، این تصویر با عنوان «ما اولیم!» نشان میدهد که آمریکا در مواردی چون تجاوز جنسی، تولید گاز کربنیک، نرخ طلاق، بچهدار شدن نوجوانان، حملات قلبی، جراحی پلاستیک، تعداد زندانیان، تعداد رستورانهای مکدونالد و نرخ کل جنایات در رتبه اول قرار دارد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، حجت الاسلام سید کمال حیدری از علمای شیعه ساکن در ایران است که در یکی از شبکه های ماهواره ای شیعه با استناد به کتب وهابیون آنان را به چالش کشیده است.
تصویر زیر نمونه ای از درماندگی وهابیون در پاسخ به موارد مطرح شده توسط این عالم شیعه میباشد.
کعبه یا بیت العتیق بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه و کشور عربستان واقع است که مقدسترین مکان دین مبین اسلام محسوب محسوب شده، قبلهگاه عاشقان و شیفتگان معبود است .
ساعت شش و بیست دقیقه بامداد روز 23 اکتبر سال 1983 میلادی (اول آبان ماه سال 1362 شمسی) ساختمان محل استقرار تفنگداران دریایی آمریکا ( موسوم به نیروهای «مارینز») با صدای انفجار مهیبی به تلی از خاک و آهن تبدیل شد.
شبکه ایران: این ژستهای گاه و بیگاه برخی از بازیگران سینما در برابر دوربینهای رسانههای خارجی بدجوری توی ذوق میزند؛ آن هم با زیر پا گذاشتن اصلیترین هنجارهای حاکم بر عقاید مردمان مسلمان ایران زمین.
چند ماه قبل بود که ف.الف با پوششی زننده در جشنواره کن ظاهر شد و به تازگی هم میم.الف یعنی همان بازیگری که بیشتر شهرت سینمایی خود را مدیون شباهت ظاهریاش به یکی از بازیگران معلومالحال سینمای طاغوت است، به هنگام شرکت در یک گردهمایی به ظاهر سینمایی در سوئد با پوششی هنجارشکن در برابر دوربینهای غربی ظاهر شده شاید به این خاطر که نشان دهد رگههایی از روشنفکرنمایی در او وجود دارد.
جهان: «جسیکا لینچ» یکی از سربازان زن ارتش آمریکاست که در 19 سالگی در سال 2003 به عراق اعزام شد وی سربازی است که ارتش آمریکا با ساختن ماجرای دروغین او را سرباز شجاع آمریکا نامید و کار به جایی رسید که هالیود با ساختن فیلم دورغین هجرت به سرجوخه «جسیکا لینچ» شهرت جهانی بخشید.
در این نمایش جسیکا نقش اول می شود روایت ساختگی دولت امریکا در مورد «جسیکا لینچ» این بود که وی در یک نبرد خونین مسلحانه در حالی که به شدت مجروح بوده، به دست عراقی ها می افتد سپس یک پزشک روانی عراقی در بیمارستان او را مورد آزار و اذیت قرار می دهد؛ و سپس سربازان آمریکایی همرزم جسیکا در یک عملیات طوفانی و مسلحانه جسیکا را نجات می دهند!
وقتی پنتاگون نجات موفقیت آمیز لینچ را اعلام کرد او به یک قهرمان یک شبه تبدیل شد. رسانه ها لینچ را با جملات زیبایی همچون «آمریکا عاشق جسیکا است»، او را به اوج شهرت رساندند.
سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که پرزیدنت بوش از بابت جسیکا لینچ بسیار خوشحال است. اما این روایت ساختگی زیاد دوام نمی آورد چرا که ماه همیشه پشت ابر نمی ماند.
سرباز لینچ ، در شهری در ایالت وست ویرجینیا به دنیا آمد او با دروغ های ارتش آمریکا به اوج شهرت خود رسید به طوری که جی.راکفلر، سناتور وست ویرجینیا درباره وی می گوید: اوبه جای اینکه از جنگ بترسد، با عزمی راسخ ضرورت جنگ را پذیرفت و شجاعانه جنگید.
سحنگوی کاخ سفید در باره جسیکا می گوید: به ما گفته شد که نجات سرجوخه لینچ گواهی بریک ارزش اساسی آمریکایی است: همانگونه که سناتور راکفلر در سخنان خود در کنگره گفت ما از مردم خود حمایت می کنیم.
رسانه ها با عبارات جذابی چون «آمریکا عاشق جسیکا است» وی را قهرمان کرد تا جایی که برچسب ها ، تی شرت ها ، آوازهای مردمی برای وی ساختند حتی شبکه ان بی سی قول داد برای او فیلم بسازد.
هالیود فیلم هجرت را برای جسیکا لینچ ساخت تا شهرت دورغین سرباز شجاع آمریکا کاملتر شود.
روایت ساختگی جسیکا لو رفت پس از مدتی روایت ساختگی دولت آمریکا درباره جسیکا لو رفت: پزشکانی که جسیکا را مداوا کرده بودند فاش کردند که هیچ نشانه ای از جراحت ناشی از جنگ بر بدن او نبوده است! تازه آنها برای نجات جان وی خون بدن خودشان را به او هدیه کرده اند.
از همه شرم آورتر اینکه شاهدان عینی به بی بی سی گفته اند تفنگدارانی که برای نجات او به بیمارستان هجوم برده بودند از قبل می دانسته اند که هیچ نیروی عراقی در آن اطراف نیست.
