تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      در افق آینده (اقتصاد و معیشت - فرهنگ و معنویت - سیاست و حکومت)
بى فایده بودن علم بدون تهذیب و تعهّد نویسنده: - شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸

صحیفه امام، ج‏13، ص: 412

سخنرانى [در جمع طلاب و دانشجویان (روز وحدت حوزه و دانشگاه)]

زمان: قبل از ظهر 27 آذر 1359/10 صفر 1401

مکان: تهران، جماران

موضوع: اهمیت نقش حوزه و دانشگاه و بیان وظایف این دو نهاد علمى

مناسبت: روز وحدت حوزه و دانشگاه

حضار: مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم، دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه


« بسم اللَّه الرحمن الرحیم »

وحدت حوزه و دانشگاه.

چه مجلس شورانگیزى است و چه اجتماع مبارکى! یک روز بود که دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه نه آنکه از هم جدا بودند، جَوّى به وجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند. نه دانشگاهى تحمل روحانى را داشت و نه روحانى تحمل دانشگاهى.

اساس هم این بود که دو قشرى را که با اتحادشان تمام ملت متحد مى‏شوند از هم جدا نگه دارند، و با هم مخالفشان کنند تا ملت اتحاد پیدا نکند. بحمداللَّه در این نهضت اسلامى، این انقلاب اسلامى، این تحول بزرگ حاصل شد که هیچ یک از این دو طایفه خودشان را از دیگرى ان شاء اللَّه جدا نمى‏دانند. آن وحشتى که دانشگاهیها از معمَّم داشتند و آن وحشتى که معمَّمین از دانشگاهیها داشته‏اند، به اذن خداى تبارک و تعالى مرتفع شد. و حالا شما برادران دانشگاهى و برادران روحانى در کنار هم براى رفع مشکلات و براى به پیروزى رساندن انقلاب مجتمع هستید ..

بى فایده بودن علم بدون تهذیب و تعهّد.

دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه و روحانیون مى‏توانند دو مرکز باشند براى تمام ترقیات و تمام پیشرفتهاى کشور. و مى‏توانند دو مرکز باشند براى تمام انحرافات و تمام انحطاطات.

از دانشگاه هست که اشخاص متفکر متعهد بیرون مى‏آید. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامى باشد؛ یعنى در کنار تحصیلات متحقَّق‏

صحیفه امام، ج‏13، ص: 413

در آنجا، تهذیب هم باشد، تعهد هم باشد، یک کشورى را اینها مى‏توانند به سعادت برسانند. و اگر حوزه‏هاى علمیه مُهذَّب باشند و متعهد باشند، یک کشور را مى‏توانند نجات بدهند. علمِ تنها اگر ضرر نداشته باشد، فایده ندارد. تمام این، وقتى ما به یک نظر وسیعى به همه دنیا و به همه دانشگاههایى که در دنیا هست بیندازیم، تمام این مصیبتها که براى بشر پیش آمده است ریشه‏اش از دانشگاه بوده. ریشه‏اش از این تخصصهاى دانشگاهى بوده. این همه ابزار فناى انسان و این همه پیشرفتهایى که به خیال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده است که از دانشگاه بیرون آمده‏اند. دانشگاهى که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است. و تمام فسادهایى که در یک ملتى یا ملت‏ها پیدا شده است از حوزه‏هاى علمیه‏اى بوده است که متعهد به دستورات اسلامى نبوده‏اند. تمام این ادیانى که ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است. علمى که پَهْلوىِ او اخلاق و تعهد اسلامى نبوده است، تهذیب نبوده است، دنیا را دانشگاه به فساد کشانده است. و دنیا را دانشگاه مى‏تواند به صلاح بکشد. دانشگاههاى سرتاسر جهان اگر موازین انسانى را، اخلاق انسانى را، آنچه که در فطرت انسان است، در کنار تعلیم و تعلّم قرار بدهند، یک عالَم، عالَم نور مى‏شود. و اگر تخصصها و علمها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذیب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، این همه مصیبتهایى که در دنیا پیدا شده است از همان متفکرین و متخصصین دانشگاهها بوده. این دو مرکز- که مرکز علم است- هم مى‏تواند مرکز تمام گرفتاریهاى بشر باشد و هم مى‏تواند مرکز تمام ترقیات معنوى و مادى بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم مى‏توانند به مراتب ترقى و تعالى برسند ..

اهمیت نقش دانشگاه در جامعه.

شما پنجاه سال دیدید که در این حکومت جائر، دانشگاه بود، اساتید دانشگاه بودند و کشور ما را همان اساتید دانشگاه و همان دانشگاهها کشاندند به دامن ابرقدرتها. این فاجعه بوده است براى این ملت که ابزار عملش، دست کسانى باشد که متعهد نیستند و به‏

صحیفه امام، ج‏13، ص: 414

فکر خودشان نیستند. این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصى باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامى ندارند. فرق بین دانشگاه و حوزه‏هاى علمیه نیست در اینکه اگر همراه با علم، تعهد باشد، تزکیه باشد، با این دو بال علم و اخلاق و عمل، مملکت خودشان را، کشور خودشان را نجات مى‏دهند. و از حلقوم آنهایى که مى‏خواهند همه چیز ما را ببرند نجات مى‏دهند. و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاهها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم، انسان را به فنا مى‏کشد. منشأ همه گرفتاریهاى یک کشور از دانشگاه هست و حوزه‏هاى علمى. و منشأ همه سعادتها، مادى و معنوى، از دانشگاه است و حوزه‏هاى علمى. اینکه نقشه‏هاى بزرگ براى نفوذ کردن در دانشگاهها و تربیت کردن جوانهاى ما را به یک تربیتهایى که برخلاف مصالح کشورشان است، این براى این است، که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى‏شود. اگر دانشگاه فقط نظرش به این باشد که تحصیل علم بکند، ما فرض این را مى‏گیریم که خیر، خوب هم تحصیل مى‏کرد- در صورتى که این‏طور نبود-، اگر ما فرض بکنیم که در دانشگاه، تمام علوم و فنون به وجه اعلا پیاده مى‏شود، و به جوانهاى ما تعلیم مى‏شود، لکن در پهلوى او تبلیغاتى است که همین علم را آلت قرار مى‏دهند از براى انحطاط یک کشور. اینهایى که از دانشگاهها بیرون آمده بودند و به مقامهاى وزارت و کذا رسیده بودند و به مقامات دیگر، همینها بودند که ما را به دامن شرق و غرب کشاندند، و ما را وابسته کردند به آنها. ما که مى‏گوییم که باید دانشگاه و فرهنگ اصلاح بشود، ما نمى‏خواهیم که دانشگاه نباشد. ما مى‏خواهیم دانشگاهى باشد که براى ملت باشد، براى خودمان باشد. دانشگاهى که در خدمت امریکا باشد، نبودش بهتر است.

این قدر اشخاص از تعطیل دانشگاه ناراحت‏اند، دانشگاهى که به حسب آنچه که به من یکى از مطّلعین گفت همین چند روز پیش از این، دانشگاهى که اتاق جنگ بوده براى کردستان؛ یعنى در دانشگاه اتاقى بوده است که جنگ کردستان را، جنگ دمکرات را و سایر اشرار را اینها اداره مى‏کرده‏اند، شماها یک همچو دانشگاهى مى‏خواهید؟!.

شما که فریادتان بلند شده است که چرا دانشگاه تعطیل است، مى‏خواهید یک همچو

صحیفه امام، ج‏13، ص: 415

دانشگاهى باز بشود؟ اتاق جنگ باز بشود براى هدایت دمکرات و امثال این که ایران را به باد فنا بدهند؟ این دانشگاه را شما مى‏خواهید؟ تأسفتان براى این دانشگاه است؟ آیا این دانشگاه اگر بسته باشد بهتر نیست که باز باشد؟.

لزوم انقلاب فرهنگى در دانشگاهها.

البته باید این اشخاصى که مأمورند که انقلاب فرهنگى دانشگاه را درست بکنند تعجیل بکنند که در اوّل مرتبه، فرصت عمل حاصل شده باشد. و دانشگاه، دانشگاه اسلامى و دانشگاه براى خود ملت باشد، و الّا همین ما درِ دانشگاه را باز کنیم و هر که مى‏رود برود. شما مگر ندیده‏اید که آن وقت که دانشگاه باز بود چه فسادهایى بود؟