قهرمان سازی دروغین آمریکایی ها برای روحیه دادن به سربازان
کارشناسان معتقدند که تحریف شدن ماجرای آنان توسط منابع اطلاعاتی آمریکا به نفع ارتش آمریکا بود چرا که این ارتش نیاز به اسوه سازی برای سربازان بی انگیزه خود داشت. به همین دلیل وقتی پنتاگون نجات موفقیت آمیز لینچ را اعلام کرد او به یک قهرمان یک شبه تبدیل شد.
عملیات نجات سرباز جسیکا لینچ و اطلاعرسانی غلط وزارت دفاع به رسانهها در مورد وضعیت وی و پیامدهای تصمیم بیسابقه پنتاگون برای تسهیل حضور صدها خبرنگار آمریکایی در صحنه جنگ از جمله مواردی است که بارها در جنگ عراق به چشم می خورد.
داستان واقعی جسیکا چیست؟ شاه حسینی «کارشناس سینمای آمریکا»در مورد ماجرای جسیکا می گوید: یک دهه است که هالیود به قهرمان سازی و ایجاد مفاهیمی چون «ایثار و شهادت» روی آورده است و در این فیلمها تصویر جدیدی از یک سرباز آمریکایی نشان داده شد.
شاه حسینی با اشاره به سناریوی نجات جسیکا لینچ توسط نیروهای آمریکایی در عراق اظهار داشت: زنی به نام جسیکا لینچ که در ارتش آمریکا در عراق میجنگید، در حالی که زخمی شده بود توسط نیروهای عراقی اسیر شد. رسانههای آمریکایی با پرداختن به این مسئله که این سرباز دختر هماکنون دچار چه شکنجههایی میشود، به مدت 2هفته فضا را درون کشورشان ملتهب کردند. بعد از 2هفته این سرباز به صورت معجزهآسایی توسط نیروهای آمریکایی آزاد شد. ابتدا با بیان اینکه شرایط وی نامساعد است، از مصاحبه خبرنگاران با او ممانعت شد، ولی بعد مشخص شد که همه اینها یک سناریو بوده است.
این کارشناس مسائل سینما در ادامه اظهار داشت: واقعیت جسیکا لینچ از این قرار بوده که وی در حالی که زخمی بوده توسط عراقیها پیدا میشود و تحت مداوا در بیمارستان قرار میگیرد و حتی داروهایی در اختیار او قرار داده میشود که به شهروندان خود هم چنین داروهایی را نمیدادهاند. در این بین عراقیها با نیروهای آمریکایی تماس میگیرند و اعلام میکنند که میخواهند این سرباز را در اختیارشان قرار دهند، ولی جوابی از طرف مقابل نمیشوند. بنابراین تصمیم میگیرند با آمبولانس وی را به سمت نیروهای آمریکا منتقل کنند اما هلیکوپتر آمریکایی آمبولانس را به گلوله میبندد و آمبولانس مجبور به بازگشت میشود.
شاه حسینی ادامه داد: جسیکا دوباره در بیمارستان بستری میشود و نیروهای آمریکایی بعد از 2هفته آخرین فاز خود را عملیاتی میکنند. آنها به بیمارستان بدون محافظ حمله میکنند و وی را نجات میدهند و از این عملیات نجات به گونهای با دوربین دید در شب فیلم میگیرند که انگار او را از دل پادگانهای عراق بیرون آوردهاند.
این منتقد سینما با اشاره به وجود اتاق فکر در سینمای جنگ آمریکا خاطرنشان کرد: فهم عملیات روانی دشمن در مقوله سینما بستگی به جدی گرفتن این اتاق و تجزیه و تحلیل صحیح فیلمهای هالیوودی دارد. متاسفانه هنوز بعضی فکر میکنند که ابراز این مطالب ناشی از ذهن بدبین منتقدان است. من نمیدانم چه اتفاقی باید رخ دهد تا چرت این افراد که میگویند فیلم چیزی جز حدیث نفس فیلمساز نیست، پاره شود؟
گفتنی است «جسیکا لینچ» نقش اول افسانه ساختگی آمریکا را بر عهده داشت. اما نقش محوری زنان در جنگ هایی چون جنگ نابرابرانه آمریکا و عراق، به این حد، محدود نمی شود و حضور زنان آمریکایی درعراق و افغانستان گاهی به شکل سربازانی بی روحیه و هویت در صحنه مبارزه و گاهی به عنوان شکنجه گرانی بدون هویت انسانی در زندان هایی چون ابو غریب به قهرمانان کذایی آمریکا تبدیل می شوند.
این داستان ساختگی را در کنار واقعه غم انگیز «راشل کوری» دختر 23 ساله آمریکایی قرار بدهید. راشل، فعال صلح طلب بود که به خاطر حمایت از زنان و کودکان غزه به طرز فجیعی کشته شد. این شهروند آمریکا درست هفت روز پیش از آنکه جسیکا لینچ در 23 مارس 2003 به اسارت نیروهای عراقی در آید، در زیر بولدوزرهای اسرائیلی در غزه له شد و رسانه های پر سر و صدای دولت آمریکا هرگز نامی از وی نبردند.
"من که سخنران بودم، احساس کردم جو کنفرانس قبضه شده و همه چشمهای خود را بر روی متن سخنرانی دوختهاند. وقتی سخنرانی تمام شد، دست زدن حاضرین شروع شد و دیگر پایان دست زدن مشکل به نظر میرسید."