دانشگاه سنگر بود از براى کمونیستها و اتاق جنگ بود براى کمونیستها. وشما تأسف مى‏خورید که این دانشگاه نیست. مى‏فهمید چه مى‏گویید؟ از روى فهم مى‏گویید؟ اگر از روى فهم مى‏گویید، باید تکلیفتان معیّن بشود. و اگر از روى نادانى مى‏گویید، چطور شما این دانشگاهى را که در چندمین ماه پیش، در یک سال، چقدر پیش، مرکز همه فسادها قرارش داده بودند، و در چنگال کمونیستها و چریکها و سایر ارگانهاى منافق بود حالا مى‏خواهید باز بشود؟ مى‏خواهید باز آنها بیایند؟ أسفِ شما بر این است که چرا منافقین نباشند در دانشگاه؟ تأسف شما بر این است که چرا اسلام باید باشد در دانشگاه؟

دانشگاهى که مرکز یک همچو کارهایى باشد، این دانش هم حتى ندارد، براى اینکه تحصیل و دانش وقت مى‏خواهد، وقت آرام مى‏خواهد، محیط آرام مى‏خواهد، محیطى که هر روز به جان هم بیفتند و به هم بکوبند هم را، این محیط نمى‏تواند محیط حتى علم باشد. شمایى که دانشگاه را مى‏خواهید با همان وضعش باز بشود، شما مى‏خواهید ما را به همان وابستگیهایى که داشتیم ما را برسانید، و ما را برگردانید به حال وابستگى. نه دانشگاهى دیگر حاضر است به این کار و نه ملت حاضر است. شماها که این قدر دلسوزى براى دانشگاه مى‏کنید و تعطیل، خوب بیایید وارد بشوید در کار. دانشگاه را یک دانشگاه اسلامى‏اش کنید، کمک کنید، نه اینکه بنشینید بنویسید که چرا دانشگاه‏

صحیفه امام، ج‏13، ص: 416

تعطیل است. آن دانشگاه را شما مى‏خواهید؟ دانشگاه زمان رضاخان و زمان محمدرضا را مى‏خواهید شما؟ مى‏خواهید از دانشگاه امثال «شریف امامى (1) بیرون بیاید؟ اصلاح کنید خودتان را آقا! توجه شما ندارید به مسائل. خدا نکند که توجه داشته باشید». لکن حمل به صحت این است که شما توجه ندارید به مسائل. شم سیاسى، شماها ندارید.

دانشگاهها در سرتاسر دنیا در خدمت ابرقدرتها هستند و بوده‏اند، و ما مى‏خواهیم نباشد این. در دانشگاههاى ما هم اصلًا عملش هم این قدرها نبود. یک عده‏اى، البته هم متعهد بودند و هم چه، اما در اقلیت واقع شده بودند که مشت محکم کمونیستها نمى‏گذاشت اینها کارى انجام بدهند. حالا هم اگر دانشگاه باز بشود، اساتید متعهد داشته باشیم، نمى‏گذارند اینها که دانشگاه، دانشگاه باشد. حتى دانشگاه، دانشش هم در آن نبود. اگر دانش در آن بود، چرا الآن بعد از این همه سال و میلیاردها خرج و بودجه این ملت صرف شد، و حالا وقتى که مى‏خواهند یک مریضى را که یک قدرى مرض آن مشکل است معالجه کنیم، مى‏گویید باید برود به خارج؟ این وابستگى نیست؟ شما یک همچو دانشگاهى مى‏خواهید که بعد از پنجاه سال مریضش باید برود درانگلستان خودش را معالجه کند؟ اگر دانشگاه به همان حال باشد، هر روزى که بر دانشگاه بگذرد بر فساد این مملکت اضافه مى‏شود. ما را خواهى نخواهى دانشگاه مى‏کشد به دامن امریکا یا شوروى؛ این نمى‏شود، غیر از این، براى اینکه اساس از دانشگاه شروع مى‏شود. مردم بازار نمى‏توانند ما را بِکِشند به دامن شوروى یا امریکا. مردمى که دهقان هستند نمى‏توانند ما را بکشند به دامن این و آن. مردمى که در کارخانه‏ها هستند نمى‏توانند این کار را بکنند. معمّمین هم نمى‏توانند این کار را بکنند ولو اینکه در آنها آدم فاسد باشد.

آن که مى‏تواند ما را وابسته و در دامن امریکا یا شوروى بِکِشد، دانشگاه است، براى‏

__________________________________________________

(1)- جعفر شریف امامى که چند دوره ریاست مجلس سنا را به عهده داشت و در اوج انقلاب پس از جمشید آموزگار به نخست وزیرى رسید. او عامل اصلى کشتار مردم تهران در میدان ژاله (شهداى فعلى) بود. به دستور او در تهران و یازده شهر کشور حکومت نظامى اعلام شد و هزاران تن از مردم بیگناه و بیدفاع کشور به ضرب گلوله‏هاى دژخیمان شاه به شهادت رسیدند.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 417

اینکه همه چیز ما در دانشگاه است. همت کنید با هم دانشگاه را اصلاح کنید. هى ننویسید که چرا دانشگاه باز نمى‏شود. آن دانشگاه نباید باز بشود. دانشگاهى که امثال «شریف امامى» را تربیت مى‏کند نباید هم باز بشود. دانشگاه باید علم و تخصص را به آن مرتبه عالى برساند، و تعهد و اخلاق و اسلامیت را هم به آن مرتبه عالى. باید مهذّب بشود، هم دانشگاه هم حوزه‏هاى علمیه ..

وظیفه حوزه‏ها و دانشگاهها در تربیت انسان.

باید از حوزه‏هاى علمیه یک عالِمى به تمام معنا متعهد بیرون بیاید، و مرکز ساخت انسان باشد؛ و دانشگاه هم مرکز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهى مى‏خواهیم، نه معلم و دانشجو. دانشگاه باید انسان ایجاد کند و انسان بیرون بدهد از خودش. اگر انسان بیرون داد از خودش، انسان حاضر نمى‏شود که کشور خودش را تسلیم کند به غیر. انسان حاضر نمى‏شود که تحت ذلّت برود و اسارت. آنها هم از انسان مى‏ترسند ..

سابق رضاخان از مدرّس مى‏ترسید براى اینکه انسان بود. آن وقت هم مدرّس از قرارى که از او نقل کرده‏اند گفته بود که: «در مجلس ما یک مسلمان هست، آن هم ارباب کیخسرو» (1) رضاخان رقیب خودش را مدرّس مى‏دانست، به دیگران اعتنایى نداشت. رقیب خودش را مدرّس مى‏دانست که وقتى که مى‏ایستاد و صحبت مى‏کرد، متزلزل مى‏کرد همه را. یک انسان بود، وضع زندگى‏اش آن بود که شما شنیدید و من دیدم. وقتى که وکیل شد یعنى؛ از اول به عنوان فقیهى که باید در مجلس باشد تعیین شد. آن‏طور که نقل کرده‏اند، یک گارى با یک اسبى [در] اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران. آنجا آن را هم فروخته بود. و منزلش یک منزل مُحقَّر از حیث ساختمان. یک قدرى بزرگ بود ولى محقَّر از حیث ساختمان. و زندگى یک زندگى‏

__________________________________________________

(1)- ارباب کیخسرو، نماینده ارتشى‏ها در مجلس شوراى ملى بود، مدرس در یکى از نطقهایش در مجلس گفت: «در مجلس یک مسلمان هست و آن ارباب کیخسرو است، و این بدان معنا بود که هیچیک از نمایندگان آن مجلس مسلمان واقعى نیستند.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 418

مادون (1) عادى که در آن وقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود. کرباسى که باید از خود ایران باشد مى‏پوشید. این وطنخواهها کدام لباسشان مال ایران است؟.

باید همه اشخاصى که علاقه دارند به این کشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به این ملت، توانشان را روى هم بگذارند براى اصلاح دانشگاه. خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه‏اى بالاتر است. چنانچه خطر حوزه‏هاى علمیه هم از خطر دانشگاه بالاتر است.

باید تهذیب بشوند اینها. باید اشخاص متعهد- چه در حوزه‏هاى علمیه و چه در دانشگاه- کمر خودشان را محکم ببندند براى اصلاح. حالا شما آقایان یک قدم برداشتید و این قدم پُر برکتى است و او اینکه آن دیوار بزرگى که بین شما کشیده بودند، آن سدّ عظیمى را که مابین به اصطلاح فیضیه و دانشگاه کشیده بودند، آن سد را شما شکستید. این قدم اول است که شما برداشتید، و قدمهاى بعد، کوشش در اینکه از همه جهات مستقل باشید و وابسته نباشید. من این عرضى را که مى‏کنم، خوب دیگر نمى‏توانم بعد ببینم شما را که به آن مرتبه رسیده‏اید. دیگر اواخر کار است براى من. امّا من مى‏گویم که دیگران و نسلهاى آتیه‏اى که- ان شاء اللَّه- مى‏آیند متوجه باشند که این دو مرکز باید با هم باشند. و این دو مرکز باید علم و عمل، و علم و تهذیب را به منزله دو بالى بدانند که با یکى از آنها نمى‏شود پَرید، قدمهاى بعد؛ تهذیب است ..

دانشگاه مرکز علم و تهذیب.

مهم این است که دانشگاه یک کسى که از آن بیرون بیاید بفهمد که من با بودجه این مملکت تحصیل کرده‏ام، متخصص شده‏ام، به مقامات عالیه علم رسیده‏ام، و باید براى این مملکت خدمت بکنم. و براى استقلال این کشور باید خدمتگزار باشم. باید این اساتید دانشگاه آن چیزهایى که در سالهاى طولانى و خصوصاً در این تقریباً پنجاه سال آخر در مغز این جوانها انباشته کرده‏اند؛ و به آنها همچو باورانده بودند که ما خودمان چیزى نیستیم و باید همه چیزمان از آنجا باشد، که این موجب این شد که مغزهاى اینها به‏

__________________________________________________

(1)- کمتر از، پایین‏تر از.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 419

کار نیفتاد براى این که، خودشان یک چیزى را ایجاد کنند. باید آنهایى که به این کشور علاقه دارند، آنهایى که به این ملت علاقه دارند، آنهایى که خودشان وابسته نیستند و خدمتگزار ابرقدرتها نیستند، آنها همت کنند به اینکه دانشگاه را یک مرکزى درست کنند که مرکز علم وتهذیب باشد، که همه تخصصها در خدمت خود کشور باشد نه اینکه متخصص بشود و با آن تخصصش ما را به دامن امریکا بکشد. متخصص بشود و با آن تخصصش به کشور ما ضربه وارد کند. هرچه متخصصتر؛ بدتر ..

آن کسى که مهذَّب نشده است، و آن کسى که براى کشور خودش احساس نکرده که من براى این کشور هستم و از این کشور، من استفاده کرده‏ام و استفاده علمى‏ام را باید به این کشور تحویل بدهم، اگر این احساس نباشد و این باور نباشد، دانشگاه بدترین مرکزى است براى اینکه ما را به تباهى بکشد. و اگر این احساس پیدا شد و این اساتید دانشگاه، آنهایى که متعهدند، آنهایى که توجه دارند، آنهایى که در زمان سابق براى این مملکت غصه مى‏خوردند، باید خودشان را مجهز کنند که این فرزندان ایران، متعهد و در خدمت خود ایران باشند. اگر اینطور بشود، دانشگاه بالاترین مقامى است که کشور ما را به سعادت مى‏رساند ..

دانشگاه دو راه دارد: راه جهنم و راه سعادت. راه ذلّت و مسکنت و نوکرمآبى و امثال اینها، و راه عظمت و عزّت و بزرگمنشى. دانشگاه همین دانشگاه را تا ما داریم فایده ندارد. ما دانشگاه پنجاه سال است داریم. و از دانشگاه هرچه فساد توى این مملکت پیدا شد از این اشخاصى بود که در دانشگاه تحصیل کرده بودند، تخصص هم شاید داشتند.

آن «احمدى» (1) زمان رضاخان که بسیارى از رجال این مملکت را او با آمپولش کشت، آن هم از دانشگاهها، تخصص هم داشت، ولى تخصص را به این راه که آنهایى را که امر مى‏شد به او که باید کشته بشوند، با یک آمپول آنها را مى‏کشت. شما یک همچو دانشگاهى مى‏خواهید و یک همچو اساتیدى و یک همچو تخصصى؟ از آن طرف هم‏

__________________________________________________

(1)- پزشک احمدى پزشک شهربانى که عده زیادى از مبارزین عصر حکومت رضاخان را با آمپول هوا کشت و یا براى افرادى که زیر شکنجه کشته مى‏شدند، گواهى مرگ طبیعى صادر مى‏کرد.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 420

دانشگاه، از آن، اشخاصِ شریف بیرون مى‏آید، و ما مى‏خواهیم همه‏شان شریف باشند ..

ضرورت کوشش حوزه‏ها در تربیت اشخاصى مهذَّب.

فیضیه، اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمى‏خورد. «الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الْاکْبَرْ» (1) هرچه انباشته‏تر بشود علم، حتى توحید که بالاترین علم است، انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مُهذَّب نباشد، از خداى تبارک و تعالى دورتر مى‏کند. باید کوشش بشود در این حوزه‏هاى علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذَّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزه‏هاى اخلاقى، حوزه‏هاى تهذیب باشد، و حوزه‏هاى سلوک «الى اللَّه تعالى». شما مى‏دانید که مرحوم شیخ فضل اللَّه نورى را کى محاکمه کرد؟ یک معمّم زنجانى؛ (2) یک ملّاى زنجانى محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد؛ وقتى معمّم، ملّا؛ مهذّب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است. در بعض روایات هست که در جهنم، بعضیها- اهل جهنم- از تَعفُّن بعض روحانیین در عذاب هستند، و دنیا هم از تعفُّن بعضى از اینها در عذاب است ..

تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمى‏توانید دیگران را تهذیب کنید. آدمى که خودش آدم صحیحى نیست نمى‏تواند دیگران را تصحیح کند؛ هرچه هم بگوید فایده ندارد. کوشش کنند علمایى که الآن در حوزه‏ها هستند؛ در هر حوزه‏اى از حوزه‏هاى اسلامى که این جوانها که با یک فطرت سالم مى‏آیند، بعد از ده، بیست سال با یک فطرت فاسد بیرون نروند. تهذیب لازم است؛ هم در شما و هم در شما. البته همه، همه ملت و همه انسانها باید مهذَّب بشوند. لکن تاجر اگر مهذَّب نشد، کارش یک کار گرانفروشى و نمى‏دانم اینهاست که وقتى همه‏اش را روى هم بگذارند فسادش زیاد است، اما یک نفر این قدرها فساد ندارد.

اما عالِم اگر فاسد بشود، یک شهر را، یک مملکت را به فساد مى‏کشد، چه عالِم دانشگاه باشد و چه عالِم فیضیه، فرقى نمى‏کند. ان شاء اللَّه خداوند تبارک و تعالى، این قدمى را که‏

__________________________________________________

(1)- دانش بزرگترین حجاب است.

(2)- شیخ ابراهیم زنجانى.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 421

شما عزیزان برداشتید و آن وحدت بین شما و دانشگاه و شما و روحانیون، این قدم را مبارک کند و توجه به این داشته باشید که حالا که شما نزدیک به هم دارید مى‏شوید، نقشه‏هایى که براى جدا کردن شما از هم است، بیشتر به کار مى‏افتد ..

نقشه دشمنان؛ جدایى میان حوزه و دانشگاه.

آن وقت جدا کرده بودند شما را از هم. یک دیوارى کشیده بودند. شما آن طرف و آنها هم آن طرف. هر دو هم به هم بدبین و آنها هم استفاده‏اش را مى‏کردند. حالا که مى‏بینند که یک تحولى پیدا شده است؛ دانشگاهى متمایل شده است به روحانى، روحانى متمایل شده است به دانشگاهى، با هم هستند و مى‏خواهند با هم کشور خودشان را به پیش ببرند، حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانى را از یک طرف بکوبند و دانشگاهى را از یک طرف، و فساد کنند بین این دو تا. به آنها بگویند که اینها چطورند، به اینها بگویند آنها چطورند. چشمهایتان را باید خیلى باز کنید. در این زمان چشم و گوشها باید خیلى باز باشد که یک وقت مى‏بینید از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فیضیه شما را به فساد مى‏کشانند. شما را به تفرقه مى‏کشانند، اینها نمى‏توانند ببینند. اینهایى که نمى‏خواهند این کشور یک کشور صحیح و سالم باشد، و اربابهاى آنها که از اوّل هم نمى‏خواستند، نمى‏توانند ببینند که شما با هم مجتمع شده‏اید و مى‏خواهید با هم کار کنید.

آنها عواقب این امر را براى خودشان مى‏دانند که اگر حقیقتاً دانشگاهى و حوزه‏هاى علمى و همه دانشگاهها در هر جا که هستند اینها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند براى پیروز کردن انقلاب، این براى آنها چه عواقبى دارد. آنها این مطالب را مطالعه کرده‏اند، مى‏فهمند و در صدد این هستند که نگذارند شماها با هم باشید. چشم و گوشتان را- چه دانشگاهیها و چه طلاب علوم روحانى- چشم و گوشتان را باز کنید. و هر که به شما یک مطلبى بود گفت که در آن مسیر باشد، توجه کنید که این یک غرضى در آن هست.

هر وقت آمدند گفتند روحانى چه جورى است، و هر وقت آمدند گفتند دانشگاهى چه جورى است، بدانید که این کارى که شما کردید، براى آنها سنگین دارد تمام مى‏شود.

صحیفه امام، ج‏13، ص: 422

و باید- ان شاء اللَّه- به پیش بروید و اشخاصى هم که هرکس در هر جا هست و مى‏تواند خدمت بکند به این اجتماع و خدمت بکند به این دانشگاه و خدمت بکند به این فیضیه، باید خدمت بکند که آنها را، هم مهذّب کند و هم عالِم، متخصّص و هم متحد.

من امیدوارم به اینکه شماها این قدم را برداشتید، این قدمها یک قدمهاى بلندترى در دنبال داشته باشد، و با فضل خداى تبارک و تعالى، شما این مملکت خودتان را نجات بدهید از این انگلهایى که حالا دارند فساد مى‏کنند و از انگلهایى که بعدها هم خواهند آمد ..

- والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

  نظرات ()
مطالب اخیر چالش سطل آب واقعی علوم انسانی اسلامی و رشته های مختلف ( حتما بخوانید در ادامه مطلب قبلی ) سود بالای بانک‎ها مشتریان را لاشخور می‎کند/ پول فاسد، قلب را فاسد می‌‎کند مقاومت، نه مذاکره! واکاوی نماد گرائی ساختمان کتابخانه ی مرکزی لس آنجلس تصاویر/99درصد علیه 1 درصد دانلود ویژه نامه جمعیت روزنامه ایران شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد تبیین مهمترین راهکارهای رفع مشکلات جهان ازسوی رییس جمهوری اسلامی ایران متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد در شصت و ششمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد
کلمات کلیدی وبلاگ خبر (۱٥٧) عکس (۱٢٢) مقاله (۱٠٧) نقد (٧٤) سیاست (٥٢) فرهنگی سیاسی (٤٧) اندیشه (٤٦) تاریخی (٤٥) دانلود (۳٠) فرهنگی مذهبی (٢٦) فراماسونری، ایلومناتی، شیطان پرستی و (٢۳) غرب شناسی (٢٢) سینما و رسانه (٢۱) تحلیل سیاسی - اجتماعی سریال مختارنامه (۱۸) فرهنگی اجتماعی (۱٦) ائمه اطهار علیهم السلام (۱٢) غرب زدگی نوشته جلال آل احمد (۱٢) رهبر معظم انقلاب (۱٢) معارف اسلامی (۱۱) آخرالزمان (۱۱) عدالت خواهی (۱٠) اقتصادی (۱٠) اسلام (٩) علمی فرهنگی (۸) حکایات عبرت آموز (٧) هدفمند کردن یارانه ها (٧) مراجع و علما (٧) فرقه های انحرافی (٦) مستند (٦) طنز (٦) قانون اساسی کشورها (٥) دانلود سریال مختارنامه (٤) کاریکاتور (٤) حدیث (۳) سکولاریسم (۳) خلیج همیشه فارس (۳) جنگ سایبری (۳) کتاب عبور از فتنه (۳) دفاع و امنیت (۳) مدعیان روشنفکری (٢) لطیفه های آموزنده تاریخ (٢) هشت سال دفاع مقدس (٢) شهدای انقلاب اسلامی (٢) شیعه (٢) وهابیت (٢) معرفی کتاب (٢) امام خمینی (ره) (٢) بازی رایانه ای (۱) گفتگو (۱) مناظرات (۱) ماه مبارک رمضان (۱) قوانین (۱) مقالات سید شهیدان اهل قلم ( سید مرتضی آوینی ) (۱) مجموعه مستند فاز3 (۱) مهندس حاج سعید قاسمی (از سرداران دفاع مقدس و مدیر (۱) مستند سریالی ظهور (the arrivals) با زیرنویس فارسی (۱) معرفی وبلاگ و سایت (۱) اسناد لانه جاسوسی به زبان انگلیسی (۱) مراکزفکری و بنیادهای به ظاهر بشردوستانه (۱)
دوستان من پایگاه خبری تحلیلی ابصار نیوز وب سایت تخصصی مهدویت و فراماسونری وعده صادق پايگاه اطلاع رساني مؤسسه فرهنگي موعود بیداری اندیشه مرکز مطالعات خلیج فارس Persian Gulf Studies Center ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب